<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://sarabiz.loxblog.com</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>تاثیر حقوق و دستمزد بر کاهش فساد اداری</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/تاثیر-حقوق-و-دستمزد-بر-کاهش-فساد-اداری</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/تاثیر-حقوق-و-دستمزد-بر-کاهش-فساد-اداری</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;

&nbsp;
موضوع فساد به عنوان یکی از معضلات قرن بیست ویکم اهمیت زیادي دارد که سهم کشورهاي توسعه نیافته و در حال توسعه، بیش از دیگر کشورهاست و با &laquo;بررسی تأثیر حقوق و دستمزد بر کاهش فساد اداري &raquo; چنین بر ذهن متبادر شده و ما را رهنمون می سازد که عوامل زیادي در فساد دخیل هستند که از آن جمله؛ می توان به عامل حقوق و دستمزد اشاره نمود که هدف از انجام این تحقیق، آن است که ارتباطی تنگاتنگ بین مقدار حقوق و دستمزد و فساد وجود دارد و بدین معنا که اگر بین حق الزحمه دریافتی کارکنان با آن مقدار از حقوق و دستمزدي که در مسیر زندگی متعارف، هزینه می کنند، رابطه عادلانه وجود نداشته باشد، عکس العمل طبیعی قضیه این است که فساد اداري و مالی، خواسته یا ناخواسته صورت خواهد گرفت و عامه مردم بدبین شده و عاملی می شود براي سقوط سازمانها. پژوهشگران در این مقاله، با تعدادي از قضات و کارکنانی که به نوعی با معضل فساد برخورد داشته و در محیط کاري آنان، زمینه وجود فساد فراهم است، مصاحبه نموده اند که ...
بررسی تاثیر حقوق و دستمزد برکاهش فساد اداری(مطالعه موردی: دانشگاه علوم پزشکی کهگیلویه و بویراحمد)
&nbsp;
نويسنده اول:&nbsp; اسماعیل گشتاسب&nbsp;(B Lotus 14 pt, Bold)
وابستگی سازمانی نويسنده اول (B Lotus&nbsp; 12 pt, Bold)
&nbsp;
نويسنده دوم: یعقوب انصاری&nbsp;(B Lotus 14 pt, Bold)
وابستگی سازمانی نويسنده دوم (B Lotus&nbsp; 12 pt, Bold)
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
چکیده (فونتB Lotus &nbsp;- اندازه 12 - پررنگ)
موضوع فساد به عنوان یکی از معضلات قرن بیست ویکم اهمیت زیادي دارد که سهم کشورهاي توسعه نیافته و در حال توسعه، بیش از دیگر کشورهاست و با &laquo;بررسی تأثیر حقوق و دستمزد بر کاهش فساد اداري &raquo; چنین بر ذهن متبادر شده و ما را رهنمون می سازد که عوامل زیادي در فساد دخیل هستند که از آن جمله؛ می توان به عامل حقوق و دستمزد اشاره نمود که هدف از انجام این تحقیق، آن است که ارتباطی تنگاتنگ بین مقدار حقوق و دستمزد و فساد وجود دارد و بدین معنا که اگر بین حق الزحمه دریافتی کارکنان با آن مقدار از حقوق و دستمزدي که در مسیر زندگی متعارف، هزینه می کنند، رابطه عادلانه وجود نداشته باشد، عکس العمل طبیعی قضیه این است که فساد اداري و مالی، خواسته یا ناخواسته صورت خواهد گرفت و عامه مردم بدبین شده و عاملی می شود براي سقوط سازمانها. پژوهشگران در این مقاله، با تعدادي از قضات و کارکنانی که به نوعی با معضل فساد برخورد داشته و در محیط کاري آنان، زمینه وجود فساد فراهم است، مصاحبه نموده اند که اگر به مسئله حقوق و دستمزد کارکنان اهمیت داده نشود چه مشکلی در راستاي ایجاد فساد در ابعاد سازمان و جامعه پیش خواهد آمد و اینکه تحقیق مورد نظر در قالب هدف، کاربردي و به لحاظ نوع داده، کیفی است. لذا روش تحقیق از نوع مطالعه موردي بوده و نتیجه آنکه، به عقیده پاسخ دهندگان مصاحبه، با بهبود حقوق و دستمزد، فساد اداري و مالی کاهش می یابد که این موضوع از طریق عدالت، انتخاب و جذب منابع انسانی شایسته، شایسته سالاري نصب منابع انسانی در پست هاي کلیدي، رضایتمندي کارکنان و دیده شدن کار کارکنان انجام می شود.. &nbsp;
&nbsp;
واژگان كليدي: حقوق و دستمزد، فساد اداری، علوم پزشکی.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مقدمه
یکی از انحرافات و آسیب هاى اجتماعى که جوامع انسانى در طول تاریخ از آن رنج برده اند، مسئله فقر و نابرابری درآمدها و پایین بودن وضع معیشتی اکثریت توده جامعه است. به اعتقاد اکثر متفکران، فساد یک بیماری انکارناپذیر در همه حکومت ها بوده و مختص یک قاره، منطقه یا گروه قومی خاص نیست و اقدامات فساد آمیز مربوط به زمان حال نبوده، بلکه تاریخ آن به قدمت جهان می باشد(قاهردوست و همکاران، ۱۳۹۴: ۸۶). لذا حکومت ها و دولت ها از قرن ها پیش با مشکل فساد اداری رو به رو بوده اند به طوری که در متون باستانی نیز اشارات متعددی به این پدیده شده است. در قرن چهاردهم متفکر برجسته جهان اسلام، ابن خلدون، به فساد اداری توجه داشته و علت اصلی آن را علاقه شدید طبقات حاکم به زندگی تجملاتی عنوان می کند. به اعتقاد ابن خلدون، هزینه های بالای تجملات، طبقات حاکم را وادار می کند به فساد اداری&nbsp; متوسل شوند(خداخواه، 1398: 38). از طرفی هنگامی که کارگر، آگاهانه از حقوق و دستمزد خود محروم می شود، به هیچ وجه نمی توان از او انتظار آرامش داشت. آموزه های ادیان مختلف حاکی از آن است که &laquo;کارگر مستحق مزد خود است&raquo;؛ لذا این امر بیانگر آن است که پرداخت حقوق و دستمزد کارگران فقط یک وظیفه مدنی نیست، بلکه به همان اندازه یک وظیفه دینی نیز به شمار می آید و باید به طور جدی به آن پایبند بود. در سازمانی که این مسئولیت برآورده می شود، فساد اداری و بحران بین کارگران و کارفرمایان در کمترین حد ممکن می باشد(Izuegbu,2022:11).علاوه بر آن، سیاست های مبارزه با فساد در بسیاری از کشورها بر این اصل استوار است که فساد، ناشی از دستمزدهای پایین می باشد. شواهد گسترده ای در رابطه با تأثیر کاهش دستمزد بر فساد وجود دارد. این شواهد حاکی از آن است که کاهش دستمزد سبب افزایش سطح فساد می گردد Demirg&uuml;&ccedil;-Kunt et al, 2021: 4)).فساد به عنوان اساسی ترین چالش هایی که بر دولت ها، بازیگران غیردولتی و نهادهای تجاری در سراسر جهان تاثیر می گذارد، در نظرگرفته شده است، فساد به دلیل تاثیر سوء و ویژگی های مخرب آن بر بافت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و رتبه بین المللی تهدیدی برای امنیت ملی می باشد که می تواند تمایلات فسادی و عملکردی عادی دولت را نیز مختل نماید، زیرا به سیاست های توزیع مجدد آن آسیب می رساند، و حقوق مشروع شهروندان را نقض می نماید، فساد هم مخرب و هم تهدیدزا می باشد که عوامل بسیاری در آن دخیل هستند(راهپیما و همکاران،1400: 24).اگر فساد تنها به لغزش های گاه به گاه در تعهدات شخصی مربوط می شد، ممکن بود بتوان با آن کنار آمد، اما فساد اشکال بی شمار، علل متنوع و پیامدهای غیرمنتظره ای دارد که برخی از آن ها تا حدی اجتناب ناپذیرند. فساد علامتی است که نشان می دهد اشکالی در مدیریت وجود دارد. لذا دستمزدهای بالاتر جهت کاهش فساد و علاوه بر آن، جذب افراد صادق تر در استخدام پیشنهاد شده است(فیروزجائیان و محمودیان، 1400: 202 و CHEN &amp; LIU.,2018:2). و در نهایت، توجه به این امر، از آن روست که فساد اغلب دربر دارنده سه طبقه است که با هم همپوشانی دارند: سوءاستفاده از پول یا پاداش برای منفعت شخصی؛ تبادل نامناسب پول یا پاداش برای نفوذ و قدرت نابجا؛ تخلف از مصالح عمومی یا هنجارهای رفتاری. وجود فساد در سازمان ها بخاطر دارا بودن منابع انسانی و مالی و اقتصادی هنگفت باعث تضعیف روحیه کارکنان و اتلاف انرژی می شود که در دراز مدت می تواند مسیر رشد اقتصادی را با موانع بسیار مواجه سازد(حقیقتیان و همکاران، 1395: 53).بدون شک فساد، وارد کردن خدشه برسیاست های سازمان و دستگاه است که باعث افزایش هزینه ها و اخلال در روند تصمیم در سازمان ها می گردد و موجبات زیان های اجتماعی ، سیاسی، اقتصادی و همچنین تضعیف اعتقاد و اعتماد مردم به ظرفیت ها و توانایی یک سازمان و در آخر قطع امید از آن خواهد شد، حال که فساد در سازمان ها این چنین ضررهایی را به دنبال دارد، پس چرا نباید به صورت ضرب الاجل و با تمام قوا و حتی در کلیه زمینه های موجود جلوی آن را گرفت تا بیش از این در جامعه ریشه ندواند، چرا که ریشه دواندن آن در سازمان ها اثرات مخربی برکیفیت زندگی کارکنان در پی خواهد داشت، زیرا وقتی آستانه تحمل و میزان پذیرش نابرابری اعضای یک سازمان پایین باشد اعضا در قبول نابرابری مقاومت می کنند و این فاصله قدرت عناصر پایین دست سازمان، منجر به عدالت خواهی شده و با اثبات رابطه معناداری و مثبت، فاصله قدرت پایین برکاهش فساد ، عدالت خواهی در آنها به عنوان نقش پذیرفته شده آن دارای اثر متناظر بر کاهش فساد می باشد. برای اینکه انسان های ناآگاه و انسان های دارای احساس کوچک را به انسان های بزرگ و انسان های غیر خلاق را به خلاق تبدیل کنیم باید مشاغلی به آنها واگذار شود که با انجام آن بتوانند به نیازهای ذاتی خود پاسخ مثبت دهند و از طریق آن احساس اهمیت کنند، بنابراین شغل خوب و پرمعنا و غنی، مهم ترین روش ایجاد عزت نفس و احساس اهمیت است که موجبات رشد و پیشرفت نیروی انسانی را فراهم می کند، البته یک شغل، ممکن است برای یک شخص جالب و غنی باشد ولی برای شخص دیگر اینطور نباشد، بنابراین لازم است ابتدا به بررسی توانایی و نیازها و علائق نیروی انسانی پرداخته شود و بعد شغل مناسب در نظرگرفته شود، به طوری که با انجام آن، اهداف مذکور حاصل گردد و کمیت و کیفیت نیروی کار و هزینه های مربوط به آن از موضوعاتی است که همواره باید کنترل و بررسی شود تا با پرداخت حقوق و دستمزد مناسب، کیفیت نیروی کار که مطابق با علائق آنان می باشد حفظ شود،از طرفی دیگر کیفیت را می توان انجام دادن کار به صورت صحیح و مداوم در کلیه طبقات یک سازمان تعریف کرد که به معنای برآوردن یا تامین خواسته های سیستم طبق استاندارد بوده و کیفیت زندگی کاری، نمایانگر نوعی فرهنگ سازمانی و شیوه مدیریت است که کارکنان براساس آن احساس مالکیت خودگردانی، مسئولیت و عزت نفس می کنند، کیفیت زندگی مجموعه ای از شرایط واقعی کار در یک سازمان مانند تعهد سازمانی، روحیه کار تیمی و رضایت شغلی، جبران خدمات و از این قبیل موارد است.
پیشینه تحقیق
قاهردوست و همکاران(۱۳۹۴) پژوهشی تحت عنوان بررسی چگونگی تأثیر حقوق و دستمزد بر کاهش فساد اداری و مالی انجام دادند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی ارتباطی بین مقدار حقوق و دستمزد و فساد بود. بدین معنا که اگر بین حق الزحمه دریافتی کارکنان با آن مقدار از حقوق و دستمزدی که در مسیر زندگی متعارف، هزینه می کنند، رابطه عادلانه وجود نداشته باشد، عکس العمل طبیعی قضیه این است که فساد اداری و مالی، خواسته یا ناخواسته صورت خواهد گرفت و عامه مردم بدبین شده و عاملی می شود برای سقوط سازمان ها. تحقیق مورد نظر در قالب هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده، کیفی می باشد. لذا روش تحقیق از نوع مطالعه موردی بوده و نتیجه آن که، به عقیده پاسخ دهندگان مصاحبه، با بهبود حقوق و دستمزد، فساد اداری و مالی کاهش می یابد که این موضوع از طریق عدالت، انتخاب و جذب منابع انسانی شایسته، شایسته سالاری نصب منابع انسانی در پست های کلیدی، رضایتمندی کارکنان و دیده شدن کار کارکنان انجام می شود.
دسوزا رگو(2021) پژوهشی تحت عنوان &laquo; تأثیر فساد بر نابرابری درآمد: نقش رژیم سیاسی&raquo; انجام دادند. هدف از این مطالعه، بررسی چگونگی تأثیرگذاری فساد بر نابرابری حقوق و دستمزد و درآمد بود. برای دستیابی به این هدف، نمونه ای شامل 108 کشور در بازه زمانی 1996 تا 2017 در سطح جهانی در نظر گرفته شد. یافته ها حاکی از آن بود که به طور کلی، کنترل فساد با افزایش نابرابری درآمد، به ویژه در آسیا و اروپای شرقی همراه است، در حالی که، در کشورهای اروپای غربی و آمریکای لاتین، کنترل فساد با سطوح پایین تر نابرابری درآمد همراه است.
چن و لیو(2018) پژوهشی تحت عنوان &laquo;حقوق و دستمزد و فساد بخش دولتی: یک مطالعه تجربی&raquo; انجام دادند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حقوق و دستمزد بخش دولتی و فساد در چین بود. معیار فساد ، میزان رشوه دریافتی از سوی مقامات دولتی در جریان دادرسی دادگاه بود. بازه زمانی تحقیق، سال های ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۴ را پوشش می داد. جامعه آماری متشکل از 32860 محکومیت فساد اداری در 30 استان در سراسر چین بود. نمونه نیز حدود 5 درصد از کل پرونده های دادگاه را شامل می شد. یافته ها حاکی از آن بود که انگیزه دادن با دستمزدهای بالاتر بخش دولتی، فساد را در زمانی که دستمزد بخش عمومی پایین است کاهش می &zwnj;دهد، اما به &zwnj;نظر می&zwnj; رسد هنگامی که دستمزد بخش عمومی بالا است، از سیاست چماق و هویج استفاده شود، بدین سان که &laquo;چماق&raquo; به جای &laquo;هویج&raquo; برای جلوگیری از فساد ضروری است.
&nbsp;
روش شناسی تحقیق
با توجه به اینکه تحقیق مورد نظر از نظر هدف، کاربردي و به لحاظ نوع داده ها، بصورت کیفی است لذا روش تحقیق به کار گرفته شده در نوشتار از نوع روش مطالعه موردي است و با استفاده از مصاحبه عمیق ساختارنیافته و حضوري با خبرگانی که به نوعی روزانه درگیر تبعات حاصل از فسادهاي اداري و مالی بوده و به لحاظ شغلی، با عوامل فساد اداري و مالی ارتباط داشته اند و در امر مبارزه یا پیشگیري با فساد اداري و مالی مرتبط می باشند، صورت گرفته که این افراد، بصورت انتخاب غیرتصادفی و هدفمند تعیین گردیده و در مواقع مورد نیاز از روش گلوله برفی استفاده شده و با توجه به اینکه در علوم پزشکی کهگیلویه و بویراحمد ، حجم و تنوع پرونده ها گوناگون می باشد، لذا جامعه آماري مورد بررسی در این پژوهش را مدیران و کارشناسان &nbsp;محترم و کارکنان زحمتکش آن دانشگاه، تشکیل داده اند و با توجه به اینکه روش جمع آوري داده هاي این تحقیق از نوع مصاحبه بوده و روش مصاحبه، نمونه گیري نداشته و از روش نظري استفاده شده است، بنابراین؛ تعداد نمونه ها تا جایی ادامه پیدا کرده که محتواي مصـاحبه به مرحلۀ اشباع برسد و روش مورد نظر براي تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به کیفی بودن تحقیق و استفاده از ابزار مصاحبه به عنوان ابزار اصلی جمع آوري داده ها، از شیوه تحلیل تم بوده که براي داده هاي کیفی مناسب است.
یافته های پژوهش
پس از مصاحبه با ده نفر از افراد شاغل در علوم پزشکی کهگیلویه و بویراحمد و با توجه به اینکه نظرات به مرحله اشباع رسیده اند و به عبارتی دیگر تکرار در مفاد نظرات وجود داشته است لذا کیه نظرات در 5 بند جمع بندی گریده که در جدول&nbsp; شماره 1 آمده است.
جدول1: خلاصه نظرات مصاحبه شوندگان و نتایج حاصل از آنها





ردیف


پاسخ سوالات شونده در خصوص سوال مطروحه


نتایج




1


در توزیع نقدینگی و حقوق و مزایا بین کارکنان سازمانها و حتی بین سازمانهاي متفاوت، شباهتی وجود ندارد و تفاوتها زیاد بوده که موجبات نارضایتی را به بار می آورد


ایجاد بستر عدالت در توزیع امکانات و درآمدها در جامعه، بهبود سیاستهاي حقوق و دستمزد




2


در زمان استخدام به پیشینه افراد دقت شود و همچنین براي کارکنان، حقوق و مزایاي متناسب در نظر گرفته شود تا از بابت فکري، آسودگی خیال داشته باشند و خود را با دیگران مقایسه نکنند


جذب، حفظ و نگهداري افراد شایسته، ایجاد رضایتمندي کارکنان به لحاظ تخصیص حقوق و دستمزد معادل و همسان با میزان عملکرد آنان




3


اگر کارکنان در مشکلات هزینه هاي زندگی، آسودگی خاطر داشته باشند، طبیعی است که نسبت به عوامل فساد، موضع مخالف گرفته و حتی برخورد هم می کنند و از طرفی دیگر، برخی از کارکنان به مافوق خود نگاه می کنند و وقتی مافوق ضوابط را رعایت نمی کند، طبیعی است، فرد زیردست نیز نسبت به انجام فساد از نوع اداري و حتی مالی اقدام می کند. همچنین؛ کارکنان به همکاران خود نیز دقت می نمایند که تا چه میزان از مزایا و امکانات برخوردار هستند و خود را با دیگران مقایسه می کنند و اگر شخصی در سازمان، از میزان حقوق و مزایاي خود راضی باشد، حتی شرایط گفته شده قبل، تأثیري در رفتارش نداشته و از میزان فسادش کاسته خواهد شد


اجراي روند برابري در تخصیص منابع، انتصاب افراد شایسته در مناصب کلیدي و بهبود حقوق و دستمزد




4


در سازمانها جلساتی گذاشته شود و به صورت آموزشی، نسبت به خلاف بودن زمینه فساد به لحاظ اخلاقی و اجتماعی، فرهنگ سازي شود و همچنین براي تأثیر بیشتر آموزش مورد بحث، از ایجاد زمینه فساد نیز همزمان جلوگیري شود. بسیاري از افراد از میزان حقوق خود ناراضی هستند و عده اي نیز هر اندازه حقوق دریافت نمایند، در انجام عمل مفسدانه آنان، تأثیري ندارد و ذاتاً این عمل براي آنان خوشایند است


فرهنگ سازي مناسب در جهت ترویج اعمال ضد فساد، جلوگیري از شرایط بیمارگونه برخی از افراد در راستاي ایجاد بستر فساد و انجام آن




5


برخی از کارکنان به دلیل کار زیاد و مشاهده اینکه کار از طریق آنان صورت میگیرد، اما سودآوري براي عده خاصی می باشد و عده خاصی از مزایاي سازمان استفاده می کنند، به همین دلیل از کار دلسرد شده و به اعمال فساد روي می آورند که دلیل عمده آن هم کم بودن میزان حقوق دریافتی آنان است


جلوگیري از خستگی ملالت بار کار، ناشی از عدالتخواهی متأثر از وجود فساد مالی و اداري، ایجاد بستر مشارکت کارکنان در سود سازمانها، تدوین سیاستهاي جبران خدمات و حقوق و دستمزد




6


در برخی از سازمانها، تا اندازه اي عمل فساد گسترش دارد که افراد تازه وارد نیز مبادرت به فراگیري عدم اجراي عملیات قانونی می کنند و به امور فسادآور روي می آورند و بهانه اصلی آنان نیز حقوق کم است


پاكسازي محیط بیمار سازمانها در راستاي وجود بستر فساد و بهبود سیاستهاي جبران خدمات و حقوق و دستمزد




7


عدم امکان تأمین نیازهاي خانواده اعم از مالی و مزایاي رفاهی در برخی از افراد موجب ایجاد بستر فساد شده و عدم وجود ایمان به خدا و عدم ترس از خدا نیز موجب تشدید این امر می شود و برخی از همین افراد از عواقب الهی فسادي که صورت می دهند، آگاهی ندارند و حتی عواقب ناشی از تنبیه اداري را نادیده می گیرند و دلیل عمده آن را کم بودن حقوق خود می دانند


برنامه ریزي براي کاهش فقر و بهره گیري همگانی از مزایاي رفاه اجتماعی، جلوگیري از دستیابی عده اي از افراد به یکسري از امکانات به صورت ناحق، افزایش فرهنگ تقوي و بهبود سیاستهاي جبران خدمات و حقوق و دستمزد، افزایش آموزش در زمینه عواقب ناشی از اعمال فساد و نحوه برخورد با آن، ایجاد زیرساخت سلامت نفس





&nbsp;
نتیجه گیری:
رکود اقتصادی، کاهش درآمدها، مادی گرایی، بی ثباتی اقصادی، تورم افسار گسیخته ، عدم تناسب دخل و خرج ناشی از عدم عدالت اقتصادی، کاهش قدرت خرید مردم و توزیع نامناسب در آمدها در جامعه، از عوامل مهم اقتصادی است که زمینه های بروز سوء استفاده های مالی و تخلفات اداری را فراهم می سازد، نتایج مصاحبه با تعدادی از مدیران و کارشناسان و کارکنان زحمت کش علوم پزشکی مورد مطالعه و با تحلیل بر مطالب بیان شده چنین برداشت می شود که با افزایش تورم کالاها و خدمات به نسبت افزایش حقوق و دستمزد کارکنان سازمان، رتبه فساد در کشور افزایش داشته و چنین استنتاج می شود که افزایش حقوق و دستمزد در کاهش میزان فساد نقش عمده ای داشته و از طرفی دیگر، در تعدادی از سال ها افزایش شاخص تورم نسبت به افزایش حقوق و دستمزد در افزایش فساد تاثیر رو به رشد نداشته و با توجه به اینکه فساد نوعی هنجار شکنی و تخطی از هنجارهای اخلاقی و قانونی در عملکرد اداری و سازمانی و مالی است، از این روست که فساد اداری و مالی و تعریف آنها تابعی از هنجارهای مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ آن می شود و ملاحظه می گردد، که سه انگیزه نفع شخصی مستقیم، دریافت رشوه نقدی یا غیرنقدی از شخص ثالث و کمک به دوستان و خویشاوندان به عنوان اساسی ترین ارکان تعاریف فساد اداری و مالی تلقی می شوند، لذا عدم وجود عدالت در تخصیص امکانات ، عدم تخصیص صحیح عوامل جبران خدمات، نابرابری های منفی و کمبود در تقوای انسانی از جمله دلایل آن می باشند که پیشنهاد می شود با بررسی میزان تاثیر گذاری عدالت، میزان تخصیص آیتم های جبران خدمات منطبق با عوامل عدالت و براساس میزان کیفیت کاری کارکنان، و همچنین بررسی چگونگی افزایش تقوای کارکنان و تاثیر آن برکاهش فساد، میزان اثرگذاری هر کدام از آیتم های مذکور برکاهش فساد اداری و مالی را کنکاش تا بتوان زمینه ای جهت ارائه راهکار مناسب اجرایی نمودن آنها را فراهم کرد.
&nbsp;
&nbsp;
- منابع 
حقیقتیان، منصور؛ دوله، معصومه؛ طعیمه پور، ایمان؛ دوله، فاطمه (1395) رابطه بین تعهد سازمانی و گرایش به فساد اداری بین کارکنان شهرداری تهران. رفاه اجتماعی، 16(61 )، 76- 47.
خداخواه، نسیم (1398) نقش حقوق بشر در پیشگیری از فساد اداری،&nbsp;وکیل مدافع، &nbsp;9(18), 37-48.&lrm;
راهپیما، عبدالحمید؛ پیشگاه هادیان، حمید؛ خسروی، محمدعلی؛ تفضلی، حسین(1400) بررسی تاثیر عوامل گسترش فساد اداری برشاخص های اقتصادی و ارایه راهکارهای مقابله ای، فصلنامه مطالعات سیاسی، 54، 23-41.
فیروزجائیان، علی اصغر؛ محمودیان، معصومه (1400) مرور نظام&zwnj; مند مطالعات علمی انجام &zwnj;شده در حوزۀ فساد اداری در ایران، مسائل اجتماعی ایران، ۱۲ (۲) ، 220- 201.
قاهردوست، علیرضا؛ یزدانی، حمیدرضا؛ ناصرزاده، سیدمحمدرضا (۱۳۹۴) بررسی چگونگی تأثیر حقوق و دستمزد بر کاهش فساد اداری و مالی، فصلنامه مطالعات منابع انسانی، ۵(۱۵)، ۱۰۸- ۸۵.
Chen, Y., &amp; Liu, Q. (2018). Public-sector wages and corruption: An empirical study.&nbsp;European Journal of Political Economy,&nbsp;54, 189-197.
de Sousa, P. D. A. N. (2021). The Impact of Corruption on Income Inequality: The Role of the Political Regime, FEP - Faculdade de Economia da Universidade do Porto, 1-78.
Demirg&uuml;&ccedil;-Kunt, A., Lokshin, M., &amp; Kolchin, V. (2021). Effects of Public Sector Wages on Corruption: Wage Inequality Matters. Available at SSRN 3838088.
Izuegbu, S. C. (2022). A LABOURER DESERVES HIS WAGES (Luke 10: 7): TOWARDS A LASTING SOLUTION TO WAGE CRISIS AND INCESSANT STRIKES IN NIGERIA. NIGERIAN JOURNAL OF AFRICAN STUDIES (NJAS), 4(1).
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اوج فضیلت قرآنی و ارزش این کتاب مقدّس آسمانی</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/اوج-فضیلت-قرآنی-و-ارزش-این-کتاب-مقدّس-آسمانی</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/اوج-فضیلت-قرآنی-و-ارزش-این-کتاب-مقدّس-آسمانی</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;درباره&zwnj;ی کلام&zwnj;الله مجید، بزرگان و علما هزاران نکته&zwnj;ی پُرمغز و شیرین گفته&zwnj;اند و هزاران هزار نکته&zwnj;ی ناگفته همچنان باقی است. هر چه درباره&zwnj;ی قرآن عرض بکنیم، به اوج فضیلت قرآنی و ارزش این کتاب مقدّس آسمانی نخواهیم رسید. آن نکته این است که ما هر وقت به قرآن مراجعه میکنیم، توجّه داشته باشیم که قرآن معجزه&zwnj;ی پیغمبر است. قرآن معجزه است؛ یعنی خدای متعال به وسیله&zwnj;ی قرآن، اثبات نبوّت نبیّ مکرّم اسلام را کرده؛ این مسئله&zwnj;ی خیلی مهمّی است. [قرآن] معجزه&zwnj;ی خالده است. فرق این معجزه با معجزات دیگر انبیا این است که آن معجزات مال دوران خود آن نبیّ مکرّم بود، و مشاهده&zwnj;ی معجزه&zwnj;ی الهی مخصوص به همان مردم بود: ناقه&zwnj;ی صالح را فقط مردم آن زمان دیدند، عصای موسیٰ را فقط مردم آن زمان دیدند، بقیّه خبرش را شنفتند؛ لکن معجزه&zwnj;ی پیغمبر را در طول تاریخ و تا هزاران سال دیگر، خود مردم جلوی چشمشان مشاهده میکنند، این معجزه را به چشم خودشان می&zwnj;بینند. این استمرار اعجاز قرآنی و اعجاز نبوی یک برکت عظیمی است برای عالم انسانیّت، برای عالم وجود.
قرآن همه&zwnj;چیزش معجزه است





لفظ قرآن
نظم قرآن
مفاهیم قرآن
خبر قرآن از گذشته و آینده 
بیان قرآن از سنّت&zwnj;های عالمِ وجود
از بطون انسان خبر دادن 
و همه&zwnj;چیز قرآن معجزه است





قرآن همه&zwnj;چیزش معجزه است؛ لفظ قرآن معجزه است، نظم قرآن معجزه است، مفاهیم قرآن معجزه است، خبر قرآن از گذشته و آینده معجزه است، بیان قرآن از سنّت&zwnj;های عالمِ وجود معجزه است، از بطون انسان خبر دادن معجزه است؛ همه&zwnj;چیز قرآن معجزه است؛ ما از این معجزه&zwnj;&zwnj;ی بزرگ باید بهره ببریم، استفاده کنیم. اگر از قرآن بهره ببریم، زندگی بشر به سامان خواهد رسید، همه&zwnj;ی مشکلات برطرف خواهد شد. درسهای قرآن برای بشر، درسهای عملی است، قابل تجربه است؛ این غیر از معارف بلندی است که فقط برای بزرگان و اولیا و مقرّبان، دسترسی به آن ممکن است؛ [منظور از] این چیزی که عرض میکنیم، همین ظواهر قرآن است، همین کلماتی است که همه&zwnj;ی ما میفهمیم، همین &laquo;وَ لَقَد یَسَّرنَا القُرآنَ لِلذِّکرِ فَهَل مِن مُدَّکِر&raquo; است؛ اینها برای آحاد بشر قابل استفاده است؛ قرآن را با این دید نگاه کنیم.
&nbsp;&nbsp;ه- توکل از منظر قرآن کریم





توکّل به خدا و ترتّبِ اثر بر توکّل به خدا، دارای یک شرط ذهنی، و یک شرط عملی و واقعی ا&zwnj;ست





مثلاً قرآن میفرماید: وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُه؛ اگر به خدای متعال توکّل کردید، یعنی تکیه کردید و اعتماد کردید، خدا برای شما کافی است و به هیچ وسیله&zwnj;ی دیگری، به هیچ عامل دیگری برای رسیدن به مقصود احتیاج ندارید. خب این یک درس مهم و کلّی است؛ منتها باید تدبّر کرد. یعنی چه &laquo;اگر توکّل کردیم، به عامل دیگری احتیاج نداریم&raquo;؟ در چه شرایطی، با چه وضعی این حقیقت قطعی و مسلّم تحقّق پیدا میکند؟ این را از خود قرآن باید پرسید؛ خود قرآن این را برای ما مشخّص میکند. توکّل به خدا و ترتّبِ اثر بر توکّل به خدا، دارای یک شرط ذهنی، و یک شرط عملی و واقعی ا&zwnj;ست. اگر این دو شرط تحقّق پیدا کرد، آن وقت &laquo;وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُه&raquo;؛ یعنی محتاج هیچ عامل دیگری نخواهید بود.
&nbsp;
و- شرط ذهنی توکل به خدا





شرط ذهنی این است که شما اعتماد داشته باشید به صدق وعده&zwnj;ی الهی





شرط ذهنی این است که شما اعتماد داشته باشید به صدق وعده&zwnj;ی الهی؛ وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ قیلاً؛ این را معتقد باشید. معتقد باشیم که وعده&zwnj;ی الهی، وعده&zwnj;ی صادق و قاطع است؛ این جزو زمینه&zwnj;های ذهنیِ توکّل است؛ [اگر] این نباشد، توکّل پیدا نمیشود. لذا شما ملاحظه میکنید که خدای متعال مذمّت میکند کسانی را که به خدا سوءظن دارند: اَلظّانّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ ساءَت مَصیراً؛ یعنی سوءظنّ به وعده&zwnj;ی الهی نباید وجود داشته باشد. معتقد باشیم که اینکه میفرماید &laquo;وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه&raquo; راست است؛ این اعتماد را باید داشته باشیم؛ این شرط ذهنی است.





در آن شرط ذهنی، یقین داشته باشیم که با اذن خدا محال ممکن میشود





در آن شرط ذهنی، یقین داشته باشیم که با اذن خدا محال ممکن میشود؛ چیزی که به نظر محال میرسد، ممکن میشود؛ این را یقین داشته باشیم. خیلی از چیزها در عالم موجود ما و زندگی ما جزو محالات است؛ مثلاً زنده شدن مرده جزو محالات است. یقین داشته باشیم که با اذن الهی، اگر خدای متعال اذن بدهد و اراده بفرماید، این امر محال میشود ممکن، میشود واقع؛ همچنان که خود قرآن یک جا از قول حضرت عیسیٰ و یک جا از قول خود خداوند متعال این را برای ما نقل کرده: اَنّی اَخلُقُ لَکُم مِنَ الطّینِ کَهَیئَةِ الطَّیرِ فَاَنفُخُ فیها فَیَکونُ طَیراً بِاِذنِ الله؛ با گِل یک شکل کبوتری را، حیوانی را، پرنده&zwnj;ای را میسازم، بعد در او میدمم، کبوتر میشود؛ این جزو محالات نیست؟ امّا باذن&zwnj;الله این محال ممکن میشود. &laquo;و اُبرِئُ الاَکمَهَ وَ الاَبرَصَ وَ اُحییِ المَوتیٰ بِاِذنِ الله&raquo; ــ &laquo;اَکمَه&raquo; یعنی کور مادرزاد ــ کور مادرزاد را بینا میکنم، مرده را زنده میکنم باذن&zwnj;الله؛ این[جور] است. این را معتقد باشد که با اذن الهی همه&zwnj;ی محالات عالم، و چیزهایی که به نظر نمیرسد بتواند تحقّق پیدا کند، تحقّق پیدا میکنند. [یا این آیه:] &laquo;کَم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کَثیرَةً بِاِذنِ الله&raquo;؛ عدّه&zwnj;ی کمی میتوانند بر عدّه&zwnj;ی زیادی پیروز بشوند باذن&zwnj;الله؛ این[جور] است دیگر. &laquo;فَهَزَموهُم بِاِذنِ الله&raquo;؛ یک گروه کمی دُوروبَر طالوت توانستند باذن&zwnj;الله غلبه پیدا کنند بر یک دشمن گردن&zwnj;کلفت؛ یعنی باذن&zwnj;الله غزّه غلبه پیدا میکند بر رژیم صهیونیستی و رژیم آمریکا؛ این[جور] است دیگر؛ [این] محال نبود؟ اگر به شما میگفتند که بنا است غزّه&zwnj;ی یک&zwnj;وجبی، با قدرت بزرگی مثل قدرت نظامی آمریکا مواجه بشود، روبه&zwnj;رو بشود و با هم بجنگند، و غزّه غلبه کند بر او، شما باور میکردید؟ باور نمیکردید؛ این جزو محالات است امّا باذن&zwnj;الله این کار ممکن است. این شرط ذهنی لازم است؛ یعنی بایستی این را بدانیم که همه&zwnj;ی محالات موجود عالم، با اذن الهی، با اراده&zwnj;ی الهی قابل تحقّق است، و ممکن است تحقّق پیدا کند؛ این شرط ذهنی است.
&nbsp;
ز- شرط عملی توکل بر خدا





شرط عملی این است که برای پدید آمدن این رخداد، این حادثه، خدای متعال یک بخش کار را به عهده&zwnj;ی خود انسان میگذارد





شرط عملی این است که برای پدید آمدن این رخداد، این حادثه، خدای متعال یک بخش کار را به عهده&zwnj;ی خود انسان میگذارد. این&zwnj;جوری نیست که بنشینیم داخل منزلمان، بعد بگوییم خب &laquo;کَم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةَ کَثیرَةً بِاِذنِ الله&raquo;؛ نه، یک بخشی از کار به عهده&zwnj;ی ما است، همچنان که در همان قضیّه&zwnj;ی حضرت عیسیٰ بالاخره یک بخش کار به عهده&zwnj;ی حضرت عیسیٰ بود: ساختن آن پرنده با گِل؛ این کار را حضرت عیسیٰ باید انجام میداد؛ اگر انجام نمیداد، پرنده&zwnj;ای به وجود نمی&zwnj;آمد؛ این بخش به عهده&zwnj;ی او است. اگر چنانچه حضرت موسیٰ (علیه السّلام) عصا را روی زمین پرتاب نمیکرد، آن اتّفاق نمی&zwnj;افتاد: وَ ما تِلکَ بِیَمینِکَ یا موسىٰ * قالَ&zwnj; هِیَ عَصایَ اَتَوَکَّؤُا عَلَیها وَ اَهُشُّ بِها عَلىٰ غَنَمی وَ لِیَ فیها مَآرِبُ اُخرىٰ * قالَ&zwnj; اَلقِها یا موسىٰ * فَاَلقاها فَاِذا هِیَ حَیَّةٌ تَسعىٰ؛ &laquo;اَلقِها&raquo; لازم است. [فرمود:] عصا را بینداز؛ وقتی عصا را انداختی، آن وقت نتیجه حاصل خواهد شد، معجزه رخ خواهد نمود، امر محال ــ یعنی تبدیل چوب به اژدها ــ تحقّق پیدا خواهد کرد. پس این شرطِ عملی است: باید یک بخشی از کار را به عهده بگیریم. اِن یَکُن مِنکُم عِشرونَ صابِرونَ یَغلِبوا مِاَتَین؛ این را قرآن نقل میکند از تکلیفی که به مسلمانهای صدر اوّل شد: کم هم اگر باشید، میتوانید بر بسیار غلبه کنید.
&nbsp;
&nbsp;ط- راه حل مشکلات ملت ایران





دو شرط توکل:
* اوّلاً یقین و اعتماد داشته باشیم که اگر وارد میدان شدیم، خدای متعال ما را کمک خواهد کرد
* ثانیاً وارد میدان بشویم





ما ملّت ایران، ما امّت اسلامی، ما جامعه&zwnj;ی بشری، امروز مشکلاتی داریم که بعضی از این مشکلات، به نظر غیر قابل حل میرسد؛ نه، حلّش همین است: وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُه؛ توکّل به خدا کنیم، با این دو شرط: اوّلاً یقین داشته باشیم، اعتماد داشته باشیم که اگر وارد میدان شدیم، خدای متعال ما را کمک خواهد کرد؛ ثانیاً وارد میدان بشویم: فَاِذا دَخَلتُموهُ فَاِنَّکُم غالِبون؛ خدای متعال به اصحاب موسیٰ فرمود: باید بروید داخل این شهر؛ اگر وارد شدید، &laquo;فَاِنَّکُم غالِبون&raquo;؛ امّا وارد نشدند، غلبه هم پیدا نکردند. اگر آن بخشی را که به عهده&zwnj;ی شما است انجام دادید، مطمئنّاً به آن نتیجه خواهید رسید و خدای متعال آن وعده را عمل خواهد کرد.
&nbsp;
ی- تقابل با استکبار
امروز ما در مقابل استکبار قرار داریم؛ [البتّه] نه&zwnj;فقط ما ملّت ایران. فرق ملّت ایران با بسیاری از ملّتهای دیگر این است که ملّت ایران این جرئت را دارد که بگوید آمریکا متجاوز است، آمریکا دروغ&zwnj;گو است، آمریکا فریب&zwnj;کار است، آمریکا مستکبر است و &laquo;مرگ بر آمریکا&raquo;، [در حالی که] دیگران حس میکنند که آمریکا دروغ&zwnj;گو است، حس میکنند که فریب&zwnj;گر است، حس میکنند استعمارگر است، حس میکنند متجاوز است، حس میکنند که به هیچ اصلی از اصول انسانی پایبند نیست، [امّا] جرئت نمیکنند این را بیان کنند، جرئت نمیکنند در مقابل او بِایستند. خیلی خب، سهم خودشان را انجام نمیدهند؛ وقتی انجام ندادند، نتیجه حاصل نمیشود. باید سهم خود را انجام داد، باید صبر داشت، باید مجاهدت داشت و تلاش کرد تا اینکه به این نتایج رسید.
&nbsp;
ک- پیشرفت معنوی جمهوری اسلامی ایران
ملّت ایران، در طول این چهل و چند سال، صبر کرده، تلاش کرده، همه&zwnj;ی قدرتهای مستکبر دنیا در مقابلش صف کشیدند، علیه او تلاش کردند، کار کردند امّا ملّت ایران نه&zwnj;فقط ضربه ندیده، [بلکه] پیش رفته، ترقّی کرده، رشد کرده؛ ایرانِ امروز، ایرانِ چهل سال قبل نیست؛ ما در همه&zwnj;جهت رشد کرده&zwnj;ایم. حالا بعضی&zwnj;ها میگویند در جهات معنوی [رشد نکرده&zwnj;ایم]؛ نه، در جهات معنوی هم بفرمایید: این نمونه&zwnj;ی قرآنی&zwnj;اش است. [وقتی] این بچّه&zwnj;ها قرآن میخوانند، انسان از خواندن اینها لذّت میبرد؛ حافظ قرآن و تالی قرآن [هستند]. زمان جوانی ما در مشهد، ما هم اهل قرآن بودیم، ما هم جلسه&zwnj;ی قرآن داشتیم [امّا] تعداد کسانی که میتوانستند قرآن تجویدیِ خوب بخوانند، حقیقتاً در همه&zwnj;ی مشهد به ده نفر نمیرسید. امروز هزاران جوان در سرتاسر کشور، قرآن تجویدیِ قوی خوب [میخوانند]، هزاران نفر حافظ [هستند]؛ امروز معنویّتمان [هم] پیش رفته، قرآن ما هم بحمدالله پیش رفته؛ از جهات مادّی هم پیشرفت کرده&zwnj;ایم؛ جوانهای ما کارهای گوناگونی انجام داده&zwnj;اند، و این پیشرفت ادامه پیدا خواهد کرد و ملّت ایران ان&zwnj;شاءالله به برکت توکّل بر خدای متعال، به اوج مطلوب خود خواهد رسید.
ب- بخش ویژه بیانات: توکل
1- &zwnj;معنای&zwnj; توکل&zwnj;
در تعریف&zwnj; توکل&zwnj; به&zwnj; خداوند متعال&zwnj; لازم&zwnj; است&zwnj; توجه&zwnj; خواننده&zwnj; را به&zwnj; مطالب&zwnj; زیر جلب&zwnj; کنیم:
&zwnj; &zwnj;الف) توکل&zwnj; در رابطة&zwnj; فرد با خدا مطرح&zwnj; است. که&zwnj; این&zwnj; رابطه&zwnj; در اعمال&zwnj; انسان&zwnj; تأثیر داشته&zwnj; و رابطه&zwnj; فرد با خدا را نمایان&zwnj; می&zwnj;سازد. در حالیکه&zwnj; انسان&zwnj; رابطة&zwnj; خویش&zwnj; با خدا را از طریق&zwnj; دعأ، اًستعاذه، انجام&zwnj; فرایض، و مستحبات&zwnj; نیز نشان&zwnj; می&zwnj;دهد، در توکل&zwnj; جنبه&zwnj;ای&zwnj; از رابطه&zwnj; فرد با خدا نمایان&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; تلویحاً&zwnj; فرد متوکل&zwnj; پیش&zwnj; فرضهایی&zwnj; را پذیرفته&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; مهمترین&zwnj; آنها باور و ایمان&zwnj; به&zwnj; قدرت، حکمت&zwnj; و شفقت&zwnj; خداوند به&zwnj; بندگانش&zwnj; می&zwnj;باشد. و همین&zwnj; جنبة&zwnj; اعتماد و ایمان&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; رابطة&zwnj; توکل&zwnj; گونه&zwnj; را از انواع&zwnj; دیگر رابطه&zwnj;ها متمایز می&zwnj;کند. برای&zwnj; برجسته&zwnj; کردن&zwnj; همین&zwnj; جنبه&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; ملا احمد نراقی&zwnj; در کتاب&zwnj; معراج&zwnj; السعاده&zwnj; توکل&zwnj; را در زیر باب&zwnj; &laquo;حُسنِ&zwnj; ظن&zwnj; به&zwnj; خداوند متعال&raquo; شرح&zwnj; می&zwnj;دهد. این&zwnj; جنبة&zwnj; اعتماد از نظر عرفانی&zwnj; بسیار با اهمیت&zwnj; است&zwnj; چون&zwnj; دوستی&zwnj; ارکانی&zwnj; دارد که&zwnj; از مهمترین&zwnj; آنها &laquo;اعتماد&raquo; است. بخاطر همین&zwnj; درجة&zwnj; بالای&zwnj; توکل&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; خداوند توکل&zwnj; کنندگان&zwnj; را دوست&zwnj; می&zwnj;دارد. و در قرآن&zwnj; می&zwnj;فرماید اًن&zwnj; الله&zwnj; یُحِبُّ&zwnj; المُتَوَکِلین.
&zwnj; &zwnj;ب) در توکل&zwnj; فرد همچنین&zwnj; به&zwnj; وعده&zwnj;های&zwnj; خداوندی&zwnj; در قرآن&zwnj; علم&zwnj; و ایمان&zwnj; دارد و می&zwnj;داند که&zwnj; خداوند به&zwnj; اهداف&zwnj; خود خواهد رسید و تلاشهایِ&zwnj; انسان&zwnj; در راه&zwnj; خدا بی&zwnj; نتیجه&zwnj; نخواهد ماند. لازمة&zwnj; پیاده&zwnj; کردن&zwnj; توکل&zwnj; در عمل&zwnj; تشخیص&zwnj; وظیفه&zwnj; و برنامه&zwnj;های&zwnj; فردی&zwnj; و شخصی&zwnj; از برنامه&zwnj;های&zwnj; خداوندی&zwnj; است&zwnj; و تفکیک&zwnj; این&zwnj; امر است&zwnj; که&zwnj; مسئولیت&zwnj; انسان&zwnj; در کوشش&zwnj; و تلاش&zwnj; تا چه&zwnj; حدی&zwnj; است&zwnj; و از چه&zwnj; مرزی&zwnj; دیگر مسئولیت&zwnj; انسان&zwnj; تمام&zwnj; شده&zwnj; تلقی&zwnj; می&zwnj;گردد، و فرد باید کار را به&zwnj; کاردان&zwnj; واقعی&zwnj; (یعنی&zwnj; خداوند متعال) واگذار نماید.
&zwnj; &zwnj;ج) در توکل&zwnj; همچنین&zwnj; علم&zwnj; به&zwnj; اینکه&zwnj; در چه&zwnj; کارهایی&zwnj; می&zwnj;توان&zwnj; توکل&zwnj; نمود و در چه&zwnj; کارهایی&zwnj; توکل&zwnj; دامنه&zwnj;اش&zwnj; جاری&zwnj; و ساری&zwnj; نیست&zwnj; لازم&zwnj; است.
برای&zwnj; روشن&zwnj; شدن&zwnj; محدوده&zwnj; توکل&zwnj; هستی&zwnj; به&zwnj; دو نکته&zwnj; نیز اشاره&zwnj; کنیم:
* از لحاظ&zwnj; عملی&zwnj; انسان&zwnj; بایستی&zwnj; تا آنجا که&zwnj; توان&zwnj; دارد به&zwnj; تدبیر امور بپردازد و در جایی&zwnj; که&zwnj; تدبیر امور از عهده&zwnj;اش&zwnj; خارج&zwnj; است&zwnj; بایستی&zwnj; به&zwnj; خداوند متعال&zwnj; توکل&zwnj; کند. بین&zwnj; توکل&zwnj; و اقدام&zwnj; عملی&zwnj; برای&zwnj; انجام&zwnj; کارها منافاتی&zwnj; وجود ندارد. می&zwnj;توان&zwnj; بر خداوند توکل&zwnj; کرد و از او در حصول&zwnj; مقاصد یاری&zwnj; جست&zwnj; و در عین&zwnj; حال&zwnj; از علل&zwnj; و اسباب&zwnj; نیز برای&zwnj; حصول&zwnj; نتیجه&zwnj; استفاده&zwnj; کرد. هر چند که&zwnj; معنای&zwnj; توکل&zwnj; ترک&zwnj; تدبیر است، ولی&zwnj; ترک&zwnj; تدبیر به&zwnj; معنای&zwnj; ترک&zwnj; استفاده&zwnj; کردن&zwnj; از اسباب&zwnj; نیست، بلکه&zwnj; ترک&zwnj; تدبیر در سطحی&zwnj; بالاتر از اسباب&zwnj; است، در سطح&zwnj; نتایج&zwnj; کار و تقدیرهای&zwnj; بیرون&zwnj; از اختیارِ&zwnj; ماست.
* از لحاظ&zwnj; اعتقادی&zwnj; انسان&zwnj; می&zwnj;باید باور داشته&zwnj; باشد که&zwnj; زمانی&zwnj; کوششهایش&zwnj; مثمرثمر خواهند بود که&zwnj; توأم&zwnj; با خداست&zwnj; و مشیت&zwnj; الهی&zwnj; می&zwnj;باشد؛ یعنی&zwnj; کوشش&zwnj; انسان&zwnj; برای&zwnj; رسیدن&zwnj; به&zwnj; مطلوب&zwnj; هر چند لازم&zwnj; است&zwnj; ولی&zwnj; کافی&zwnj; نیست&zwnj; و توفیق&zwnj; خداوندی&zwnj; نیز باید با آن&zwnj; قرین&zwnj; گردد تا انسان&zwnj; بتواند به&zwnj; مطلوب&zwnj; خود برسد.
با استفاده&zwnj; از مطالبی&zwnj; که&zwnj; در عبارات&zwnj; فوق&zwnj; بدان&zwnj; اشاره&zwnj; شد توکل&zwnj; را می&zwnj;توان&zwnj; چنین&zwnj; تعریف&zwnj; نمود:
&laquo;توکل&zwnj; نوعی&zwnj; رابطه&zwnj; فرد با خداوند است&zwnj; که&zwnj; در آن&zwnj; فرد با توجه&zwnj; به&zwnj; اعتقادی&zwnj; که&zwnj; به&zwnj; قدرت، حکمت&zwnj; و رأفت&zwnj; و شفقت&zwnj; خداوند دارد در تمام&zwnj; حرکات&zwnj; و سکنات&zwnj; حضور خدا را در نظر گرفته، و در تمام&zwnj; لحظات&zwnj; برای&zwnj; موفقیت&zwnj; خود از او استمداد می&zwnj;کند.&raquo; فرد متوکل&zwnj; ضمن&zwnj; استفاده&zwnj; از اسباب&zwnj; و علل&zwnj; مادی&zwnj; و غیر مادی&zwnj; توفیق&zwnj; رسیدن&zwnj; به&zwnj; نتیجه&zwnj; را مشروط&zwnj; به&zwnj;&nbsp; خواست&zwnj; و مشیت&zwnj; الهی&zwnj; دانسته، ضمن&zwnj; اسناد امور و اتفاقات&zwnj; جهان&zwnj; به&zwnj; خواست&zwnj; خداوندی، برای&zwnj; حصول&zwnj; نتیجه&zwnj; به&zwnj; خدا تکیه&zwnj; نموده&zwnj; و اطمینان&zwnj; دارد که&zwnj; خواست&zwnj; خداوند در جهت&zwnj; خیر و صلاح&zwnj; اوست.
(منبع: پرتال جامع علوم انسانی)
بخش سوم: مفاهیم پر تکرار
فراوانی و ابرِواژگان در بیانات رهبری
در بیانات رهبری واژه&zwnj;قرآن با 31&nbsp; بار تکرار بیشترین فراوانی را دارد و واژه&zwnj;گان معجزه، ایران، خدای متعال، آمریکا، الله و توکل در رده&zwnj;های بعدی قرار دارند.





ردیف


واژه


فـراوانی




1


قرآن


31




2


معجزه


12




3


خدای متعال


9




4


آمریکا


9




5


الله


8




6


توکل


8




7


ملت


8




8


باذن الله


7




9


عالم


6




10


محال


6





&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
بخش چهارم: جملات طلایی
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قرآن معجزه&zwnj;ی پیغمبر است. قرآن معجزه است؛ یعنی خدای متعال به وسیله&zwnj;ی قرآن، اثبات نبوّت نبیّ مکرّم اسلام را کرده؛ این مسئله&zwnj;ی خیلی مهمّی است. [قرآن] معجزه&zwnj;ی خالده است.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرق این معجزه با معجزات دیگر انبیا این است که آن معجزات مال دوران خود آن نبیّ مکرّم بود، و مشاهده&zwnj;ی معجزه&zwnj;ی الهی مخصوص به همان مردم بود لکن معجزه&zwnj;ی پیغمبر را در طول تاریخ و تا هزاران سال دیگر، خود مردم جلوی چشمشان مشاهده میکنند
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قرآن همه&zwnj;چیزش معجزه است؛ لفظ قرآن، نظم قرآن، مفاهیم قرآن، خبر قرآن از گذشته و آینده، بیان قرآن از سنّت&zwnj;های عالمِ وجود، از بطون انسان خبر دادن.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اگر از قرآن بهره ببریم، زندگی بشر به سامان خواهد رسید، همه&zwnj;ی مشکلات برطرف خواهد شد.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درسهای قرآن برای بشر، درسهای عملی است، قابل تجربه است.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توکّل به خدا و ترتّبِ اثر بر توکّل به خدا، دارای یک شرط ذهنی، و یک شرط عملی و واقعی ا&zwnj;ست.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شرط ذهنی این است که شما اعتماد داشته باشید به صدق وعده&zwnj;ی الهی؛ وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ قیلاً؛
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در آن شرط ذهنی، یقین داشته باشیم که با اذن خدا محال ممکن میشود یعنی باذن&zwnj;الله غزّه غلبه پیدا میکند بر رژیم صهیونیستی و رژیم آمریکا؛ [این] محال نبود؟ اگر به شما میگفتند که بنا است غزّه&zwnj;ی یک&zwnj;وجبی، با قدرت بزرگی مثل قدرت نظامی آمریکا مواجه بشود، روبه&zwnj;رو بشود و با هم بجنگند، و غزّه غلبه کند بر او، شما باور میکردید؟
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شرط عملی این است که برای پدید آمدن این رخداد، خدای متعال یک بخش کار را به عهده&zwnj;ی خود انسان میگذارد
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما ملّت ایران، ما امّت اسلامی، ما جامعه&zwnj;ی بشری، امروز مشکلاتی داریم که بعضی از این مشکلات، به نظر غیر قابل حل میرسد؛ نه، حلّش همین است: وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُه؛ توکّل به خدا کنیم
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;یقین داشته باشیم، اعتماد داشته باشیم که اگر وارد میدان شدیم، خدای متعال ما را کمک خواهد کرد.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ملّت ایران این جرئت را دارد که بگوید آمریکا متجاوز است، آمریکا دروغ&zwnj;گو است، آمریکا فریب&zwnj;کار است، آمریکا مستکبر است و &laquo;مرگ بر آمریکا&raquo;.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ملّت ایران، در طول این چهل و چند سال، صبر کرده، تلاش کرده، همه&zwnj;ی قدرتهای مستکبر دنیا در مقابلش صف کشیدند، علیه او تلاش &nbsp;و کار کردند امّا ملّت ایران نه&zwnj;فقط ضربه ندیده، پیش رفته، ترقّی و رشد کرده.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ایرانِ امروز، ایرانِ چهل سال قبل نیست؛ ما در همه&zwnj;جهت رشد کرده&zwnj;ایم.
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حالا بعضی&zwnj;ها میگویند در جهات معنوی [رشد نکرده&zwnj;ایم]؛ نه، در جهات معنوی هم بفرمایید: این نمونه&zwnj;ی قرآنی&zwnj;اش است. [وقتی] این بچّه&zwnj;ها قرآن میخوانند، انسان از خواندن اینها لذّت میبرد؛
v&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جهات مادّی هم پیشرفت کرده&zwnj;ایم؛ جوانهای ما کارهای گوناگونی انجام داده&zwnj;اند، و این پیشرفت ادامه پیدا خواهد کرد و ملّت ایران ان&zwnj;شاءالله به برکت توکّل بر خدای متعال، به اوج مطلوب خود خواهد رسید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شناسایی و تحلیل کیفری عناصر اساسی اهانت به مقدسات اسلام</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/شناسایی-و-تحلیل-کیفری-عناصر-اساسی-اهانت-به-مقدسات-اسلام</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/شناسایی-و-تحلیل-کیفری-عناصر-اساسی-اهانت-به-مقدسات-اسلام</guid>

<description><![CDATA[
جرم توهین از جمله جرائمی است که بر ضد شخصیت معنوی اشخاص است که معمولا ذیل جرائم علیه اشخاص بررسی و باتوجه به کیفیت ارتکاب جرم و موضوع یا مخاطب توهین ، به توهین ساده و مشدد تقسیم می شود . جرم توهین به مقدساتمذهبی به اعتبار موضوع که مقدسات اسلام می باشد و مخاطب توهین که ممکن است پیامبر اکرم )ص( یا ائمه اطهار و یاصدیق کبری )س( باشد در زمره توهین مشدد می باشد و قانونگذار مجازات شدیدتری را برای مرتکب این جرم لحاظ دانستهاست و به دلیل اینکه امنیت و آسایش عمومی افراد جامعه را به مخاطره می اندازد در زمره جرائم علیه امنیت و آسایش عمومیقرار می گیرد . توهین به مقدسات در گذشته...

شناسایی و تحلیل کیفری عناصر اساسی اهانت به مقدسات اسلاممقدمهجرم توهین از جمله جرائمی است که بر ضد شخصیت معنوی اشخاص است که معمولا ذیل جرائم علیه اشخاص بررسی و باتوجه به کیفیت ارتکاب جرم و موضوع یا مخاطب توهین ، به توهین ساده و مشدد تقسیم می شود . جرم توهین به مقدساتمذهبی به اعتبار موضوع که مقدسات اسلام می باشد و مخاطب توهین که ممکن است پیامبر اکرم )ص( یا ائمه اطهار و یاصدیق کبری )س( باشد در زمره توهین مشدد می باشد و قانونگذار مجازات شدیدتری را برای مرتکب این جرم لحاظ دانستهاست و به دلیل اینکه امنیت و آسایش عمومی افراد جامعه را به مخاطره می اندازد در زمره جرائم علیه امنیت و آسایش عمومیقرار می گیرد . توهین به مقدسات در گذشته در قانون مجازات عمومی و نیز قانون تعزیرات مصوب 1526 پیش بینی نشده بودتا اینکه در سال 1533 با تصویب قانون مجازات اسلامی با عنوان تعزیرات و مجازات های بازدارنده قانونگذار در ماده 315 نیزجرم انگاری کرده است . در قانون مجازات اسلامی 1536 بخش تعزیرات از کتاب پنجم قانونگذار در ماده 315 به بررسی جرمتوهین به مقدسات پرداخته و در ماده 626 قانون مجازات اسلامی به بررسی جرم سب النبی و مجازات مرتکب آن پرداختهاست . متاسفانه باید خاطر نشان کرد که در سالهای اخیر اهانت به مقدسات اسلام افزون تر شده و پاسخ گویی به اینهنجارشکنی و حرمت شکنی و اهانت به مقدسات اسلام به عنوان یکی از ادیان های مقدس هم در سطح داخلی و قانونگذاریاسلامی و هم در سطح بین المللی و حقوق بشری امری ضروری و اجتناب ناپذیر است . در این مقاله به بررسی و مفهومشناسی واژه مقدسات اسلام و اینکه عناصر اساسی تشکیل دهنده جرم توهین به مقدسات چه مواردی می باشد پرداخته میشود .مفهوم شناسی واژه مقدساتواژه مقدس یک لغت عربی بوده و جمع مقدس است . مقدس به معنای چیزی است که شایسته احترام است . به پاکی یاد شده، به پاکی خوانده شده و آنچه که مورد حرمت است آمده است . )دهخدا ، 1535 ، ج 15 ، ص 18862 ( مقدسات جمع مقدسهاست و مقدس به معنای پاک ، پاکیزه و منزه ، مرد خدا که از منیهات بپرهیزد ، پارسا و آنچه که از نظر دینی مورد توجه وتقدیس قرار گیرد آمده است .)معین ، 1531 ، ص 1631 ( از نظرلغوی مقدسات جمع کلمه مقدسه می باشد که این لفظ خودتانیث )مقدس( است و مصدر آن کلمه )قدس( می باشد . کلمه قدس را در معنای مصدری آن به طهارت و پاکی و پاکیزگیمعنا کرده اند . )الخوری ، 1883 ، ج 6، ص 336 ( در قرآن کریم نیز کلمه مقدس و دیگرکلمات هم ریشه آن در موارد مختلفیبه کار رفته است ، مقدس صفت برای مکان قرار گرفته است و لفظ قدوس برای خداوند قرار گرفته است و لفظ قدس از صفاتجبرئیل بر شمرده است . )هویدی ، 1116 ، ص 513 ( و برای درک معنای اصطلاحی مقدسات بهتر است ابتدا مورد کاربرد لفظمقدس و مقدسات مشخص شود .مقدسات ممکن است که نسبت به یک سری عناصر مادی که مورد احترام عموم افراد یکجامعه قرار دارد ، از قبیل : خاک، سرزمین ، پرچم ، سرود یا نسبت به یک عناصرغیر مادی از قبیل رویدادهای مهمی که دریک کشور اتفاق می افتد و مورد قبول و احترام غالب افراد جامعه قرار می گیرد . مانند : دفاع مقدس ، و ....بکار می رود . یالفظ مقدس در مورد عناصری که در یک دین و مذهب مورد احترام ویژه مومنان آن می باشد بکار می رود . مثلا در دین اسلاممسلمانان نام خداوند ، قرآن پیامبر و کعبه ، برخی از مساجد و دین را موصوف به وصف مقدس می کنند و می گویند ناممقدس خداوند ، دین مقدس اسلام ، شریعت مقدس اسلام ، و...در دین مسیحیت نیز عناصری مانند کلیسا ، خداوند ، حضرتمریم ، حضرت عیسی ، را موصوف به مقدس می دانند . مقدسات از نظر اصطلاحی عبارت است از اموری که در نزد ، یک دینیا مذهب دارای احترام خاصی است به گونه ای که احترام آنها بر عموم واجب و هتک حرمت آن بر پیروان آن دین حرام باشد .از این دیدگاه مقدسات اسلامی عبارت است از اموری که نزد خداوند دارای احترام باشد و احترام آنها بر عموم واجب و هتکحرمت آنها حرام باشد . اعم از اشخاص مانند انبیاء و اوصیاء یا اماکن مانند کعبه ، مسجدالحرام ، بیت المقدس ، وسایر مساجدو یا اشیاء مانند کتب آسمانی )حسینی دشتی ، 1533 ، ج 3، ص 331 ( در اصلاح مقدس به چیزی می گویند که قابل ستایش واحترام فوق العاده باشد و یاد و توجه به آن حس عمیق و ژرف درباره آن ، که توام با بزرگی و عظمت باشد در انسان ایجادبزرگی و عظمت کند . منظور از مقدسات اسلام در درجه اول ذات باری تعالی و پس از آن همه مکان ها ، چیزها و اشخاصیهستند که از لحاظ موازین دین اسلام مقدس و قابل احترام محسوب می شوند ، مثل قران کریم یا کعبه یا مزار پیامبر و امامان)علیهم السلام( ویا شخصیت های مورد احترام سایر مذاهب که از نظر اسلام واجب التعظیم هستند مثل )حضرت مریم یا هاجر) یا شخصیت های اسلامی مثل حضرت ابوالفضل یا علی اکبر یا زینب یا خدیجه )علیهم السلام( )صادقی ، 1583 ، ص 125مقدسات از نظر اصطلاحی عبارتند از اموری که در نزد یک دین یا مذهب دارای احترام خاصی است به گونه ای که احترام بهآنها بر عموم واجب و هتک حرمت آن بر پیروان آن دین حرام باشد . بنابراین مقدسات اسلامی چنین تعریف شده است .مقدسات ، از اموری که نزد خداوند دارای احترام باشد و احترام آنها بر عموم واجب و هتک حرمت آنها حرام باشد ، اعم ازاشخاص مانند انبیاء و اولیاء یا اماکن مانند : کعبه ، مسجد الحرام ، بیت المقدس، و سایر مساجد و یا اشیاء مانند کتبآسمانی)حسینی دشتی ، 1533 ، ج 3 ، ص 331 (. در دین مقدس اسلام خداوند مقدس ترین چیزی است که می توان گفت کهدیگر مقدسات نیز مقدار قداستشان بستگی به میزان تقرب ومنزلتی که در نزد خداوند دارند برمی گردد . همین جهت در قرآنمجید آمده است : اوست خدای یکتایی که غیر از او خدایی نیست ، سلطان مقتدر عالم ، پاک از هر نقص و آلایش ومنزه از هرعیب و ناشایست ایمنی بخش)سوره حشر ، آیه 65 ( به خاطر همین مقدس بودن خداوند است که در بین مسلمانان هر صبح وشام به بزرگی از خداوند یاد می کنند و هر گونه عملی را که موجب تحقیر یا توهین و انکار خداوند باشد را ممنوع می دانند .البته ملائکه الله )جبرئیل ، ماروت ، هاروت، میکال، ملک الموت( ملائکی هستند که در قرآن کریم از آنها یاد شده است . و) بنابر آیات قرآن کریم ، ملائکه الله رسولان الهی هستند . )سوره انعام ، آیه 21 ( )سوره فاطر،آیه 1( )سوره نحل ، آیات 68 و 56)سوره حج، آیه 33 ( که به تدبیر امور جهان مشمول اند . و به هیچ وجه مخالف خداوند رفتار نمی کنند . اعمالشان به دستورخداوند است و بدون رضایت او کاری نمی کنند .)سوره انبیاء ، آیه 63 و 68 ( و همچنین دائما مشغول حمد وستایش خداوندهستند . " نسبحُ بِحَمدِک و نُقَدِسُ لک " )سوره بقره ، آیه 53 ( ایمان به ملائکه در کنار ایمان به خداوند پیامبران و کتبآسمانی و آخرت بر مومنان لازم شمرده شده است و دشمنی با فرشتگان کفر خوانده شده است . )سوره بقره ، آیه 132 ( باتوجه به همین آیات در فقه اسلامی انکار ملائکه و دشمنی با آنان کفر شمرده شده و جز مصادیق ارتداد ذکر شده است . برخی) دلیل این حرمت ویژه را عصمت ملائکه خداوند در نزد مسلمانان ذکرکرده اند . )یوسفیان وشریفی، 1533 ، ج 1، ص 511عناصر اساسی اهانت به مقدساتعناصر اساسی اهانت به مقدسات ممکن است شامل زمانهای مقدس یا مکانهای مقدس یا امر توهین شده که ممکن است شاملاشخاص یا اشیاء مقدس ، اشخاص توهین شده ممکن است شامل ، اهانت نسبت به پیامبر اکرم )ص( یا غیر از پیامبر اکرم)ص( باشد و غیر از پیامبر اکرم )ص( شامل امامان باشد یا شامل غیر امامان از جمله حضرت زهرا )س( باشد که در ماده 315و ماده 626 قانون مجازات اسلامی نیز جرم انگاری شده است و یا با توجه به عنصر کیفری جرم باشد .1. عنصر مکاناز نظر اسلام مکانها از حیث ارزش واحترام با هم مساوی نیستند . از این رو برخی از این مکانها هستند که دارای ارزش واحترام می باشند . بدین جهت خداوند در آیاتی از قرآن کریم به برخی از این مکانها قسم یاد می کند و قسم یاد کردن خداوندبه این مکانها ، نشانه ی ارزش والای این مکانهاست ." وَ التینِ وَالزیتُونِ. وَطُورِ سِینیِنَ. وَهذَا البَلَدِ الاَمِینِ. " سوگند به انجیر وزیتون و به طور سینا وبه این شهر امن)مکه( )سوره تین ، آیه 6و 5( " و اََلطُورِ. وَ کِتاب مَسطور. فی رَق مَنشُور. والبَیتِ المَعمُورِ.وَالسَقفِ المَرفُوعِ. وَ البَحرِ المَسجُورِ ". سوگند به طور. و سوگند به کتاب نوشته شده . در ورقی سرگشاده . و سوگند به بیتالمعمور . وسوگند به سقف برافراشته . سوگند به دریای آکنده و افروخته )سوره طور ، آیه 1الی 2( همچنین برخی از مکانها درقرآن کریم به عنوان مقدس و مبارک یاد شده است. " اِنِی اَنارَبُکِ فَاخلَع نَعلَیکَ اِنَکَ بِالوَادِ المُقَدَسِ طُوی " همانا من پروردگارتو هستم . پس هر دو کفش خود را در آور که تو در وادی مقدس طوی هستی . )سوره طه ، آیه 16 ( و از دیگر مواردی که دردین اسلام ، مقدس به حساب می آید ، برخی اشیاء مقدس است . با اینکه این اشیاء با اشیاء دیگر فرقی ندارد ولی از حیثمعنوی دارای ارزش و احترام ویژه ای است . از این رو بدین جهت مورد احترام و و مقدس بودن مسلمانان قرار می گیرد .مصادیق مکانهای مقدس دراسلامالف( کعبهاز مقدس ترین مکانها در نزد مسلمانان می باشد و خداوند آن را خانه امن خود قرار داده است و از پیامبران الهی ، ابراهیم واسماعیل پیمان گرفته است که آن را پاک گردانند . " وَاذ جَعَلنا البَیتَ مَثابَة لِلناسِ وَاَمنا وَاتَخِذُوا مِن مَقامِ ابراهِمَ مُصلیوَعَهدِناالی ابراهیمَ و اسماعیلَ اَن طَهِرَ بَیتِی لِلطائفِینَ و العَاکِفِینَ وَالرُکعِ السُجُودِ. " آنگاه که کعبه را محل اجتماع و جایگاه امنمردم قرار دادیم و گفتیم : مقام ابراهیم را محل نماز قرار دهید ، و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه ی مرا برایکسانی که برای طواف و اعتکاف و نماز می آیند پاکیزه کنید( )سوره بقره ، آیه 163 ( " وَاِذ بَوانا لابراهیمَ مَکانَ البیتِ اَن لاتُشرِکَ بِی شَیئا وَطَهِر بَیتِی لِلطَائِفِینَ وَالقَائِمِینَ وَالرُکَعِ السُجُودِ " و چون برای ابراهیم جایگاه کعبه را آماده کردیم چیزی راشریک من نکن و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک دار. )سوره حج ،آیه 62 ( " اِنَ اَولَ بَیتِ وُضِعَ لِلنَاسِ لَلذی بِبَکَه مُبَارَکا وَهُدی لِلعَالَمِینَ " و همانا نخستین خانه ای که برای عبادت مردم بنا شدهمان است که در مکه است و مایه ی برکت و هدایت برای جهانیان است. ) سوره آل عمران ، آیه 32 ( و نشانه های ربوبیتخداوند در آن آشکار نمایان است . )سوره آل عمران ، آیه 33 (با توجه به همین قداست که فقهای به طور اسلامی آلوده نمودن) عمدی کعبه را مستوجب مجازات اعدام دانسته اند .) نجفی ، 1525 ، ج 11 ، ص 233ب( مساجدیکی از مکانهای مقدس در اسلام مساجد می باشد . به خاطر قداستشان در فقه اسلامی احکام زیادی بر آنها مرتبت شده است .مساجد از حیث شرافت و قداست با هم متفاوت می باشند . در بین آنها مسجد الحرام و مسجد النبی و مسجد الاقصی ازشرافت و قداست و احترام ویژه ای برخوردار است . به نحوی که حتی داخل شدن در آنها مشروط به اسلام و طهارت و پاکی) است .) امام خمینی ره ، 1523 ، ج 6، ص 58ج( مشاهد مشرفهمشاهد مشرفه که عبارت است از محل دفن معصومین )ع( برای مسلمانان مخصوصا شیعیان از احترام ویژه ای برخوردار است .به نحوی که برخی از احکام مساجد را نیز در آن جاری می دانند . از قبیل طهارت برا ورود به آن ، از این رو می بینیم علماکسانی را که به هرنحوی عملی انجام دهند که موجب هتک حرمت و توهین به این مکانها شود مستحقق تعزیر دانسته اند .) )نجفی ، 1525 ، ج 11 ، ص 5316. عنصر زمانیکی دیگر از موارد قداست در دین اسلام قداست برخی از زمانها است . زمانها نیز از حیث شرافت و ارزش با هم مساوی نیستندو برخی از آنها نسبت به برخی دیگر دارای قداست و شرافت هستند . در قرآن مجید آیاتی از کلام وحی وجود دارد که در آنبرخی ایام مقدس و مورد احترام هست . " وَ لَقد اَرسلنا مُوسَی بِایتِناَ اَن اَخرِج قَومَکَ مِنَ الظُلُماتِ اِلیَ النُورِ وَذَکِرهُم بِایمِ الله اِنَفِی ذلِکَ لَاِاتِ لِکُلِ صبار شَکُوِر" و همانا موسی را با آیات خود فروفرستادیم که : قوم خود را از تاریکی ها به سوی روشناییبیرون آو، و روزهای عبرت انگیز را به آنان یاد آوری کن که قطعا در این یادآوری برای هر صبر پیشه ی شکرگزاری عبرتهاست . )سوره ابراهیم ، آیه 3( و نیز برخی از بزرگان و برگزیدگان خداوند دارای قداست ودارای احترام ویزه ای برخوردارهستند .یکی دیگر از زمانهای مقدس در نزد مسلمانان ماه مبارک رمضان است که دارای قداست و احترام خاصی نسبت به ماههایدیگر است . نقل شده است که حضرت علی )ع( یکی از اصحاب را که در ماه مبارک رمضان شراب نوشیده بود حد شرب خمرزد سپس پس از یک شب حبس ، روز بعد 63 ضربه تازیانه زد . وقتی علت این 63 ضربه تازیانه را از حضرت پرسیده شدحضرت جواب داد : آن 83 ضربه تازیانه را برای شرب خمر زدم واین 63 تازیانه را برای این زدم که حرمت این ماه مبارکرمضان را رعایت نکرده بود . )حر عاملی ، 1135 ، ج 12 ، ص 131 ( شب قدر با ارزش ترین زمانها در دین اسلام همین شب قدراست که در قرآن کریم نیز این شب بهتر از هزار ماه دانسته شده است . در قانون مجازات اسلامی برا عمل روزه خواری درملاعام مجازاتی نیز مقنن مشخص کرده است که نشان از مقدس بودن و قداست ویژه به ماه رمضان دارد . به موجب ماده258 قانون مجازات سلامی بخش تعزیرات مقنن عنوان می کند : هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی ومعابر تظاهر به عملحرامی نماید علاوه بر کیفرعمل به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 31 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتی که مرتکبعملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی باشد ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید فقط به حبس از 13 روز تا دو ماه یاتا31 ضربه شلاق محکوم خواهد شد . که نشان از اهمیت ماه مقدس رمضان دارد .ب( ماههای حرامیکی دیگر از زمانهایی که در اسلام نسبت به دیگر زمانها دارای احترام ویژه ای می باشد ، ماههای حرام است که عبارتند از) رجب، ذیقعده ، ذی الحجه، محرم خداوند مسلمانان را از شکستن حرمت این ماهها نهی نموده است ، )سوره مائده ، آیه 6)سوره توبه ، آیه 53 ( در این چهار ماه ، مسلمانان از جنگ و ظلم و ستم و ریختن خون دیگران نهی شده است . به همینخاطر است که هرکس به وسیله قتل در این ماهها حرمت آن را از بین ببرد علاوه بر دیه قتل باید به اندازه یک سوم دیه بیشتربپردازد . )امام خمینی ره، 1523 ، ج 6، ص 333 ( در ماده 333 قانون مجازات اسلامی مصوب 1536 )هرگاه رفتار مرتکب وفوتمجنی علیه هر دو در ماههای حرام محرم ، رجب ، ذی القعده ، ذی الحجه ، یا در محدوده حرم مکه ، واقع شود خواه جنایتعمدی باشد خواه غیر عمدی باشد ، علاوه بر دیه نفس ، یک سوم دیه نیز افزوده می گردد ، سایر مکانها و زمانهای مقدس ومتبرک مشمول حکم تغلیظ دیه نیست(ج( اعیاد مذهبییکی دیگر از زمانهای مقدس در دین اسلام اعیاد اسلامی است . مانند جمعه ، عید فطر ، عید قربان با توجه به همین قداستاست که فقهای اسلامی کسی را که در چنین زمانهایی متبرک زنا شود علاوه بر حد ، مستحقق تعزیردانسته است .)مجلسی) 1135 ، ص 15 ،5. امر مورد توهینامری که مورد توهین قرار می گیرد ممکن است نسبت به انسان باشد یا اشیاء و درمورد انسان ممکن است توهین نسبت بهپیامبر اکرم )ص( صورت گیرد یا نسبت به غیر پیامبراکرم )ص( باشد و غیر پیامبر ممکن است امام باشد یعنی نسبت به امامان16 گانه صورت گیرد یا نسبت به غیرامام صورت گیرد و توهین نسبت به غیرامام ممکن است ولی الهی باشد یا غیر ولی الهیصورت گیرد .الف ( توهین نسبت به انسانتوهین نسبت به انسانها ممکن است متوجه شخص پیامبر اکرم )ص( صورت گیرد یا اینکه توهین نسبت به غیر پیامبر )ص(صورت گیرد توهین به پیامبراکرم )ص( که در ماده 626 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1536 مقنن آن را جرم انگاریکرده است . قانونگذار عنوان می کند : هرکس پیامبر اکرم )ص( را و یا هریک از انبیای عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کندساب النبی است و به اعدام محکوم می شود .تبصره : قذف هریک از ائمه معصومین )ع( و یا حضرت زهرا )س( یا دشنام به ایشان در حکم سب النبی است . )ماده 626قانون مجازات اسلامی( درماده نام پیامبرگرامی اسلام عنوان شده است وسب ائمه معصومین و دختر گرامی ایشان حضرت زهرادر صورتی که توهین به این بزرگان توهین به پیامبر اکرم )ص( باشد در حکم سب النبی است و مرتکب جرم به اعدام محکوممی شود . در این ماده قانونگذار سب و توهین نسبت به پیامبراکرم )ص( را جرم انگاری کرده است و در صورتی که توهینکننده به پیامبر دشنام دهد یا ایشان را قذف کند به اعدام محکوم می شود .و یا اینکه توهین نسبت به انسان ها ممکن است شامل غیرپیامبراکرم )ص( صورت گیرد. در ماده 315 قانون مجازات اسلامیبخش تعزیرات قانونگذارعنوان می کند :........هریک از انبیاءعظام یا ائمه طاهرین )ع( یا حضرت صدیقه طاهر)س( را اهانت نمایددر اینجا قانونگذار اهانت به اشخاص غیر از پیامبر اکرم )ص( را جرم انگاری کرده است. و اشخاص غیراز پیامبراکرم )ص( ممکناست امامان معصوم باشد یا غیر از امامان معصوم باشد. توهین و سب امامان از جمله امام علی )ع( شخصی از امام صادق )ع(سوال می کند در مورد مردی که به حضرت علی )ع( دشنام می دهد و از او تبری می جوید چی می فرماید : حضرت جواب، دادند : به خدا سوگند خونش حلال است و هزارتای آنها به اندازه یک نفر از شما ارزش ندارد ، او را واگذار .) عاملی ، 1135ج 12 ، ص 121 ( بر اساس این روایت از امام صادق)ع( که عنوان می کند خون شخص مرتکب جرم مباح می باشد . لذا اگر سبامام علی )ع( باعث توهین به پیامبر باشد و سب پیامبر باشد در اینجا در حکم سب النبی است و شخص مرتکب به مجازاتسب النبی که جرم آن اعدام است محکوم می شود . اهانت به شخصیت های معنوی سایر ادیان نیز ممنوع می باشد و اینحکم عام و فراگیر است . و بر اساس آن اهانت به شخصیت های مذهبی سایر ادیان نیز ممنوع اعلام شده است و لزوم احترامبه انبیاء و تکریم آنها از ضروریات دین اسلام است . به عنوان مثال شهید ثانی از جمله فقیهایی است که اهانت به سایر انبیایالهی را مانند توهین به پیامبر گرامی اسلام )ص( محقق مجازات سب النبی و اعدام دانسته است . علاوه بر وجود پیامبر اسلام)ص( انبیاء دیگر نیز در نزد مسلمانان مقدس و مورد احترام می باشند . آیات زیادی از قرآن دلالت دارد که خداوند متعال برایهدایت انسانها پیامبرانی را فرستاده است .) " وَ لَقد اَرسلنا رُسُلا مِن قَبلِکَ...." و همانا پیش از تو رسولانی فرستادیم . )سوره رعد ، آیه 58" وَ لَقد اَرسلنا مِن قَبلک رُسُلا الی قَومِهِم.... " و همانا پیش از تو فرستادگانی به سوی قومشان گسیل داشتیم .) سوره روم ،آیه 13 ( تعداد این پیامبران برابر آنچه از روایات استفاده می شود مختلف است ولی مشهور این است که از طرف خداوندیکصدوبیست وچهار هزار پیامبر فرستاده شده است .)احسان بخش، 1533 ، ج 8 ، ص 513 ( دلیل قداست پیامبران همان مقام، عصمتشان می باشد ، که علمای ما در کتب عقاید به وسیله آیات و روایات عصمت آنان را ثابت نموده اند .) قلعه کهنه ، 1553ص 151 ( علما و فقهای اسلامی کامل دانستن انبیاء و لزوم احترام به آنان را از ضروریات دین مبین اسلام دانسته اند ، از این روهر کس را که نسبت به انبیاء توهین کند و یا آنان را انکار کند مستحقق مجازات دانسته اند . امامان 16 گانه و حضرت زهرا درنزد شیعیان دارای احترام خاص و قداست هستند . و دلیل این قداست را عصمت این افراد می دانند که به وسیله آیه تطهیربرایشان ثابت شده است .".اِنما یُرِیدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِجسَ اهلَ البَیتِ وَیُطَهِرَکُم تَطهِیرا") جز این نیست که خدا می خواهد آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملا پاکیزه گرداند. )سوره احزاب ، آیه 55علاوه بر این علما ، ائمه و فاطمه )س( را به منزله نفس و خود پیامبر دانسته اند ، از این رو همان اخترامی که برای پیامبر لازماست برای ایشان نیز لازم شمرده اند . عصمت ائمه و فاطمه زهرا )س( و لزوم احترام به آنان نیز نزد شیعیان ثابت می باشد وحتی در بین علما اجماع شده است . ) نجفی، 1525 ، ج 11 ، ص 153 ( تفسیر مضیق قانون اقتضا می کند که سب پیامبرمنحصردر اهانت به پیامبر اسلام )ص( باشد بنابراین گرچه اهانت به ائمه معصومین نیز در برخی منابع شرعی ، سب به حساب آمدهاست اما بر اساس ظاهر این ماده باید اهانت به غیر پیامبر را جرم تعزیری دانست . بسیاری از فقها قذف حضرت زهرا )س( وسب ائمه )ع( را مستلزم مجازات قتل دانسته اند . )زراعت، 1581 ، ص 315 ( و از دیدگاه فقیهان اهل سنت ، سب کننده پیامبر) را کافر و مرتد می دانند اما سب صحابه و ائمه معصومین )ع( را مستوجب تعزیر دانسته اند . )زراعت ، 1586 ، ص 13اهانت به غیرازامامان معصوم که قانونگذار در ماده 315 و ماده 626 قانون مجازات اسلامی توهین به صدیق کبری را به عنوانمقدسات جرم انگاری کرده است . جرم سب النبی در حقیقت یکی از مصادیق اهانت به مقدسات اسلام است که به صورتخاص پیش بینی شده است و از احکام مسلک فقهی است . فقهای شیعه واژه نبی را منحصر در پیامبر نمی دانند بلکه اهانت بهسایر پیامبران و امامان معصوم و حضرت زهرا را نیز از مصادیق سب النبی دانسته اند . )زراعت ، 1586 ، ص 311 ( یکی ازمصادیقی که به صورت خاص در ماده 315 ق.م.ا بیان شده است ، اهانت به حضرت زهرا )س( است . و اینکه ابهامی که درمورد اهانت به ائمه طاهرین )ع( وجود دارد ، در اینجا نیز مطرح است . یعنی ظاهر ماده نیز بیانگر آن است که برخی ازمصادیق اهانت حضرت زهرا )س( مشمول عنوان )سب النبی( است و برخی از مصادیق آن مشمول چنین عنوانی نیست کهبرای روشن شدن موضوع ، لازم است به منابع شرعی مراجعه شود . تقریبا همه فقیهان شیعه اتفاق نظر دارند که سب حضرتزهرا )س( همچون سب پیامبر )ص( است و مستوجب قتل است . زیرا کسی که حضرت زهرا )س( را سب کند ، گویی پیامبر)ص( را سب کرده است . )در اختلاف میان فقیهان وجود ندارد که هر کس ائمه )ع( و حضرت زهرا را سب کند ، مانند آناست که پیامبر )ص( را سب کرده است و حتی ادعای اجماع محصل نسبت به آن شده است و دلیلش آن است که ائمه )ع(وحضرت زهرا )س( مانند خود پیامبر)ص( هستند وحکم انها حکم پیامبر است و همه انان تابع یک حکم هستند . )خویی ،1166 ، ج 6، ص 623 ( ملاکی از مجموع کلام فقها به دست می آیدآن است که خاندان نبوت و امامت از نظر اعتبار معنوی ،حکم یکسانی دارند ، یعنی اهانت به آنان یک مجازات دارد و منظور از خاندان ، همه معصومین )ع( هستند که شامل پیامبر)ص( . حضرت زهرا و 16 امام است . اگر کسی به پیامبر و یکی از امامان و حضرت زهرا )س( اهانت کند ، قاعده خاصی وجودندارد که به چند اعدام محکوم شود یا اینکه به یک اعدام ، اما می توان گفت چنانکه این اهانت ها به صورت جداگانه انجام شدهباشد به اعدام های مختلف محکوم می شود .) زراعت ، 1581 ، ص 13 ( بیشتر فقها دشنام به حضرت زهرا را نیز از مصادیق سبالنبی می دانند و گروهی نیز ان را منحصر در قذف وی دانسته اند ، مگر اینکه دشنام به ایشان منجر به دشنام به پیامبر گردد .اما در مورد دشنام به کادر وهمسر و فرزندان پیامبر ، اختلاف نظر وجود دارد و به علامه حلی نسبت داده شده است که اعتقادبه این تسری دارد . )حرعاملی، 1135 ، ج 3، ص 131 ( در مورد اینکه آیا سبّ مادر و پدر و فرزند و همسر پیامبر )ص( نیز مانندخود پیامبر )ص( است ، اختلاف نظر وجود دارد ، گروهی از فقیهان سبّ مادر و فرزند پیامبر را نیز مانند سبّ پیامبر )ص(اما سبّ مادر پیامبر نیز مانند سبّ خود پیامبر )ص( است چون مادر پیامبر از خود پیامبر کسب قداست &laquo; : دانسته و آورده اندمی کند و معلوم است که پیامبر متنجس به تنجس جاهلیت نشده است .گروهی از فقیهان این حکم را منحصر به حضرت زهرا3ج ، ص 131 ( گروهی دیگر از فقیهان قذف مادر ، )س( نموده اند ، زیرا در مورد ایشان اجماع وجود دارد )عاملی جعبی ، 1538پیامبر را سبب ارتداد می دانند؛ پس اگر مرتد فطری باشد ، توبه اش قبول نمی شود بلکه به قتل می رسد و سایر احکام مرتدنیز نسبت به او جاری است )مکی ، 1581 ، ج 6، ص 118 ( گروهی دیگر میان قذف و سبّ ، تفصیل داده و قذف آنان را سبّ قتلمی دانند اما سبّ مادر پیامبر )ص( را در صورتی موجب قتل دانسته اند که منجر به سبّ پیامبر )ص( گردد : قذف حضرت زهرا)س( شاید از این جهت مانند سبّ پیامبر )ص( است که احترام وی همچون احترام فرزندانش واجب می باشد ولی سبّ دیگرخویشان پیامبر در صورتی موجب قتل است که عرفاً نام سبّ النبی بر آن صدق نماید وگرنه نمی توان آن را در حکم سبّ، پیامبر )ص( دانست در مورد قذف عایشه، همسر پیامبر نیز حکم به ارتداد سبّ کننده داده نشده است . )نجفی، 1525 ، ج 11ص 158 ( برخی نیز الحاق سبّ خویشان پیامبر را به سبّ پیامبر انکار کرده اند . جمعی از فقیهان سبّ مادر و دختر پیامبر رادر حکم سبّ پیامبردانسته اند و جمعی دیگر سبّ مادر و دختر امام معصوم را مانند سبّ خود امام معصوم دانسته اند اما دلیلیبر این ادعا وجود ندارد بلکه اصل آن است که چنین حکمی منتفی باشد و به همین دلیل است که محقق نجفی گفته است :اقامة دلیل برای اثبات برخی از این احکام ، مشکل است و همچنین الحاق سب اولاد پیامبر و ائمه و همسرانشان و اجداد وجدات ایشان به خود پیامبر و ائمه، مشکل است و حتی می توان آن را ممنوع دانست مگر اینکه سبّ ایشان به سبّ پیامبر وامام برگردد .)زراعت ، 1581 ، ص 63 ( و توهین ممکن است نسبت به ولی الهی باشد یا نسبت به غیر ولی الهی صورت گیرد .در اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی قانونگذار عنوان می کند: که مردم ایران از هر قبیله که باشند از حقوق مساویبرخوردارندو رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد شد . لذا در ماده 311 قانون مجازات اسلامی مقنن عنوان میکند: هرکس به حضرت امام خمینی ، بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت نماید به حبس ازشش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد .ولایت فقیه از لحاظ ارث و سایراحکام حقوقی نیز دارای حقوق مساوی با افراد دارندولی به لحاظ جایگاه سیاسی که در جامعه اسلامی دارند قانونگذار اهانت به ولایت فقیه را جرم انگاری کرده است و برایمرتکب آن مجازات حبس 2 ماه تا 6 سال را لحاظ دانسته است و در مورد اهانت به سایراشخاص قانونگذار طبق ماده 238 قانونمجازات اسلامی آن را جرم انگاری کرده است . در ماده 238 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات قانونگذار عنوان می کند :توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنان چه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا 31 ضربه و یاپنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود . لذا قانونگذار با توجه به اینکه اهانت متوجه چه اشخاصی میباشد از مجازات اعدام گرفته که نسبت به پیامبراکرم )ص( در ماده 626 ق.م.ا تا مجازات به اشخاص عادی موضوع ماده 238قانون تعزیرات را جرم انگاری کرده است .ب( توهین نسبت به اشیاءدر دین مبین اسلام ، اشیایی وجود دارد که مقدس محسوب می شوند ، با اینکه این اشیاء با اشیاء دیگر فرقی ندارد ولی ازحیث معنوی دارای ارزش و احترام ویژه ای استبه دلیل اینکه قداست و ارزش خود را از ذات اقدس الهی می گیرند . از این روبدین جهت مورد احترام و مقدس بودن این اشیاء در نزد مسلمانان است .نمونه هایی از اشیاء مقدس در اسلامالف( قرآن کریممقدس ترین شیء در نزد مسلمانان قرآن کریم می باشد . این معجزه جاویدان و کلام خداوند که در پاک ترین زمانها بر قلبمقدس و نورانی پیامبراکرم )ص( نازل شده و کتابی است غیر قابل تحریف وتمسک کردم به آن بعثت هدایت و نجات بشر میباشد . ) مجلسی، 1135 ، ص 138 ( در مورد فضیلت قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام چنین فرموده است : قرآن شریف از هر چیزبجز خدا برتر است هرکس به قرآن احترام بگذارد محققا خدا را احترام کرده و هرکس قرآن را احترام نکند حرمت خداوند را) سبک شمرده است و حرمت قرآن به خداوند مانند حرمت پدر به پسر است . )طباطبائی بروجردی ، 1523 ، ج 13 ، ص 3ب( حجر الاسودیکی دیگر از اشیائی که نزد مسلمانان مورد احترام شدیدی می باشد حجر الاسود است . در مورد فضیلت آن روایات زیادی نقلشده است . در این زمینه رسول گرامی اسلام فرموده است : این سنگ دست راست خداوند در روی زمین است . )کلینی ،1133 ، ج 6 ، ص 132 ( و تنها سنگی است که برای دست زدن به آن و بوسیدن آن از طرف پیامبر و ائمه سفارش شده است) )همان ، ص 138 ( و آن را از درهای بهشت دانسته اند .) همان ، ص 133ج( ضرایح مقدسهیکی دیگر از اشیاء مقدس در نزد مسلمانان ، ضرایحی است که روی قبر بزرگان دین بوده ومورد احترام مسلمانان ، مخصوصاشیعیان می باشد . و هرگونه بی احترامی نسبت به آن موجب مجازات شخص خواهد شد ، بدین جهت به خاطر احترام ویژه وقداستی که برای این ضرایح قائل هستند برخی علما آلوده کننده این ضرایح را مستحقق تعزیر دانسته اند . ) امام خمینی ره ،) 1523 ، ج 6، ص 33د ( تربت امام حسین )ع(یکی دیگر از اشیاء مقدس در بین شیعیان تربت امام حسین )ع( می باشد وتنها خاکی است که فقها خوردن آن را برای مداواتجویز نموده اند . )مجلسی ، 1135 ، ص 113 ( و در روایاتی دوای هر دردی شمرده شده است . امام جعفرصادق)ع( می فرماید :) در خاک قبر حسین شفای هر دردی است و آن دوای اکبر است . )مجلسی ، 1135 ، ص 1611 . شخص توهین کنندهاشخصاصی که نسبت به مقدسات اسلام توهین می کنند ، ممکن است مرد باشند یا زن.در ماده 315 قانون تعزیرات قانونگذارعنوان می کند : هرکس نسبت به مقدسات اسلام و یا هریک از انبیاء عظام یا ائمهطاهرین)ع( یا حضرت صدیقه طاهر)س(اهانت نماید اگرمشمول حکم سب النبی باشد اعدام می شود و در غیر اینصورت بهحبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد. در این ماده قانونگذار از لفظ هرکس استفاده کرده و تفاوتی میان زن و مرد وجودندارد و هر کس به مقدسات اسلام اهانت کند اگر مشمول سب النبی باشد اعدام می شود و اگر مشمول حکم سب النبی نباشدبه حبس از 1 الی 3 سال محکوم می شود با توجه به ماده 13 قانون مجازات اسلامی مصوب 1536 قانونگذار تعزیرات را درجهبندی کرده است و در ماده 13 ق.م.ا قانونگذار عنوان می کند : مجازات های تعزیزی به هشت درجه تقسیم می شود : و درتبصره 6 ماده 13 قانونگذار عنوان می کند : مجازاتی که حداقل آن منطبق بر یکی از درجات فوق و حداکثر آن منطبق بادرجه بالاتر باشد ، از درجه بالاتر محسوب می شود . لذا مجازات تعزیری ماده 315 از تعزیر درجه 3 می باشد . در ماده 626قانون مجازات اسلامی مصوب 1536 قانونگذار عنوان می کند: هرکس پیامبر اعظم )ص( ویا هریک از انبیاء عظام را دشنامدهد یا قذف کند سب النبی است و به اعدام محکوم می شود . ودر این ماده نیز قانونگذار تفاوتی بین اشخاص قائل نشده استو از لفظ "هرکس" استفاده کرده است و اینکه توهین کننده مرد باشد یا زن به اعدام محکوم می شود. و در اصل نوزده قانوناساسی جمهوری اسلامی ایران قانونگذارعنوان می کند : مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساویبرخوردارند و رنگ و نژاد و زبان ومانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود . و اهانت به سایر مقدسات مذهبی در اسلام در اینجامقدس معنای لغوی خود را دارد ، و از این جهت اختلافی وجود ندارد اما در مورد اینکه معنای مطلق آن مراد است تا شامل هرچیزی بشود که مورد احترام است یا فقط به چیزهایی گفته می شود که از ارزش و احترام زیادی برخوردار هستند . اختلافنظر وجود دارد . در قوانین موضوعه ، واژه مقدس برای موضوعات مختلفی به کار رفته است . مانند ساحت مقدس روحانیت)مقدمه قانون اساسی( اماکن مقدس ) ماده 12 قانون تعزیرات 1526 ( مقام مقدس انبیاء و ائمه اطهار )ماده واحده قانون اصلاحقانون مطبوعات مصوب 1563 ( مقدسات اسلامی)ماده 63 قانون ثبت احوال مصوب 1533 ( لباس مقدس روحانیت )ماده 65قانون بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها( اهداف مقدس انقلاب اسلامی ) ماده واحده قانون اجرای طرح نظام وتشکیلات اداریجمهوری اسلامی به مجلس شورای اسلامی مصوب 1523 ( دفاع مقدس )قانون نحوه واگذاری سهام دولتی ومتعلق به دولت بهایثارگران( اهداف مقدس جمهوری اسلامی ایران )ماده 13 قانون مقرارت استخدامی نیروی انتظامی( و این موارد اگرچه داریاحترام زیادی هستند واژه و لفظ مقدس در آنها به کار رفته است ، اما اهانت به آنها را نمی توان اهانت به مقدسات اسلاممحسوب کرد . مثلا اهانت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، یا اهانت به دفاع مقدس ، اهانت به برخی از اماکن مقدسه و) نظایر اینها اهانت به مقدسات اسلامی محسوب نمی شود . )گلدوزیان ، 1583 ، ص 1333 . از لحاظ عنصر کیفری جرمبرای آنکه فعل انسانی جرم به شمار آید ، باید نخست قانونگذار از این فعل را جرم شناخته و کیفری برای آن مقرر کرده باشد ،علاوه بر این ، این عمل یا ترک فعل عمل مشخص ، باید توسط شخص ظهور و به مرحله فعلیت برسد و همچنین ارتکاب اینعمل باید از روی علم و اختیار باشد . )اردبیلی ، 1533 ، ج 1، ص 163 ( حقوقدانان معمولا خصوصیات وشرایط تحقق یک جرم وعناصر ان را در سه عنصر قانونی ، عنصر مادی ، و عنصر روانی)معنوی( ذکر می نمایند .الف( عنصر قانونی جرم اهانت به مقدساتجرم توهین به مقدسات در قوانین کشور ما به طور صریح تا سال 1521 پیش بینی نشده بود و فقط در ماده 15 لایحه قانونیمطبوعات مصوب 13 مرداد 1551 آمده بود )هرکس مقاله ای مضر به اساس دین حنیف اسلام انتشار دهد به یک سال تا سهسال حبس جنحه ای محکوم می شود( با توجه به این که این جرم در لایحه قانونی مطبوعات پیش بینی شده بود زمان جرماضرار به اساس دین حنیف اسلام تحقق پیدا می کرد که با یکی از وسایل نشریه از قبیل نطق ، فریاد ، مطالب کتبی، یا چاپیو...صورت گرفته باشد و دیگر موارد اهانت به دین مبین اسلام ، که به صورت غیر مطبوعات صورت پذیرد را شامل نمی شد .1521 جرم توهین به مقدسات /16/ پس از پیروزی انقلاب اسلامی قانونگذار با تصویب قانونی جدید مطبوعات در تاریخ 66اسلامی را به طور صریح در ماده 62 به شرح زیر پیش بینی کرد )هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدساتآن اهانت کند ، در صورتی به ارتداد منجر شود حکم ارتداد در حق وی صادر می شود و اگر به ارتداد نینجامد ، طبق نظر حاکمشرع بر اساس تعزیرات با وی رفتار خواهد شد.( مهم ترین مستند قانونی این جرم ، ماده 315 قانون مجازات اسلامی می باشدکه برای اولین بار این جرم را وارد قانون مجازات اسلامی کرد ، درحالی که قانون مجازات عمومی وقانون تعزیرات سال 1526اشاره ای این جرم نداشتند . این ماده ) 315 قانون مجازات اسلامی( مقرر می دارد : )هرکس به مقدسات اسلام ویا هریک ازانبیاء عظام یا ائمه طاهرین )ع( یا حضرت صدیقه طاهره )س( اهانت نماید ، اگر مشمول حکم سب النبی باشد اعدام می شود ودرغیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد( منظور از مقدسات اسلام در درجه اول ذات باری تعالی و پساز آن همه مکان ها و چیزها و اشخاص هستند که از لحاظ موازین دین اسلام مقدس و قابل احترام محسوب می شوند مثل :قرآن کریم یا کعبه یا مزارپیامبر و امامان و یا شخصیت های مورد احترام سایر مذاهب که از نظر اسلام واجب التعظیم هستند)مثل حضرت مریم یا هاجر)س( و یا شخصیت های مذهبی)مثل حضرت ابوالفضل و یا علی اکبر، حضرت زینب یا) خدیجه()صادقی ، 1583 ، ص 121ب( عنصر مادی جرم اهانت به مقدساتقصد ارتکاب جرم تا وقتی که نمود خارجی ، عینی و مادی پیدا نکند قابل مجازات نیست ، به عبارت دیگر )عنصرمادی جرم(، نمودار خارجی اندیشه و پنداری است که کاشف از قصد فاعل آن است و قانون آن را جرم می شناسد .)معین، 1531 ، ج 1ص 1631 (و عنصرمادی اهانت به مقدسات اسلام ، انبیاء ، ائمه و حضرت زهرا )س( است که نمونه ها و مصادیق آن احصایینیست که به صورت ترک فعل نیز امکانپذیر است . ) زراعت ، 1581 ، ص 315 ( و یکی از شروط تحقق آن است که قصد سوء باارتکاب عمل خاصی دست کم به مرحله فعلیت برسد که در حقوق جزا از این شرط تحت عنوان عنصر مادی جرم بحث می) شود . ) اردبیلی، 1533 ، ج 1، ص 638ج( عنصر معنوی جرم اهانت به مقدساتارتکاب یک عمل مجرمانه ، به خودی خود ، دلیل وجود عنصر روانی نیست . و در مواردی با آنکه عمل مجرمانه ای صورت می، گیرد ، قانون مرتکب آن را به خاطر فقدان قصد مجرمانه یا مسئولیت جزایی قابل مجازات نمی داند .)صانعی ، 1536 ،ج 1ص 531 ( اهانت نیز همچون سایر جرائم عمومی نیاز به سوءنیت و تعمد در عمل دارد و علاوه بر قصد آگاهانه نقض قانون جزا ،هدف تحقیر هم به عنوان سوء نیت خاص ، شرط تحقق جرم می باشد .)زراعت ، 1581 ،ج 1، ص 135 ( نکته ای که اهمیت دارداهانت به مقدسات از روی غضب می باشد . برخی از فقهای معاصر در خصوص نقش عصبانیت و غضب در مجازات جرم اهانتبه مقدسات مذهبی پاسخ داده اند . ) اگر مدعی باشد که به خاطر شدت عصبانیت قصد مدلول کلام را نداشتند وملتفت بهلوازم کلام نبوده و بدون قصد از او صادر شده و احتمال صدق باشد حکم به کفر او نمی شود.( بنابراین کسی که از روی غضبو عصبانیت به مقدسات اسلام اهانت کند در صورتی که اراده کاملا از وی سلب گردد این موضوع رافع مسئولیت بوده لیکن اگردر حین اهانت دارای اراده باشد قابل تعقیب و مجازات می باشد )مرجانی ، 1582 ، ص 136 ( در ورد عنصر معنوی جرم اهانتبه مقدسات این است که لازم است توهین کننده علم اجمالی به قداست موضوع اهانت داشته باشد البته نیازی به علم تفصیلی)مثلا آگاهی نسبت به جایگاه و منزلت امر مقدس( نیست . در اینجا جهل موضوعی مصداق پیدا می کند که در متون فقهی درموارد و مصادیق زیادی رافع مسئولیت کیفری می باشد . به عبارت دیگر برخی از اهانت های صورت گرفته به مقدسات اسلام ،اهانت از روی شبهه بوده ونه قصد عداوت با دین مبین اسلام و یا تمسخر آن ، بنابراین برخی از فقها )نبودن شبهه ( را شرطمی دانند .)هندی اصفهانی، 1133 ،ج 6، ص 152 ( به این صورت که اگر مرتکب گمان می کند آنچه که می گوید یا عملی کهانجام می دهد اهانت به مقدسات نیست یا جهل به آن باشد نمی توان او را به عنوان اهانت به مقدسات تعقیب کرد . این نظریهبا قواعد حقوقی سازگار است ، زیرا جرم اهانت نیازمند سوء نیت خاص است که همان قصد تحقیر می باشد حال آنکه چنینقصدی در اینجا وجود ندارد . البته انگیزه هیچگونه نقشی در تحقق یا عدم تحقق عنصر معنوی جرم اهانت به مقدسات مذهبیندارد و همچنین در مجازات یا تخفیف آن فاقد اثر است .)سعید مرجانی ، 1582 ، ص 131 ( توهین در زمره جرائم عمدیمحسوب می شود ، و عنصر معنوی یعنی وجود سوءنیت در آن شرط است . اهانت به محرمات دین و شعایر از عناوین قصدیهمحسوب می شود و اهانت بدون قصد معنا پیدا نمی کند هر چند برخی از اعمال بدون وجود قصد نیز اهانت به حساب می آیند. )بجنوردی ، 1532 ،ج 3 ، ص 632 ( جرم توهین و فحاشی از جمله جرایم عمدی است و منظور از آن علم و آگاهی مرتکب بهوهن آور بودن کردار یا گفتار یا نوشتاری است که به حیثیت و شرافت طرف لطمه وارد می سازد ، علاوه بر این علم و آگاهی ،عمد و قصد مرتکب به منظور هتک حیثیت و شرافت و حرمت طرف جرم لازم می باشد ، بنابراین شخصی که اعمال توهینآمیز و وهن آور از او سر می زند ، باید ضمن دارا بودن قصد لطمه زدن به حیثیت و آبروی دیگری عالم به موهن بودن عملخود باشد و مقدس بودن طرف توهین باشد)شامبیاتی ، 1536 ،ج 1،ص 362 ( لذا جرم توهین به مقدسات جرمی است مطلق وبهصرف اهانت به یکی از مقدسات جرم مذکور محقق می شود .بحث و نتیجهگیریجرم توهین از جمله جرائم برضد حیثیت معنوی اشخاص که معمولا ذیل جرائم علیه اشخاص بررسی و با توجه به کیفیتارتکاب جرم و موضوع یا مخاطب جرم به توهین ساده و مشدد تقسیم میشود . لفظ مقدس ممکن است نسبت به یکسریعناصر مادی که مورد احترام عموم افراد یک جامعه قرار می گیرند مانند : خاک ، سرزمین و گاهی لفظ مقدس نسبت به یکعنصر مادی از قبیل یک رویداد مهمی که در یک کشور صورت می گیرد و می افتد و مورد قبول و احترام غالب افراد یکجامعه است. مانند : دفاع مقدس که در مورد جنگ 8 سال عراق علیه ایران و یا اینکه لفظ مقدس گاهی در مورد عناصری استکه در یک دین و مذهب مورد احترام ویژه افراد آن جامعه هستند. مانند: خداوند، قرآن ،پیامبر و ..در دین مسلمانان و یا مانند:حضرت عیسی مسیح )ع(و حضرت مریم )س( و کلیسا در دین مسیحیت که مقدس و به طور خاص قابل احترام می باشند وجزو مقدسات دین مسیح به شمار می آیند به کار می رود . جرم توهین به مقدسات اسلام ،مانند هر جرم دیگری دارای سهعنصر قانونی ، مادی و معنوی می باشد . عنصر قانونی جرم توهین به مقدسات با توجه به ماده 315 ق.م. اسلامی و ماده 62قانون مطبوعات است . در ماده 315 صرفا "اهانت به مقدسات اسلام" را مقنن جرم انگاری کرده است در حالی که در ماده 62مطبوعات علاوه بر "اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن" دین مبین اسلام را نیز مقنن جرم انگاری کرده است . بایدخاطر نشان کرد دین مبین اسلام یک مفهوم عام و کلی است لذا اگر شخصی به طور کلی و عام به کلیت دین مبین اسلامتوهین کند می توان آن را به استناد ماده 315 ق.م. ا توهین به مقدسات اسلام نیز برشمرد . فلذا طبق ماده 315 چنانکهمشمول حکم ساب النبی باشد ،طبق ماده 626 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1536 محکوم به اعدام و در غیر اینصورتحبس به 1الی 3 سال محکوم می شود . در ماده 62 قانون مطبوعات توهین به مقدسات اسلام نیز در صورتی که به ارتدادبینجامد حکم ارتداد در مورد مرتکب جرم اعمابل می شود و در غیر اینصورت طبق قانون تعزیرات ،تعزیرمی شود )طبق ماده238 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات(.که مجازات تعزیر براساس ماده 238 قانون تعزیرات خواهد بود. و در تعریفتعزیرات می توان گفت : تعزیرات منصوص شرعی مجازاتهایی است که برای خاطیان و متخلفان از قوانین شرعی مانند ترکواجبات و ارتکاب محرمات به اجرا در میآیند و توهین به مقدسات ،تعزیرات منصوص شرعی می باشد . اهانت به مقدساتبرخلاف توهین ساده که موضوع ماده 238 قانون تعزیرات است فقط جرمی علیه افراد نیست ، بلکه اعتقادات ، احکام و اشیاءنیز ممکن است موضوع این جرم باشد اما باید خاطر نشان کرد که میان توهین به اعتقادات و اشیا و افراد و .. اسلام باید رابطهلازم و ملزوم وجود داشته باشد به گونه ای که بتوان گفت اهانت به آنها اهانت به اصل اسلام تلقی می شود . در صورتی مشمولماده 315 قانون مجازات اسلامی وماده 62 قانون مطبوعات توهین به مقدسات خواهد بود که عنوان مجرمانه خاصی در قانوننداشته باشد مانند ماده 626 قانون مجازات اسلامی جرم سب النبی توهین به پیامبر یا ماده 62 عنوان جرم ارتداد که دینمرتکب جرم در آن اهمیت دارد یا اینکه مشمول ماده 631 ق.م.اسلامی عنوان جرم قذف پیدا نکند . باید عنوان کرد کهتفکیک میان این جرائم با هم بسیار مهم است در صورت عدم عناوین مجرمانه آنگاه عنوان جرم ارتکابی را توهین به مقدساتاسلام باید دانست . اهانت نیز همچون سایر جرائم نیاز به سوءنیت و تعمد در عمد دارد و علاوه بر قصد آگاهانه نقض قانون جزا، هدف تحقیر هم به عنوان سوءنیت خاص شرط تحقق جرم می باشد و اگر کسی از روی عصبانیت و غضب به مقدسات اسلامتوهین کند اگر اراده از وی کاملا سلب شده باشد و فاقد اراده باشد قابل تعقیب نسیت ولی اگر در حین ارتکاب جرم اهانتدارای اراده باشد می توان مرتکب جرم را قابل تعقیب و مجازات دانست و می توان عنوان کرد که جرمی است مقید است ونیاز به نتیجه دارد. هرچند که بین حقوق دانان اختلاف است و برخی از آنها ازجمله دکتر صادقی معتقد به جرم مطلق است وبه صرف اهانت به یکی از مقدسات جرم مذکور تحقق می بابد و برخی دیگر از حقوق دانان از جمله دکتر زراعت معتقد به جرممقید است و علاوه بر قصد توهین به یکی از مقدسات که سوءنیت عام است باید تحقیر کردن و بی ارزش کردن که همانسوءنیت خاص جرم است نیز ضروری است.منابعمنابع فارسی1. اردبیلی ، محمدعلی ، 1533 ، حقوق جزای عمومی ، انتشارات نشر میزان ، ج 16. احسان بخش ، صادق ، 1533 ، آثارصادقین ، روابط عمومی ستاد برگزاری نمازجمعه گیلان ، ج 85 . حسینی دشتی ، سید مصطفی ، 1533 ، معارف و معاریف دایره المعارف جامع اسلامی ، موسسه قرآنی آرایه ، ج 31 . دهخدا ، علی اکبر ، 1535 ، لغت نامه دهخدا ، انتشارات دانشگاه تهران ، ج 153 . زراعت ، عباس ، 1586 ، شرح قانون مجازات اسلامی )بخش تعزیرات( تهران ققنوس ، ج 11583 ، قانون مجازات اسلامی در نظم حقوق کنونی ، انتشارات ققنوس ----------- ، - - - - - - - - - - - . 23. شامبیاتی ، هوشنگ ، 1536 ، حقوق جزای اختصاصی )جرائم علیه اشخاص( ، انتشارات مجد ،ج 11581 ، حقوق کیفری اختصاصی ، انتشارات مجد ، ------------- ، - - - - - - - - - - - - - . 83 . صانعی ، پرویز ، 1536 ، حقوق جزای عمومی ، انتشارات گنج دانش ، ج 113 . قلعه کهنه ، سید محمدعلی ، 1553 ، اعتقادات صدوق ، انتشارات آستان قدس رضوی11 . معین ، محمود ، 1531 ، فرهنگ فارسی ، موسسه انتشارات امیر کبیر16 . میر محمد صادقی ، حسین ، 1583 ، حقوق کیفری اختصاصی جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی ، نشر میزان15 . موسوی خمینی )ره( ، 1523 ، تحریر الوسیله ، ترجمه اسلامی ، دفتر انتشارات اسلامی قم ، ج 611 . یوسفیان ، حسن ، شریفی ، احمد حسین ، 1533 ، پژوهشی در عصمت معصومان ، تهران پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ،ج 1منابع عربی1. قرآن کریم6 . اصفهانی ، بهاءالدین محمد بن حسن ، فاضل هندی ، 1133 ، کشف الثام ، مکتبه مرعشی قم ، انتشارات کتابخانه آیت اللهمرعشی نجفی ، ج 65 . بروجردی طباطبائی ، حسین ، 1523 ، جامع الاحادیث شیعه ، مدینه العلم آیت الله خویی قم ، ج 131 . بجنوردی ، حسن ، 1532 ، قواعد الفقهیه ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران ، ج 33 . حرعاملی ، محمد بن حسن ، 1135 ، وسائل الشیعه الی التحصیل مسائل الشریعه ، دارالحیاء التراث العربی بیروت ، ج 122 . خوری السترتونی ، سعید ، 1883 ، اقرب المورد فی فصح العربیه و الشولرد ، مطبعه مرسلی السیوعیه بیروت ، ج 63 . خویی ، ابوالقاسم ، 1166 ، مبانی تکلمه المنهاج ، مطبعه الاب نجف اشرف ، ج 118 . عاملی جبعی ، علی بن احمد ، )شهید ثانی( ، 1538 ، الروضه البهینه فی شرح لمعه الدمشقیه ، انتشارات داوری نجف اشرف3 . کلینی ، محمد بن یعقوب ، 1133 ، الکافی ، دارالکتب الاسلامیه تهران ، ج 613 . مجلسی ، محمدباقر ، 1135 ، بحار الانوار ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، ج 3111 . مکی عاملی ، محمد بن جمال الدین)شهید اول( ، 1581 ، لمعه دمشقیه ،علی شیروانی، انتشارات دارالفکر قم16 . نجفی ، محمدحسن ، 1525 ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، دارالحیاء التراث العربی بیروت ، ج 1115 . هویدی ، محمد ، 1116 ، الرلیل المفهرس الفاظ قران کریم ، دارالبلاغه بیروت]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مباني ديني و اصول جرم انگاري توهين به مقدسات و چالشهاي فرارو</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/مباني-ديني-و-اصول-جرم-انگاري-توهين-به-مقدسات-و-چالشهاي-فرارو</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/مباني-ديني-و-اصول-جرم-انگاري-توهين-به-مقدسات-و-چالشهاي-فرارو</guid>

<description><![CDATA[
جرم توهين از جمله جرايم بر ضد حيثيت معنوي اشخاص است كه معمولا ذيل جرايم عليه اشخاص بررسي و با توجه به كيفيت ارتكاب جرم و موضوع يا مخاطب توهين، به توهين .(387 : 418 ؛ زراعت، 1392 : ساده و مشدد تقسيم ميگردد (مير محمد صادقي، 1386، توهين به مقدسات مذهبي به اعتبار موضوع توهين كه افراد، نهادها، نمادها، اماكن يا اشياء مقدس و مورد احترام هستند، در زمره توهين هاي مشدد قرار مي گيرد و با توجه به مخاطرات اجتماعي و امنيتي آن، در برخي نظامهاي حقوقي، در زمره جرايم عليه امنيت ...

&nbsp;مباني ديني و اصول جرم انگاري توهين به مقدسات و چالشهاي فرارومقدمهجرم توهين از جمله جرايم بر ضد حيثيت معنوي اشخاص است كه معمولا ذيل جرايم عليهاشخاص بررسي و با توجه به كيفيت ارتكاب جرم و موضوع يا مخاطب توهين، به توهين.(387 : 418 ؛ زراعت، 1392 : ساده و مشدد تقسيم ميگردد (مير محمد صادقي، 1386توهين به مقدسات مذهبي به اعتبار موضوع توهين كه افراد، نهادها، نمادها، اماكن يا اشياءمقدس و مورد احترام هستند، در زمره توهين هاي مشدد قرار مي گيرد و با توجه بهمخاطرات اجتماعي و امنيتي آن، در برخي نظامهاي حقوقي، در زمره جرايم عليه امنيت وآسايش عمومي قرار گرفته اند. شايان ذكر اينكه - با وجود شخصي و دروني بودن باورديني- بخش زيادي از فروعات ديني در ميان پيروان اديان ابراهيمي در قالب مناسك وآيين جمعي، برگزار مي شود. به عنوان مثال، مسلمانان نماز جمعه و جماعت، مراسم حج،تشييع و تدفين مردگان و مانند آن را به صورت آييني و جمعي برپا مي كنند و مسيحيان،مراسم عشاء رباني، غسل تعميد و مناجات هاي هفتگي در كليسا را در قالب يك برنامهجمعي و آيين ويژه برپا مي دارند و بي احترامي به اين فروعات ديني و آيين هاي جمعي ازحساسيت بسيار بالاتري برخوردارند.علاوه بر اين، هر چند توهين به مقدسات امر جديدي نبوده و به دين خاصي هممحدود نيست، در دنياي مدرن افزون بر شيوه هاي سنتي، ابزارهاي جديدي در اختيار بشرو بازنشر (Sharing) قرار گرفته كه اقدامهاي موهن صوتي يا تصويري، امكان اشتراك گذاريگسترده و مكرر يافتهاند و به زمان و مكان خاصي هم محدود نمي شوند . به تعبير ديگر،توليد كنندگان فايلهاي صوتي، تصويري، كاريكاتور يا ساير موارد توهين آميز، پس از توليدو انتشار اين موارد، حتي اگر از كار خود پشيمان هم باشند، ديگر قادر به جمع آوري يا محوآن يا پيش بيني و كنترل شيوه و حوزه توزيع آن نخواهند بود . خطر برهم خوردن نظمداخلي كشورها يا حتي در شعاع منطقهاي و بين المللي يا خشونتهاي بي پايان در نتيجهانتشار گسترده اين قبيل آثار كه باعث جريحه دار شدن احساسات ميليون ها انسان مي -گردد، امر دور از انتظاري نيست كه نمونه آن، كشته شدن افراد بي گناه در پي انتشارقسمت هايي از يك فيلم موهن توليد شده در كشور امريكا در يك شبكه اجتماعي است كهخشم مسلمانان كشورهاي مختلف را در پي داشته است. 1 فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي از1 . در سال 2012 در پي انتشار فيلم اسلام ستيزانه " معصوميت مسلمانان (زندگي محمد رسول اسلام (ص)"محصول ايالات متحده آمريكا، مسلمانان انگليس، فلسطين، بحرين، كشمير، عراق، عربستان، ليبي، مصر، اردن،تونس، پاكستان، سودان و ايران با آتش زدن پرچم كشور آمريكا يا تجمع و دادن شعار در مقابل سفارتخانه وكنسولگري آمريكا در كشورشان تظاهرات بر پا كردند. اعتراضات در ليبي منجر به كشته شدن سفير آمريكا درطريق انتشار يا پخش تصاوير يا سخناني كه نسبت به اعتقادات ديني ديگران توهين آميزمحسوب ميشود، اسباب گسترش نفرت و كينه مذهبي و افراط گرايي حتي در ميان پيروانيك دين را فراهم آوردهاند. رشد افراط گرايي مذهبي و فرقهاي در منطقه خاورميانه و غربآسيا، در كنار علل و عوامل سياسي و اجتماعي و رقابتهاي بازيگران منطقهاي و فرامنطقه -اي، بي تأثير از ادبيات تكفير و توهين ترويج يافته از طرف گردانندگان سايت ها و ماهوارههاي بينام و نشاني نيست كه كسي به صورت علني مسئوليت حمايت مالي و تأمين خوراكبراي آنها را نمي پذيرد ولي مشخص است كه به صورت سازمان يافته، نفرت و افراط گراييدر ميان مذاهب مختلف اسلامي يا ساير اديان را ترويج مي كنند. ادبيات تكفير و توهين اينرسانه ها در فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي به اشتراك گذاشته شده و توانسته استزمينه اغوا و تحريك و انسجام افرادي را فراهم كند كه در گوشه و كنار دنيا زندگي ميكردند و به عنوان گروه هاي افراط گراي مذهبي حلقه وصلي در كشورهاي مورد اشاره يافتهو با موجسواري بر اين احساسات، بحث ايجاد خلافت اسلامي را مطرح كردهاند. جنگ، ترورو نا امني در كشورهاي سوريه، عراق و لبنان كه قرنها پيروان مذاهب مختلف اسلامي بهصورت مسالمت آميز و احترام يا حداقل تحمل عقايد همديگر زندگي مي كردند، نمونهعيني آثار توليد شده با محتواي توهين و تكفير است. همچنين حمله تروريستي به دفتردر فرانسه آن هم بعد از گذشت چند سال از (Sharlie Hebdo) مجله فكاهي شارلي ابدوزمان انتشار كاريكاتورهايي كه از نظر بسياري از مسلمانان بي احترامي به پيامبر اسلاممحسوب شد و پذيرش مسئوليت حمله از طرف گروه تروريستي موسوم به دولت اسلاميعراق و شام (داعش) و حملات مرگبار متعاقب آن نسبت به يهوديان و مواردي از اين دست،حاكي از سوء استفاده تروريستها و حاميان آنها از ترويج و استمرار ادبيات تكفير و توهينو انجام خشونت به بهانه مقابله با آن است.به نظر ميرسد توهين و هتك حرمت به مقدسات مذهبي ضمن اين كه در هيچ آيين ومنطقي قابل توجيه نيست و با حقوق اساسي بشر نيز مغايرت دارد، تأثير غير قابل انكاري درايجاد نفرت و كينه داشته و زمينه ساز افراط گرايي متقابل و توسل به خشونت است و باتوجه به اين كه جرم انگاري توهين به مقدسات ديني و مذهبي به خصوص اگر در سطحيليبي شد. ماجراي ليبي سبب تشديد تدابير امنيتي در اطراف ساختمان سفارتخانه ها و كنسولگري هاي آمريكادر همه كشورهاي اسلامي شد.اين در حالي بوده كه (WWW.fararu.com/fa/news/ و 125782 WWW.yjc.ir/fa/news/4089472)بعضي از منابع خبري، به كشته شدن 4 ديپلمات آمريكايي در كنسولگري ايالات متحده در بنغازي ليبي در( پي اين اعتراضات خبر داده اند. ( بي بي سي فارسي، 22 شهريور 1391فراملي و با حمايت نهادهاي حافظ صلح و امنيت بين المللي همراه شود مي تواند همهكشورها را به پيش بيني و وضع مقررات بازدارنده در اين خصوص وادار كند، تنظيم سازوكارحقوقي جهاني و در وجه بارز آن سياست كيفري بين المللي و توصيه كشورها به اتخاذراهبردهاي بازدارنده و فراگير در اين زمينه با توجه به آموزههاي اديان و اصول و موازينحقوقي ضروري به نظر ميرسد. امري كه در خصوص مواردي مانند مبارزه با دزدي دريايي،قاچاق مواد مخدر، فساد اقتصادي، تروريسم و .. اتفاق افتاده است.مقررات موجود ملي در خصوص توهين به مقدسات ديني كه معمولا ضمانت اجراهايينسبت به توهين به مقدسات برخي اديان يا دين غالب ساكنان آن سرزمين مقرر كرده اند ، 1در شرايط امروزي كه رسانهها با امكان دسترسي فراملي و بدون مرز عهده دار پخش مواردتوهين به مقدسات ميشوند قادر به تضمين ارزشهاي ديني و بازدارندگي از آسيب هايمورد اشاره نيست. همان گونه كه عذر احترام به آزادي هاي مشروع از جمله آزادي بيان وگردش آزاد اطلاعات، كه در توجيه انفعال و بي كيفري يا برخورد گزينشي با محتواهايتوهين آميز مطرح مي شود، پاسخ گوي مشكلات جبران ناپذير مورد اشاره نخواهد بود.پژوهش حاضر جرم انگاري توهين به مقدسات در سطحي فراملي و به عنوان راهبرديبراي مقابله با افراط گرايي و خشونت با انگيزه يا بهانه توهين به مقدسات را بررسي نموده ودر پاسخ به اين پرسش كه كداميك از اصول جرم انگاري 2 ميتواند توجيه كننده جرمِ تلقيكردن اهانت به مقدسات ديني باشد، اين فرض را بررسي نموده كه جرم انگاري اهانت بهمقدسات ديني مي تواند مبتني بر اصل ضرر و مصلحت عمومي باشد.در اين مطالعه ابتدا مباني يا به تعبير دقيقتر ريشههاي ديني ممنوع بودن توهين بهمقدسات در اديان مختلف بررسي و سپس جرم انگاري توهين از منظر اصول جرم انگاري ازجمله اصل ضرر و اصل مصلحت عمومي تحليل و در نهايت چالش ميان آزادي بيان و عقيدهبا موضوع توهين به مقدسات و باورهاي ديني مورد بحث قرار گرفته است.1 . به عنوان نمونه، در حقوق انگلستان، قلمرو انتشار عقايد ضد ديني منحصر به جرم توهين به مقدسات استاس ت. يا در حقوق ايران "(Anglican religion) كه اين جرم شامل توهين به "اعتقادات كليساي انگليستوهين به مقدسات اسلام جرم تلقي شده است كه در قانون مجازات مصوب 1392 ، گرايش به محدود كردناين جرم به توهين به مقدسات مذهب شيعه مشهود است.2 . اصول جرم انگاري كه به نوعي تابع مباني جرم انگاري هستند نوعاً از شرايطي سخن مي گويند كه بيان گردلايل اخلاقي براي حمايت از قانونگذاري كيفري در موضوعي خاص است به گونه اي كه در چنان شرايطي185 ). اصل ضرر، اصل مصلحت عمومي، اصل اخلاق : اقدام كيفري نامشروع تلقي نمي شود (محمودي، 1382گرايي قانوني، اصل پدر سالاري از اصول جرم انگاري هستند. همه يا برخي از اين اصول به حسب ارزش موردحمايت و نوع نظم سياسي مي توانند حسب مورد توجيه كننده جرم انگاري باشد.1. مباني ديني جرم انگاري توهين به مقدسات214 ) و در /43 : منظور از مبنا، اصل، بنياد، اساس و شالوده هر چيز است (دهخدا، 1373علم حقوق، منظور از مبنا، منبع نيرومندي است كه نيروي الزام آور قانون از آن ريشه مي39 ) و نظم سياسي حاكم با استناد به آن، با سازوكار متناسب، : گيرد (كاتوزيان، 1377قانون را اجرا ميكند. يكي از ريشههاي الزام حقوق و قانون، اراده خداوند و يا آموزه ها وتعليمات ديني است. اعتقادات ديني يا افراد و اشياء مورد احترام اديان يا دين داران، باموضوع هتك و توهين مواجه بوده و واكنش هايي مقرر كرده اند؛ هر چند ممكن است نوع وكيفيت واكنش ها در برابر توهين به مقدسات ديني با توجه به تعاليم و آموزه هاي اديانمتفاوت باشد. بدين لحاظ وقتي سخن از مباني ديني جرم انگاري مي شود، تمركز بحث بردلايل و مستنداتي است كه واكنش ها را سازمان داده يا قادر است با توجه به اصول وموازين جرم انگاري، مبناي قانون و تنظيم پاسخ كيفري يا غير كيفري قرار گيرد.در اينجا آموزههاي ديني در اسلام و ساير اديان در زمينه توهين به مقدسات به صورتاجمالي بررسي شده اند.1.1 دين اسلامبر اساس اعتقاد مسلمانان، دين مبين اسلام آخرين و كاملترين دين آسماني است كه برايرساندن جامعه بشري به سعادت كامل، بر پاكترين و گرامي ترين انسان يعني حضرتمحمد بن عبدالله (ص) نازل گشته و در بردارنده عاليترين دستورات الهي در جهت سعادتدنيوي و اخروي همه انسان ها است.بديهي است كه چنين ديني با دارا بودن مفاهيم عالي انساني بهشدت با اعمالي از قبيلدشنام، استهزاء و توهين، به مقابله برخيزد و اينگونه اعمال را مذموم بداند. در قرآن كريمدر آيات متعددي ضمن تقبيح استهزاء و توهين، بيان مي كند كه پيامبران پيش از پيامبرگرامي اسلام نيز مورد استهزاء و تمسخر قرار ميگرفته اند. 1 علاوه بر اين، قرآن كريم دردستورالعملي دقيق و پيشگيرانه، پيروان شريعت را از بيان الفاظي كه ممكن است موجبتحريك افراد غير معتقد به خدا و ذكر كلمات موهن شود باز داشته است 2 كه مي تواند از1 . و لَقَد ا  ستُهزِئَ بِرُسلٍ منْ قَبلك فَحاقَ بِالَّذينَ سخرُوا منْهم ما كانُوا بِه يستَهزِؤُنَ (انعام: 10 )؛ و لَقَد استُهزِئَبِرُسلٍ منْ قَبلك فَأَملَيت للَّذينَ كَفَرُوا ثُم أَخَذْتُهم فَكَيف كانَ عقابِ (رعد: 32 ), و لَقَد ا  ستُهزِئَ بِرُسلٍ منْ قَبل ك.( فَحاقَ بِالَّذينَ سخرُوا منْهم ما كانُوا بِه يستَهزِؤُن (انبياء: 412 . و لا تَسبوا الَّذينَ يدعونَ منْ دونِ اللَّه فَيسبوا اللَّه عدواً بِغَيرِ علْمٍ كَذلك زينَّا لكُلِّ أُمةٍ عملَهم ثُ م إِل ى ربهِ م( مرْجِعهم فَينَبئُهم بِما كانُوا يعملُونَ (انعام: 108منظر وظيفه دينداران براي ممانعت و بازداري از اوضاع و احوالي كه موجبات توهين واهانت به مقدسات را فراهم مي آورد عبرت آموز باشد. ممكن است كسي از اين آيه اين گونهبرداشت كند كه اگر خوف مقابله به مثل نبود، توهين به ديگران و يا عقايد آنها منعينداشت. اما ملاحظه آموزه هاي ديني و به خصوص سنت (گفتار و رفتا ر) پيامبر اسلام وامامان، حاكي از منع توهين به صورت كلي و به جهت آثار نامطلوب آ ن است . به عنواننمونه، سخن امام علي (ع) با برخي از يارانش كه به مخالفان دشنام مي دادند، تفسيري برايمن خوش ندارم شما دشنام گو باشيد .... و &raquo; : اين آيه محسوب مي شود. ايشان مي فرمايندبه جاي دشنام، بگوييد خدايا خون ما و آنان را حفظ كن و ميان ما و آنان سازش بده و آنانرا از گمراهي نجات بده تا كسي كه حق را نمي داند بشناسد و آن كه براي دشمني مشتاقنهج البلاغه، خطبه 206 ). علاوه بر اين، در قرآن كريم واژههايي مانند ) &laquo; است باز ايستدبه هرآنچه كه &laquo; حرما ت &raquo; ، 2 استعمال شده است. در تفسير الميزان &laquo; شعائر &raquo; 1 و &laquo; حرمات &raquo;هتك حرمت آن حرام و تعظيم و رعايت احترامش واجب است تفسير شده است (طباطبايي،63/2 ) و در بحثهاي فقهي هم با توجه به آيات قرآن و روايات، بحث از مقدسات : 1997حرمه اهانت &raquo; متمركز شده و ذيل عنوان قاعده &laquo; حرمات و شعائر &raquo; روي عنوانهايي مانندبدون اين كه تعريف &laquo; حرمه الاهانه بالشعائر و رجحان تعظيمها &raquo; يا &laquo; المحترمات في الدينمشخصي از مقدسات اسلامي بشود، به موارد و مصداقهايي به عنوان مقدسات اشاره شده294 ). از مجموع آموزه هاي ديني در اين زمينه ميتوان استفاده /5 : است (بجنوردي، 1417كرد كه در اصل دين اسلام با توهين و بد دهاني و سب و لعن كردن چه نسبت به آموزههاياديان ديگر و چه نسبت به پيروان اديان ديگر مخالف است و بر آثار مثبت خوش زباني وخوش رفتاري و رفتار مسالمت آميز با پيروان اديان ديگر ضمن پايبندي به موازين دين حقسفارش كرده و تذكر ميدهد كه بدسخني، اخلاقي شيطاني است كه باعث تفرق ه و جد اييميشود. 3 امام باقر (ع) در تفسير آيهاي از قرآن كريم كه به خوش سخني با مردم سفارشميكند، 4 مي فرمايد خدا انساني را كه بسيار لعن و نفرين مي كند، طعنه مي زند و سخنانزشت بر زبان مي آورد، دشمن مي دارد. ايشان در همين زمينه تأكيد مي كند كه سخني را.(165/2 : به مردم بگوييد كه دوست داريد مردم آن سخن را به شما بگويند (كليني، 1365.( 1 . ذلك و منْ يعظِّم حرُمات اللَّه فَهو خَيرٌ لَه عنْد رب ه (حج: 30( 2 . ذلك و منْ يعظِّم شَعا  ئرَ اللَّه فَإِنَّها منْ تَقْوى الْقُلُوبِ (حج: 323 . و قل لعبادي يقول اللتي هي احسن ان الشيطان ينزغ بينهم ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا (اسراء(52.( 4 . .... و قولوا للناس حسنا ... (بقره: 83البته گاهي در ميان مسلمانان افراد يا گروههاي جاهل و ناداني نيز پيدا مي شوند كه ب هنوعي هتك حرمت به باورها و اعتقادات ديگران را با ه ر بهان ه و دستاوي ز خو د ساخت ه ايجايز شمرده و آنها را تكفير مي نمايند. نكته حائز اهميت اينكه اي ن بهان ه و دستاوي ز كهزمينه مناسبي براي فعاليت گروههاي افراطي و تكفيري است، گاهي روايت وارده و يا دعا يماثوري است كه به حسب ظاهر با خلوص نيت و قصد قربت انجام ميگيرد اما نه به مفاد ومضمون آن توجه ميشود و نه به آثار و تبعات پيراموني آن. از جمله اين موارد روايتي اس تمعروف شده و به نقل از پيامبر اسلا م(ص) در برخي منابع روايي &laquo; مباهته &raquo; كه به دستورآمده است. 1 فارغ از بحث بررسي سندي اين روايت و موارد مشابه، آنچه در دستور پيامبراسلام آمده است، به شرايط خاص و در مقام دفاع از كيان و اصول اسلامي و در مواجهه باكساني است كه قصد نابودي اعتقادات و فساد دارند . متحير ساخت ن و ي ا مبهو ت كرد ندشمن، به نحوي كه از انجام توطئه و اراده بر دشمني با ام ت اسلا م ناتوا ن شود ، در اينروايت نبوي مورد عنايت قرار گرفته است. همچنان كه در قران كريم به ابراهي م خلي ل ني زهمين سياست و شيوه منطقي برخورد براي مقابله با دشمن و يا مخال ف نسب ت داده شد ه(فبهت الذي كفر بقره/ 258 ) و جالبتر آنكه حتي شناعت و پستي دشمن نيز نبايد بهانهايبراي خروج از اين مسير منطق و استدلال باشد. 2 مواجهه فقه ي وحقوق ي اكثريت فقها يبزرگ اسلامي نيز بر همين منوال بوده است و از اساس در كتب فقه خود و ب ا طر ح بح ثلعن و نفرين به صراحت مقلدان خود را از انجام اين كار (لع ن ونفري ن و توهي ن) بر حذ رداشتهاند (ملا محسن فيض كاشاني/وافي/ج 1/ص 245 ؛ صاحب رياض /رياضالمسائل/ج 14 /ص 413 ؛ مقدس اردبيلي/مجمع الفايده /ج 13 /ص 164 ---- صاحب جواه ر/.(413/ جواهر الكلام/ج 41البته برخي از محققان بين سب (دشنام) و لعن (نفرين) تفاوت گذاشته و به اين دليلكه لعن و نفرين همان رد و طرح و طرد ديگري است (راغب اصفهاني، ص 451 ) به آياتي ازقَالَ رسولُ اللّه (ص): إِذَا رأَيتُم أَهلَ الرَّيبِ و الْبِدعِ منْ بعدي، فَأَظْهِرُو ا &raquo; : 1 . عنْ أَبِي عبد اللّه عليه السلام، قَالَالْبرَا  ءةَ منْهم، و أَكْثرُوا منْ سبهِم، و الْقَولَ فيهِم و الْوقيعةَ، و باهتُو  هم كَيلَا يطْمعو ا في الْفَسا د ف ي الْإِسلَامِ ، وخرَةِ  Ĥ يحذَرهم النَّاس، و لَا  يتَعلَّموا منْ بِدعهِم؛ يكْتُبِ اللّه لَكُم بِذلك الْحسنَات، و يرْفَع لَكُم بِه الدرجات  ف ي الْ.( 435/14 : 123 ؛ عاملي، 1413 /4 : (كليني، 1429.( 2 . و لا يجر منكم شنئان قوم علي ا لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي (مائده- 8قرآن كريم يا كلام پيامبر اسلام (ص) 1 اشاره ميكنند كه مواردي از لعن و نفرين وجوددارد. 2 از اين منظر شايد بتوان وجهي براي وجود مواردي از لعن و نفرين كه در برخي متونروايي يا زيارتنامههاي متداول بين برخي مسلمانان هست جست جو كرد . البته برخيتحقيقات هم حاكي از اين است كه در نسخههاي قديميتر و نزديك به عصر نص، مواردي ازلعن و نفرين نسبت به اشخاصي كه ممكن است باعث ناراحتي برخي از مسلمانان شودموجود نيست ضمن اين كه با توجه به شرايط سياسي اجتماعي و سيره عملي پيشوايانديني تأييد چنين متوني مشكل است. 3 در مجموع به نظر مي رسد با توجه به عرفي بودنمصداق و مورد توهين، و با توجه به اين كه دشنام و لعن ممكن است به شكل يكسانيموجب جريحه دار شدن احساسات و بر هم خوردن نظم و امنيت و زمينه ساز افراط گرايي وخشونت گردد، پيشگيري از آسيب هايي كه احساسات يا نفرت و تعصب و خشم را بر ميانگيزد در حقوق اسلامي نصوص و دكترين مناسب و كافي براي جرم انگاري هر گفتار يارفتاري كه به هر شكل مي تواند سبب بي احترامي و توهين به احساسات ديني مسلمانانيا پيروان ساير اديان گردد وجود دارد و در كلمات فقهاي اسلامي نيز وقتي بحث از مجازاتسب و لعن به مقدسات است، معمولا مقدسات ساير اديان و به خصوص پيامبران الهي بهصورت يكسان مورد توجه قرار گرفته اند. ضمن اين كه قابل انكار نيست كه مقدساتمسلمانان با اهتمام بيشتري مورد حمايت هستند.29 )؛ نمونه ديگر مسلم نيشابوري در كتاب / 1. لعن الله من تخلف عن جيش اسامه (شهرستاني، ملل و نحل، 1خود بابي با عنوان افرادي كه پيامبر آنان را لعن و نفرين كرده آورده است.(صحيح مسلم، ج 5 كتاب البر و.(97- الصله باب 25 حديث 882. ان اللذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره و اعد لهم عذابا مهينا (آيه 57 - سوره احزاب)؛ انعليهم لعنه الله و الملائكه و الناس اجمعين (آيه 87 - سوه آل عمران).3. در اين زمينه رجوع شود به : مقاله تحليل و نقد يكي از فقرات نسخه رايج زيارت عاشورا (ايزدي، مهدي وملكي معاف، اسلام، 1392 ). در اين پژوهش با بررسي دو نسخه از زيارت عاشورا كه يكي رايج و منبع آنكامل &raquo; شيخ طوسي و ديگري نسخه غير رايج و منبع آن &laquo; مصباح المتهج د &raquo; نسخه هاي خطي متاخرشيخ طوسي است و با توجه به اين كه عبارت &laquo; مصباح المتهجد &raquo; ابن قولويه و نسخه هاي متقدم &laquo; الزياراتكه شائبه لعن و نفرين نسبت به خلفا را دارد در نسخه هاي متقدم &laquo; وابدا به اولا ثم الثاني و الثالث و الرابع &raquo;نيست و از سوي ديگر با توجه به اعتبار منبع، اعتبار سند، سازگاري عبارت متن با بقيه متن و سازگاري باسيره امامان به خصوص روش ائمه در مقابله با سياست امويان، رازداري، مدارا و تقيه در سيره ائمه، سازگاريبين تبري، تقيه و رازداري در زيارت هاي مأثور، ضمن تاييد صدور اين زيارت از معصوم، نسخه كتاب كام لالزيارات و نسخه متقدم مصباح المتهجد كه عبارت مذكور در فوق را ندارد ترجيح داده شده است.2.1 . دين زرتشت، يهوديت و مسيحيتبررسي اجمالي آموزههاي اديان ديگر نيز حاكي از مقررات يا تعليماتي است كه مي تواندمنبع الزام يا تقنين در جرم انگاري توهين به مقدسات باشد. در آيين زرتشت كه تعاليم آن448 ) با توجه به : بر انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك استوار است، (ناس، 1390مدارك محدود به دست آمده مشخص شده است كه جرايم عليه مذهب مانند توهين به.(76-77 : اشياء و اماكن مقدس، در رديف جرايم مهم شمرده مي شده است (نوربها، 1384در كتاب مقدس يهوديان به جز يكي دو مورد خاص كه بحث توهين يا افترا موردتوجه قرار گرفته است، نص مشخصي كه براي هتك حرمت (به طور عام ) و يا مقدسات232 ). در : ديني به صورت خاص مجازات تعيين كرده باشد وجود ندارد (سليماني، 1384حقوق كيفري يهود، اهانت به دادگاه و قاضيان جرم دانسته شده است . به گفته عالمان&laquo; به خدا ناسزا نگو &raquo; تلمود، اهانت به قاضي در تورات منع شده است. ايشان ميگويند: آيه28 ) به قاضي اشاره دارد. (همان: 262 ) مورد ديگر، افترا يا توهين به دختر : (خروج، 22.(13-19 : باكره است، و براي آن به صورت صريح تعيين كيفر شده است، (تثنيه: 22در عين حال، در تورات جرايم ديگري هم كه با عنوان جرايم ديني خاص دسته بنديشدهاند وجود دارد كه شايد بتوان برخي از آنها را با توهين به مقدسات مرتبط دانست .8). مجازات حرمت -11 : روز سبت را ياد كن (خروج، 20 &raquo; :( حرمت شكني روز شبات (شنبه32 )، كفر گويي كه با مجازات مرگ همراه -35 : شكني روز شبات اعدام است (اعداد، 15.(263 : 10 ) از اين موارد است (سليماني، 1384 -15 : است(لاويان، 24بزرگان قوم را ناسزا مگو و رييس قومت را &raquo;: در سفر خروج از كتاب تورات آمده است كه.( كتاب مقدس، سفر خروج، باب 22 آيه 27 ) &laquo;. نفرين مكنخداوند موسي را خطاب كرده و گفت تو بني اسرائيل را مخاطب &raquo; : همچنين آمده استساخته بگو سبت هاي مرا نگاه داريد زيرا كه در ميان من و شما در نسل هاي شما آيتيخواهد بود تا بدانيد كه من يهود هستم كه شما را تقديس ميكنم. سپس سبت را نگاه داريدزيرا كه براي شما مقدس است هر كه آن را بي حرمتي كند هر آينه كشته شود . پس بنيكتاب ) &laquo; اسرائيل سبت را نگاه بدارند سينه به سينه ، سبت را به عهده ابدي مرعي دارندبه &laquo; سبت &raquo; ، مقدس، سفر خروج، باب 31 ، آيات 12 تا 16 ). چنان كه پيدا است در آيين يهودعنوان حرمت و يك عهد مقدس به شمار ميآيد اگر اين عهد و حرمت توسط يهودي.(29 : شكسته شود مستحق مجازات مرگ خواهد بود (موسوي كسمائي، 1377در آيين مسيحيت نيز لعن و نفرين كردن مذموم شناخته شده است و اين امر بيشتر بامصلحت پيشگيري از اهانت پيروان ساير اديان نسبت به مسيحيت است. در جمله مشهوريشنيدهايد كه گفته شده است همسايه خود را محبت نما و با &raquo; : از انجيل متي آمده استدشمن دشمني مكن اما من به شما ميگويم دشمنان خود را محبت نماييد براي لعنتكنندگان خود بركت طلبيد و به آنهايي كه از شما نفرت دارند احسان كنيد و به هر كهكتاب مقدس انجيل). ) &laquo;. فحش دهد و جفا رساند دعاي خير كنيدعلاوه بر اديان الهي، در تعليمات بودا 1 نيز ريشههايي از ممنوعيت يا زشتي توهين بهآن كس كه آيين را مي شكند، دروغ مي گويد، آن جهان را &raquo; : مقدسات قابل بررسي استريشخند ميكند هيچ بدي نيست كه او نكند... زنگي كه از آهن برخاسته، آهن را مي خورداگر چه از آن پيدا شده است. همين گونه نيز كردارهاي بد مرد آيين شكن، او را به راه177 ). البته با توجه به آموزههاي اخلاقي بوديسم و : ناس، 1390 ) &laquo; سرازير به دوزخ مي بردتوصيه به صبر و تحمل در برابر ناملايمات و مشكلات، آنچه از اين متن و موارد مشابه آناستفاده ميگردد، اصل تقبيح توهين به مقدسات است ولي كيفيت پاسخ و واكنش در برابراين قبيل توهينها، بيشترمبتني بر نرنجيدن و پايداري بر انديشه عشق ورزيدن بدون هيچ.( تنفر و دشمني است(همان: 201در مجموع به نظر ميرسد هر چند از لحن و ادبيات به كار رفته در اين متون نمي توانجرم و مجازات به مفهوم حقوق كيفري را برداشت كرد، ولي همانگونه كه اشاره شد مي -توان مذموم بودن توهين و لعن چه به جهت قبح ذاتي و غير اخلاقي بودن آن و چه بهجهت مصلحت پيشگيري از تحريك ديگران و توهين متقابل و ضررهاي ناشي از آن رااستفاده كرد. اين مباني و دكترين مي تواند در چارچوب موازين و اصول جرم انگاري موردتوجه قرار گرفته و منشأ مقررات كيفري ملي يا بين المللي در مواجهه با توهين به اديانقرار گيرد.2. اصول جرم انگاري توهين به مقدسات در حقوق كيفري1.2 . اصل ضرريكي از اصول مهم جرم انگاري در ،(harm to others) ضرر و رفتار صدمه زننده به ديگريتمام نظامهاي حقوقي است. از اين رو، قديميترين اصل موجه ساز براي نقض آزادي اراده و1. خاستگاه آيين بودا كشور هند مي باشد كه شش قرن قبل از ميلاد مسيح توسط شخصي به نام سيدارتا كهبعداً به بودا مشهور گرديد بنيان نهاده شد مباني و احكام و معتقدات بوداييان در كتابي گرد آورده شده است.(177 : كه آن را "تي پي تا كا" نام نهاده اند (ناس، 1390دخالت در جامعه از طريق جرم انگاري را، ضرر به ديگري دانسته اند . 1 به نظر مي رسداولين و كاملترين تبيين در خصوص اصل ،&laquo; در باره آزادي &raquo; در كتاب &laquo; جان استوارت ميل &raquo;ضرر را بر مبناي ايدئولوژي ليبرال ارايه نموده است. از نظر ايشان، به محض اين كه قسمتياز رفتار فرد، منافع ديگران را به نحو زيان بخشي دچار خطر كرد، جامعه نسبت به آن رفتار193 ). بر پايه ي اين اصل، حكومت تنها در : حق حاكميت احراز مي كند (ميل، 1385صورتي مجاز به مداخله در رفتار آزاد شهروندان و نقض اراده آزاد آنان است، كه اين امر برايموقعي كه رف تار &raquo; ، رفع اضرار به غير يا جلوگيري از ايجاد آن ضروري باشد. به نظر ميلانسان به مصالح كسي جز مصالح مسلم خودش برخورد نمي كند، فرد انساني بايد آزاديكامل (قانوني و اجتماعي) داشته باشد كه اعمال خود را بدون مشكل انجام دهد و پيامد آنهمان). ) &laquo; را بپذيردبر اساس اصل ضرر، هرگاه زيان مسلم يا خطر زيان مسلمي (و نه احتمالي ) نسبت بهفرد يا اجتماع (و نه خود فرد عامل ) در كار باشد، عمل فرد از دايرهي آزادي بيرون مي رودخواهد شد و بنا به درجهي آن، قابليت جرم انگاري را نيز &laquo; اخلاق يا قانون &raquo; و وارد ميدانمي يابد. اما به بهانهي جلوگيري از ايراد خسارت هاي احتمالي ، حق مسلم فرد در داشتن.(19 : آزادي ، قابل تضييع نيست (ميل، 1385بدين ترتيب، اصل بر آزادي انديشه و رفتار است و نظم سياسي مطلوب آن است كهزمينه برخورداري از اين آزاديها را براي همهي شهروندان و تابعان آن نظم فراهم كند . امابرقراري و استمرار هر نظم سياسي، مستلزم تحديد آزاديها در جايي است كه تعدي و ضررملموس به غير ايجاد كنند و بارزترين مصداق ضرر، جايي است كه انسجام و امنيت جامعهميل نقل شده است كه: &laquo; فايده گرايي &raquo; در معرض تهديد قرار گيرد. در همين زمينه از كتابانسان مي تواند اشتراك منافعي ميان خود و اجتماع انسان ياي كه او جزيي از آ ن است، &raquo;ببيند، بهگونهاي كه هر رفتاري كه امنيت جامعه را در كل تهديد كند، براي خود او نيز11 ). بنابراين همان گونه كه برخي از : محمودي جانكي، 1382 ) &laquo; تهديد كننده باشدتفسيركنندگان آثار ميل نيز گفتهاند، بهترين تفسير از ضرر يا آسيب به ديگران مي تواندآسيب به منافع حياتي ديگران باشد و منظور از منافع حياتي همان امنيت و استقلال عملفردي يا خودمختاري است (همان: 11 ).جوئل فاينبرگ در تحليل خود از اصول جرم انگاريدر منطق دولت ليبرال، هم به اصل زيان اشاره ميكند و هم اصلي تكميلي كه ايشان اصلكه در برخي موارد خاص و محدود مورد استفاده (harm to self) ، 1 . جرم انگاري با استناد به ضرر به خودقرار مي گيرد محل بحث اين مقاله نيست.ناميده است. به بيان فينبرگ، اين كه ممنوعيت جنايي (principle of offence) آزردگيپيشنهادي چه بسا براي پيشگيري از آزردگي شديد اشخاص ضروري است و در صورتتصويب چه بسا ابزار كارآمدي براي رسيدن به آن هدف است، همواره دليل مناسبي برايبرخي نويسندگان در تفسير ديدگاه .(Feinberg, 1984: پشتيباني از آن ممنوعيت است ( 26را نوع خاصي از زيان بدانيم، كه بخش عمده اي از تحليل &laquo; آزردگي &raquo; فينبرگ گفته اند اگرفينبرگ حاكي از چنين فهمي از سوي اوست، در آن صورت ديدگاه وي گسترشي است از.(1271 : اصل زيان در معناي كلاسيك آن (استوارت، 1391مزاحمت در مقايسه با ضرر موجب نقض حقوق يا سد منافع كسي نشده و آسيبجسمي يا مادي ايجاد نميكند، بلكه تنها اسباب اذيت و آزار ديگران را فراهم مي سازد . درهمين راستا، فرهنگ عمومي و عرف حاكم بر جامعه در تبيين و تعريف مزاحمت نقشتعيينكنندهاي ايفا ميكند. كُنشهايي مانند توهين علني، افشايِ سر، افترا، فحشاي درعلن، و طي بهايم در ملأعام، هرزهنگاري و... از مواردي هستند كه ليبرالها با استناد به اصل.( مزاحمت خواستار جرمانگاري آنها شدهاند (فرحبخش، همان: 253با اين حال همانگونه كه گفته شده است نيازي نيست كه براي جرم انگاري چ نيناَعمالي اصل تكميلي ديگري مطرح كرد بلكه ميتوان با تغيير ديدگاه نسبت به ضرر، آن رابه ضررهاي معنوي كه به نوعي از بين برنده نظم و آسايش عمومياند، توسعه داد. اصل ضررچنانچه تنها به ضررهاي مادي محدود نشده و ضررهاي معنوي را نيز شامل شود، ديگر71 ) در حقيقت اين انتقاد به ليبرال : ضرورتي به اصل مزاحمت نميباشد. (رستمي، 1393ها وارد است كه به جاي تلاش در جهت بازانديشي و ارائة تفسيري كارآمد از اصل ضرر،ترجيح دادهاند كه اصل مزاحمت را به عنوان اصلي در كنار اصل ضرر و به عنوان مكمليبراي محدوديت آزادي در نظر بگيرند در حالي كه با توجه به توسعه جامعه در تمام ابعاد وبه خصوص اقتضاات ناشي از فناوري هاي نو، شايسته است معنايي از ضرر مورد توجه قرارگيرد كه، امكان مداخله ملي و بين المللي در رويارويي با مواردي كه ممكن است آرامش وامنيت بين المللي را مورد آسيب و خطر شديد قرار دهد فراهم شود.با اين مقدمه، به نظر مي رسد اهانت به مقدسات ديني و اعتقادات افراد، موجب ضرر بهمنافع حياتي و آسيب به جامعه ميشود. اهانت به مقدسات ديني باعث جريحه دار شدناحساسات پيروان آن دين گرديده و در صورت نبود اهرمهاي كنترلي و بازدارنده، مي تواندباعث اقدامات متقابلي از جانب پيروان آيين مورد اهانت شود . اين امر كه از خشونت درگفتار شروع شده ممكن است به خشونت در رفتار و رفتارهاي افراط گرايانه منجر و به نوبهخود ميتواند نظم عمومي جامعه را مختل و امنيت و آسايش عمومي را خدشه دار كند . درواقع به سبب اهميت بالاي سلامت جسمي، رواني و معنوي افراد بشر در تمام نظام هايحقوقي اعم از ديني و غير ديني، شديدترين برخوردها با جرايمي مي شود كه به اين سلامتخدشه وارد آورند. به همين دليل با توهين كننده به مقدسات يك دين، كه احساساتپيروان دين مورد نظر را جريحه دار كرده و به دنبال آن باعث ضرر به منافع حياتي و آسيبجامعه شده نيز بايد برخورد جدي شود.و در حقوق انگلستان، جرم توهين به دين با واژه &laquo; كامنلو &raquo; در سنت حقوقيمورد بحث قرار گرفته است. 1 برخي از حقوقدانان انگليسي در دفاع از جرم &laquo;blasphemy&raquo;انگاري اهانت به مقدسات دين مسيحيت بر اين عقيده اند كه هرگاه توهين به مقدسات، بهقصد جريحه دار كردن احساسات بشري و يا اهانت صريح به كليساها يا موجب ترويج مسائلغير اخلاقي باشد، از مصاديق اين جرم خواهد بود. بعضي از حقوقدانان غربي نيز اين جرم را.(108 : يك زمينه مفروض براي ضربه فراگير به باف ت جامعه دانسته اند (هاشمي ، 1380بدين ترتيب، عقيده ديني كه به حسب طبيعت خود امري شخصي و دروني است، درصورتي كه مورد تعرض و توهين قرار گيرد، امري بر خلاف نظم عمومي جلوه كرده و بههمين ملاحظات در زمره توهينهاي مشدد و در دسته بندي جرايم عليه امنيت و آسايشعمومي قرار مي گيرد و با اين ملاحظات، جرم انگاري آن با اصل ضرر توجيه مي شود.در ايالات متحده آمريكا با تصويب اولين متمم قانون اساسي، كنگره از آن كه بر دين يامذهبي رسميت بخشد باز داشته شده است . در عين حال، راي صادره از ديوان عالينيويورك در 1811 ميلادي نشان دهنده اين است كه توهين به مقدسات ديني در اين نظام2 (www.candst.tripod.com) . حقوقي جرم تلقي مي گردد3 بود كه در 2 سپتامبر 1810 در حضور &laquo; راگل س &raquo; متهم اين پرونده، شخصي به نامچندين نفر از مسيحيان، با بياني مغرضانه و زننده مبادرت به توهين به مقدسات مسيحياننموده بود. الفاظ و عباراتي كه وي به كار برده بود، همچون انتساب نامشروع بودن ولادت1 . امروزه در حقوق انگلستان، هيچ قانون موضوعه اي در رابطه با جرم انگاري توهين به مقدسات وجود ندارد.اگر چه حقوق كيفري، تا كنون بارها وضع قانون در اين رابطه را از جمله در سالهاي 1650 و 1697 تجربهنموده است، اما در حال حاضر اين قوانين منسوخ شده اند. قانون توهين به مقدسات مصوب 1650 ، كه اينجرم را با مجازات اعدام همراه نموده بود، در سال 1660 در جريان بازگشت حكومت پادشاهي ملغي گردي د. و،1979:p. قانون توهين به مقدسات مصوب 1697 نيز به موجب قانون مجازات سال 1967 منسوخ شد ( 609.( Bennion2. Article: " the people v. Ruggles in: (www.candst.tripod.com)3.. Rugglesحضرت مسيح (ع) و همچنين نسبت فاحشگي به مادر آن حضرت (ع) ، نوعي بي احتراميبه دين مسيحيت نيز بوده است.حكم دادگاه بدوي كه در سال 1811 مورد تجديد نظر خواهي قرار گرفت، اين بود كه:توهين به مقدسات و انتقادات بيشرمانه و تمسخر توهينآميز عليه مسيح (ع) يا كتب &raquo;مقدس، جرايمي قابل مجازات در كامنلو مي باشند؛ خواه عبارات مزبور را بر زبان آورده.&laquo; باشند و يا به قلمدر تجديد نظر خواهي از رأي صادره در دادگاه بدوي، ديوان عالي ايالت نيويورك ضمنمردمان ...&raquo; : اشاره به ارتباط عميق دين مسيحيت با فرهنگ و حقوق مردم اظهار مي دارداين ايالت، همراه با مردمان اين كشور، پيرو دكترينهاي دين مسيحيت، به عنوان قواعداعتقادي و عملي شان مي باشند. لذا بي احترامي متهم به اين دكترينها نه تنها ... وظيفهنشناسانه و همراه با بياعتنايي به مقدسات بوده، بلكه... نقض شديد نزاكت و نظم مطلوباست. هيچ چيز براي بخش پاكدامن جامعه، آزاردهنده تر و براي اخلاق انعطاف پذير وحساس جوانان ، زيانبارتر از اين نميتواند باشد كه چنين توهين و بي احترامي، قانونيدانسته شود. برخورداري آزادانه، برابر و بدون مزاحمت از اعتقادات ديني، هرچه كه مي تواندباشد، و بحث آزادانه و منطقي در خصوص هر موضوع ديني، اعطا و تضمين شده؛ اما توهينبه ديني كه از سوي تقريبا كل جامعه مورد پذيرش قرار گرفته، سوء استفاده از اين حق ميباشد. در هر حال ديوان معتقد است كه جرم بودن توهين به مقدسات مسيحيت، مغايرمادهي 38 قانون اساسي كه دادگاه ها را از هر گونه تفسيري كه به شناسايي يك دينرسمي و يا حمايت خاص از يك دين باز ميدارد، نمي باشد. در هر حال، ديوان عا لي ايالتنيويورك، رأي دادگاه بدوي را مبني بر قابل مجازات بودن توهين به مقدسات، خواه بهصورت شفاهي صورت گرفته باشد و خواه كتبي، مورد تأييد وابرام قرارداده است (همان).در حقوق ايران نيز با توجه به ديندار بودن مردم و مسلمان بودن اكثريت، مواد قانونيمربوط به اهانت به مقدسات ديني و اسلامي را ميتوان با اصل ضرر توجيه كرد.در حقوق كيفري ايران تا قبل از استقرار نظام جمهوري اسلامي، سخني از توهين بهمقدسات اسلام يا ساير اديان نبود ولي در ماده 13 لايحه قانوني مطبوعات مصوب، دهمجرم تلقي شده بود . 1 &laquo; مضر به اساس دين حنيف اسلام &raquo; مرداد ماه 1334 ، انتشار مقالهاي1 . هر كس مقاله اي مضر به اساس دين حنيف اسلام انتشار دهد به يك سال تا سه سال حبس جنحه ايمحكوم مي شود.مقدسات &raquo; پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تصويب قانون مطبوعات 1364 ، جرم توهين بهدر اين قانون پيش بيني شد. 1 &laquo; اسلاميدر تحولات تقنيني بعدي و با مورد توجه قرار دادن ديدگاه هاي فقهي در جرم تلقيكردن اهانت به مقدسات اسلامي، در قانون تعزيرات سال 1375 و قانون مجازات اسلامي1392 ، قانونگذار ضمن تغيير ادبيات خود از جهت توصيف مجرمانه و پاسخ كيفري، پا رافراتر نهاده و علاوه بر مقدسات اسلامي، توهين به ساير انبياء عظام الهي را نيز جرم تلقيكرده و به جهت نشان دادن اهميت اين جرم و اين كه ارتكاب آن مي تواند موجب تهديدامنيت و آسايش عمومي شهروندان باشد، در قانون تعزيرات اسلامي مصوب 1375 بحث راذيل مواد مربوط به امنيت و آسايش عمومي كشور تعريف نموده است . 2 البته در قانونمجازات سال 1392 تغييرات جديدي در ادبيات قانونگذار و نوع پاسخ كيفري به اين جرمديده ميشود ولي به هر حال تعيين مجازات تعزيري براي توهين به مقدسات حتي درقابل كيفر نيست، حاكي از اين است كه قانونگذار &laquo; ساب النبي &raquo; صورتي كه با وصف كيفريبراي جلوگيري از آسيب و ضرري كه ممكن است به سبب توهين به مقدسات دينيموجبات بر هم خوردن نظم و امنيت جامعه را فراهم كند، به صورت هم زمان از حكم حديو سخت گيرانه ساب النبي و مجازات هاي تعزيري و بازدارنده استفاده مي كند.2.2 . اصل مصلحت عمومياصل مصلحت يا خير عمومي اصل ديگري است كه ميتواند ملاك جرم انگاري اهانت بهمقدسات ديني قرار گيرد. مصلحت عمومي يكي از مهمترين و البته بحث انگيزترين مفاهيمو معيارهاي مطرح در حوزهي فلسفهي اخلاق و سياست و حقوق است . مصلحت عموميعبارت است از مصلحتهايي كه فرد في نفسه به خاطر آن كه عضو يك جمع يا كليتسياسي است، واجد آن مي گردد. در واقع مصلحت عمومي به تعديل مصلحتهاي فردي، به: گونهاي كه بهترين نتيجه را براي جمع به دنبال داشته باشد، مربوط است (معيني ، 1378.(31. ماده 26 قانون مطبوعات 1364 : هر كس بوسيلهي مطبوعات به دين مبين اسلام و مقدسات آن اهانتكند، در صورتي كه به ارتداد منجر شود حكم ارتداد در حق وي صادر و اجرا و اگر به ارتداد نينجامد، طبق نظرحاكم شرع براساس تعزيرات با وي رفتار خواهد شد.2. هر كس به مقدسات اسلام ويا هريك از انبياي عظام و يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س)اهانت نمايد، اگر مشمول حكم ساب البني باشد، اعدام مي شود و در غير اينصورت به حبس يك تا پنج سالمحكوم خواهد شد.اصول اين نظريه از ديدگاه ليبرالي همان اصل فايده است كه براي حمايت از منافعاصل &raquo; فردي و هم منافع عمومي كارايي دارد. فينبرگ يكي از اصول محدود كننده آزادي را1" مي نامد كه براي منافع اشخاص ديگري به جز فردي كه آزادي يا &laquo; نفع رساني به ديگريحق او محدود شده، ضروري است. بر اين اساس دولت ميتواند براي جلب منافع ديگران -خواه فرد (به جز كننده كار يا رفتار) و خواه گروه يا اجتماع &ndash; رفتاري را منع كرده و براينقض آن ضمانت اجراي كيفري وضع كند. بخشي از مفهوم و دامنه ي اين اصل با اصل93 ). نظريه مصلحت عمومي به خطوط : مصلحت عمومي همپوشي دارد (محمودي، 1382بينابيني مي انديشد و مي كوشد كه آن را بر اساس نيازها و الزامات زندگي نوين و ايجاد.(4 : تعادل بين حقوق فرد در اجتماع و امور سياسي &ndash; اجتماعي تدوين كند (معيني، 1378مصلحت عمومي زماني موضوعيت مي يابد كه بپذيريم بالاتر از مصلحت خصوصي افرادمصلحت كلي تري وجود دارد. چنين تصوري ضرورتا به اقتدارگرايي يا غفلت از مصالح جزيينمي انجامد زيرا اين دو قابل جمع هستند و مي توان بين اين دو سازش برقرار كرد . هنرسياستمداران و سياست شناسان رسيدن به چنين وضعيتي است و نيز محدود كردنمصلحت خصوصي توسط مصلحت عمومي به معناي حذف مصلحت هاي جزيي نخواهد بود.چه بسا مصلحت خصوصي با رعايت مصلحت عمومي شانس بقاي بيشتري داشته باشد.( (همان: 8بين مصلحت عمومي و مصلحت فردي ناسازگاري وجود ندارد و بالاتر از آن، تحققمصالح جزيي شرط رسيدن به مصلحت عمومي است. مفهوم اين امر اين است كه برايتحقق مصلحت عمومي وجود آزادي هاي منفي ضروري است و بدون وجود آزادي هايفردي، به تعبير منفي آن، مصالح فردي كه يكي از اركان مصلحت عمومي است عينيت پيدانمي كند. در عين حال، صرف وجود آزادي به مفهوم منفي آن كفايت نمي كند، بلكه انسانها بايد به طور فعالانه در كنشهاي سياسي و اجتماعي شركت كنند و در ساختن مصلحت-هاي عمومي نقش داشته باشند. در اينجا مفهوم مثبت آزادي خودنمايي مي كند. تصور ايدهمصلحت عمومي بدون وجود دلبستگي اجتماعي ممكن نيست. دو عنصر عقلانيت و احساسآزادي در تكوين اين دلبستگيهاي اجتماعي نقش به سزايي داشته اند . اين عقلانيت واحساس، به طور انتزاعي شكل نميگيرند بلكه به عضويت فرد در يك جامعه مربوط ميشوند. در يك جامعه مبتني بر مصلحت عمومي، شهروندان براي حفظ انسجام و ن ظماجتماعي وام دار يكديگرند و نسبت به يكديگر احساس مسئوليت مي كنند (معيني1.benefit- to- others principleنقل شده است كه: نخستين چيزي كه &laquo; مايكل والستر &raquo; 165 ). از -168 : علمداري، 1378اعضاي جامعه سياسي به يكديگر وامدارند، تدارك مشترك امنيت و رفاه است ( به نقل از.(16 : معيني، 1378در جرم انگاري براساس مصلحت، محدود كردن آزاديهاي فردي به منظور حفظ وحراست از منافع جمعي مورد نظر است. بر اين اساس به نظر مي رسد سياست جناييطراحي شده بر اساس مصلحت و خير عمومي بايد در پي تقويت كرامت انساني باشد. در اينصورت، موضوع تعارض حق و مصلحت مطرح مي شود كه اين خطر و آسيب وجود دارد كهآزاديهاي شهروندان در قبال اصل ذهني و قابل تفسير به نام مصلحت قرباني شوند . بهتعبير ديگر، حق رقيب در اينجا و موضوع بحث ما، آزادي هاي فردي و از جمله آزادي بيانو گردش آزاد اطلاعات است كه با مصلحتي عام كه جلوگيري از خدشه وا رد شدن بهاحساسات مذهبي و ديني پيروان اديان است تعارض پيدا مي كند. محدود شدن بهره مندياز آزادي بيان و عقيده به مواردي كه مستلزم توهين به اعتقادات ديني يا مقدسات اديان وپيروان آن نباشد، از سويي حرمت نهادن به پيروان اديان و مانع ايجاد نفرت و كينه مذهبياست و از سوي ديگر مي تواند مانع اخلال در امنيت داخلي و خارجي كشور شود و برخوردمناسب و بازدارنده با توهين كننده آرامش را به پيروان مذهب مورد اهانت بازگردانده و از برهم خوردن امنيت كشور جلوگيري ميكند. به نظر ميرسد همين ملاحظات، جرم اهانت بهمقدسات ديني را در دسته جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي قرار ميدهد كه جرم انگاريبر اساس اصل مصلحت يا منفعت عمومي است.از تصميمات قضايي موجود در انگلستان به روشي استفاده ميگردد كه دادگاهها به حفظساختار اجتماعي موجود و دور نگه داشتن آن از تغيير و آشوب بسيار علاقه مند بوده اند. بهعنوان نمونه:1 چنين اظهار &laquo; بومان عليه جامعه ي بي دي ن &raquo; در سال 1917 در دعواي &laquo; پاركر &raquo; لردنظر نموده كه در توهين به مقدسات، شرط لازم توهين، به ريشخند گرفتن واسائه ادب بهگونهاي است كه احتمالا احساسات خشم آلود ديگران را برخواهد انگيخت و به نقض صلحنسبت به بيان صرف ايدهي مخالف &laquo; كامن لو &raquo; منجر خواهد شد. وي معتقد است كه حقوقحساسيت چنداني ندارد، البته تا جايي كه چنين بياني با حفظ نظم عمومي سازگار باشد (.(Bowman and Ors v. Secular society Ltd, 19171 .Bowman v. secular society Ltd2 خطاب به هيئت منصفه &laquo; آوري &raquo; همچنين در دعواي عليه گات 1 در سال 1922 ، قاضيآنچه شما در اين قضيه بايد از خودتان بپرسيد اين است كه آيا اين الفاظ و &raquo; : ميگويدعبارات، نوعي بي احترامي به احساسات بدنه ي اصلي جامعه به شمار مي آيد و همچنين آيا(Discussion parer 24 (1992)- &laquo;؟ احتمالا به نقض صلح و آرامش منجر مي شود يا نه.Blasphemy; sec2-65)در آراي قضات آمريكايي نيز مي توان عباراتي را ديد مبني بر اينكه اهانت به مقدساتچون نظم عمومي را بر هم ميزند و در واقع مصلحت عمومي ايجاب مي كند بايد قابلمجازات باشد.به عنوان مثال: در تجديد نظر خواهي از رأي صادره در دادگاه بدوي، د ر محاكمه يكه پيش از اين مورد اشاره قرار گرفت ديوان عالي ايالت نيويورك به اين موضوع ،&laquo; راگلس &raquo;3 اين رويكرد مي تواند در قراردادن جرايم .(www.candst.tripod.com) اشاره ميكندمبتني بر توهين و نفرت نسبت به مذاهب و عقايد ذيل جرايم عليه نظم عمومي مؤثر باشدكه در بخش بعدي مورد بحث قرار ميدهيم.3. چالشهاي جرمانگاري اهانت به مقدسات دينيبه صورت اصولي، جرم انگاري 4 و جرم زدايي 5 هر دو ابزارهاي سياست جنايي براي افزايش ياكاهش مداخله حقوق كيفري در جامعه هستند. با وجود اين كه اصول جرم انگاري، به دنبالكاهش مداخله حقوق كيفري به مواردي هستند كه منافع يا مصالح آن با اهميت، قابلسنجش و در مقايسه با هزينه ها قابل توجيه باشند، در مواردي نتيجه مطالعات و ارزيابيها،ضرورت مداخله كيفري و ارزش آفريني در سطح ملي يا بين المللي براي وصول به اهدافمشخص است. برخي جرم انگاري ها مانند قاچاق انسان و به خصوص زنان و كودكان و ياجرايم سازمان يافته فراملي 6 از اين منظر توصيه و در سطح بينالمللي اجرايي شده اند . باتوجه به رهيافت اين پژوهش در خصوص توجيه جرم انگاري توهين به مقدسات برايبازدارندگي از تنفر و افراط گرايي، اشاره به مهمترين به چال شهاي اين رهيافت ضرورياست:1 .R.V.Gott2 .Avory3. Article: " the people v.Ruggles4 . Criminalization.5 . De Criminalization.6 . Transnational Organized Crimes.1.3 . فروكاست حمايت كيفري به دين يا عقيده غالبحمايت از عقيده غالب يا اكثريت، يكي از چالش هاي جرم انگاري در اين حوزه است كه بااصول جرم انگاري مورد اشاره و رهيافت مورد نظر هم خواني ندارد. در پيشينه حقوقي برخيكشورها وقتي بحث اهانت به اديان مطرح شده، معمولا از عقيده يا دين غالب در آن كشورحمايت مي شود. به عنوان نمونه در حقوق انگلستان، به عنوان يك سنت قديمي فقط اهانت1 در انتقاد به قانون "&laquo; مكنل ي &raquo; به مقدسات مسيحيت جرم دانسته شده است . لردكه در آن صرفا توهين به مقدسات دين مسيحيت مورد حمايت قرار گرفته &laquo;Blasphemy&raquo;بود، مي گويد:من اگر در هند قاضي بودم، در خصوص مجازات نمودن مسيحي اي كه مسجدي را &raquo;وي آنگاه بيان مي - &laquo; آلوده نموده و مورد بياحترامي قرار داده است هيچ ترديدي نداشتمكندكه جامعه امروز بريتانيا در وضعيتي مشابه با جامعه تكثرگراي هند قرار دارد و بي شك.(White house v. ) ميطلبد كه قوانين در مقام حمايت از احساسات مذهبي همگان باشدGay News Ltd. 1979در قانون مجازات 1967 انگلستان و در آراي قضايي اين كشور نيز هر چند جرم انگاريبر مبناي مصلحت، نظم و امنيت به خوبي ديده ميشود اما باز تاكيد بر دين مسيحيت است.اشخاص زيادي در سالهاي اخير آشكارا بر خلاف &raquo; : در مقدمه اين قانون آمده استاصول دكترين دين مسيحيت، نظرياتي را كه كفر آميز و بي اعتنا به مقدسات مي باشند و تااندازهي زيادي ميل به بي احترامي به خداوند متعال دارند، ابراز داشته و منتشر نمودهاند كهاين موضوع ميتواند بر هم زنندهي نظم و رفاه موجود در اين نظام سلطنتي به شمار.( Bennion،1979: 610 )&laquo; آيدبه همين جهت وقتي كتاب آيات شيطاني توسط سلمان رشدي در انگلستان منتشر شدو مسلمانان جهان انتظار داشتند دادگاههاي اين كشور به جهت هتك حرمت پيامبر اسلام وجريحه دار شدن احساسات مسلمانان اقدامي انجام دهند، همين محدوديت قانوني باعثعدم رسيدگي به موضوع و اعتراض مسلمانان و حتي برخي حقوق دانان اين كشور شد .(Smith &amp; Hogan, 1996: 732برخي نظامهاي حقوقي براي پيروز شدن بر اين چالش تلاش كردند علاوه بر جرايمسنتي موجود كه از مقدسات دين اكثريت حمايت مي كرد، در قالب جرايم عليه نظمعمومي يا جرم انگاري رفتارهايي كه نفرت از عقيده يا مسلك خاصي را ترويج مي كنندمشكل را حل نمايند. به تعبيري ميتوان گفت جرم انگاري اهانت به مقدسات در كشورهاي1. Macaolnyيعني اظهار مطالب كفر &laquo;Blasphemy&raquo; غربي، به دو شكل انجام گرفته است. يكي با عنوانآميز و توهين به مقدسات كه اين قانون همانطور كه توضيح داده شد بيشتر مربوط بهكشورهايي است كه از نظام كامن لو پيروي ميكنند و تمركز بر مقدسات مسيحيت دارد .اين جرم كه با مجازات هاي شديدي همچون اعدام همر اه بود، در سالهاي اخير از نظامكيفري انگلستان حذف گرديده است. 1&laquo; Hate Crime&raquo; نوع دوم از حمايت از مقدسات تحت عنوان جرايم مبتني بر نفرت،(579-561 : است. اين جرم كه معمولا شامل تنفر قومي و مذهبي است (عباچي، 1388اظهارات بر ضد پيروان مذهب يا قوم خاص و حتي در برخي كشورها اهانت به عقايدي كهمنشاء نوع خاصي از زندگي است در بر ميگيرد. در اينجا به جاي حمايت از مذهب يا عقيدهخاص، بيشتر حمايت از حقوق شهروندي پيروان عقيده خاص و در حقيقت نظم عموميقانون جرايم مبتني بر تنفر نژادي و مذهبي سال &raquo; مورد نظر است. به عنوان مثال، بر اساس&laquo;2006 2 انگلستان، برانگيختن تنفر نژادي و مذهبي مي تواند در شرايطي تا 7 سال حبس ياجزاي نقدي يا هردو مجازات را در پي داشته باشد.اهانت نسبت به عقيده، مذهب، و &raquo; در حقوق آلمان در ماده 166 قانون مجازات با عنوانبه موضوع &laquo; يا اهانت به انجمن و يا سازماني كه براي فلسفه زندگي اختصاص يافته باشداشاره شده است و با توجه به بند دوم اين ماده كه قابليت به هم خوردن نظم عمومي در اثراقدامات تحريك آميز توهين و نفرت را موجب تعقيب دانسته است، مي تواند تا حد زيادينسبت به اقدامات افراطي و نفرت افكن نسبت به پيروان عقايد و اديان بازدارنده باشد.در حقوق ايران به نظر مي رسد با وجود اين كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي14 و 23 در مورد حقوق ديني اقليت هاي مذهبي اشاره شده و ، 13 ، ايران و در اصول 12به لزوم مدارا و اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي نسبت به افراد غير مسلمان امر شدهاست، اين حمايت اختصاصا نسبت به مقدسات و پيروان اديان ابراهيمي و نه هر عقيده يانام &laquo; مقدسات اسلامي &raquo; آييني است. همچنين در ماده 513 قانون مجازات اسلامي 1375 ازبرده شده بود كه به صورت اصولي مقدسات مذاهب مختلف اسلامي را مي توانست پوششدهد ولي در قانون مجازات اسلامي 1392 تمركز قانونگذار بيشتر بر مقدسات مذهب رسميمجازات اعدام مقرر شده بود كه (Blassphemy) 1. تا قبل از سال 1676 ميلادي براي جرم اهانت به مقدساتاز اين سال به بعد لغو شد. متعاقبا بر اساس ماده 79 قانون عدالت كيفري و مهاجرت انگلستان مصوب 2008https://en.wikipedia.org/wiki/) . قانون اهانت به مقدسات لغو شده است(Freedom_of_religion_in_the_United_Kingdom2. Racial and Religious Hatred Act 2006.است كه با مصلحت مورد اشاره هماهنگ نيست . البته اين موضوع قابل درك است كهساحت اجتماع و فرهنگ از حوزه هايي است كه نظام سياسي به فراخور مباني هويت سازخود در آن ورود مي كند و مداخله كيفري در اين حوزه، در مقايسه با جرايم عليه اشخاصيا اموال، تأثيرپذيري محسوس تري از ايدئولوژي سياسي مورد قبول نظام مستقر دارد(آقابابايي، 221:1389 ). در عين حال اهميت امنيت ملي و مصلحت جرم انگاري در اينحوزه، توجه بيشتر قانونگذار در اين خصوص را مي طلبد.2.3 . تحديد آزادي بيانچالش مهم ديگر در جرم انگاري توهين به مقدسات، تحديد آزاديها و به ويژه آزادي بيانو قلم و به خصوص شيوههاي استفاده از آزادي بيان است. در حل اين مشكل يا پاسخ به ايناشكال مي توان گفت: بررسي هاي تاريخي، آموزه هاي اديان و قوانين جاري بسياري ازكشورها حاكي از اين است كه جرم توهين به مقدسات، جرم جديد و فاقد پيشينهاي نيستكه به عنوان تحديد غير مشروع آزادي مورد انتقاد قرار گيرد بلكه ديدگاه مطرح در ايننوشتار اين است كه با توجه به اين كه جرم توهين به مقدسات ديني، با استفاده از فناوريهاي جديد ارتباطي و جهاني شده تبعات غير قابل كنترلي دارد، پاسخها هم لازم است باعيار جرمي با مخاطراتي جهاني مورد توجه قرار گيرد. همان طور كه در خصوص برخيناهنجاري هاي ديگر همانند دزدي دريايي، فساد اقتصادي، پولشويي و ... اتفاق افتاد . اينرهيافت در راستاي حمايت از آزادي عقيده تمام افراد بشر و ابزاري مؤثر در پيشگيري ازخشونت و افراط گرايي است كه بي ترديد اگر با معيارهاي جرم انگاري مورد نظر جرمشناسان از جمله تعادل مورد نظر آقاي شنشك نيز مورد محاسبه قرار گيرد به نظر مي رسدمحاسن آن بر معايب آن ترجيح دارد. براين اساس مي توان اين برداشت حقوق دانان واستادان حقوق كيفري و جرم شناسي را تأييد كرد كه جهاني شدن حقوق كيفري برايتضمين حقوق و آزاديهاي فردي و رعايت حداقل اصول و موازين نظام بين الملل حقوق؛1 : بشر در بستر جهاني شدن ضرورتي اجتناب ناپذير محسوب مي شود (پرادل، 1383.(57 : نجفي ابرندآبادي، 1391علاوه بر اين، با اذعان به اين كه طيف وسيع و متنوعي از استد لاله ا، آزادي بيان رامورد حمايت قرار مي دهد، اما يقيناً به اين معنا نيست كه اين آزادي مطلق است و ميتواند در تمامي شرايط بدون هيچگونه دخالتي از سوي دولت اعمال گردد. به اين ترتيب درمواردي اقتضا مي نمايد كه دولت دخالت كند تا آنكه ارزش هاي بنياديني كه خود،پشتوانهي آزادي بيان مي باشند، با بيان غير منطقي و يا غير اخلاقي برخي افراد، دستخوشتهديد و يا ترديد نگردند.ميثاق بين المللي حقوق مدني- سياسي كه عرصه ي ستيز دو تفكر آزادي گراي غربي و19 خود، پس از آنكه در بند 2 ماده 19 به حق بر ( محدوديت گراي شرقي بود، در ماده ( 3اعمال حقوق مذكور در بند 2 &raquo; : آزادي بيان اذعان مي دارد، متذكر اين مطلب مي شود كهاين ماده مستلزم حقوق و مسئوليتهايي خاص است و لذا ممكن است تابع محدوديت هاي19 قانوني بودن، ضروري بودن و در ( اين محدوديت ها در ادامه ماده ( 3 .&laquo;... معيني بشودجهت احترام به حقوق يا حيثيت ديگران و حفظ اخلاق و سلامت يا امنيت ملي بودن بهعنوان محدوديت مورد اشاره قرار گرفته اند.بنابراين، آزادي بيان، آزادي مطبوعات و گردش آزاد اطلاعات ارزشهاي مطلقي نيستندو در صورتي كه نوشته، تصوير، فيلم يا هر موضوع ديگري به علت توهين به عقيده ديني يامقدسات پيروان اديان باعث رنجش آنها گردد، ضرري است كه تحديد كننده آزادي بيانبوده و با توجه به اصل ضرر يا اصل مصلحت عمومي، قابل جرم انگاري خواهد بود.3.3 . نقدگريزي و افزايش خطوط قرمزچالش ديگري كه در اين زمينه قابل طرح است اين است كه جرم تلقي كردن توهين بهمقدسات، ميتواند نقش بازدارندهاي در بيان و نشر عقايد و ديدگاهها، و به خصوص نقد آن-ها ايفا نمايد. به بيان ديگر، در يك نظام مردم سالار، تمامي ايدئولوژي ها بايد چالش ها،بحثها و انتقادهاي شديد را برتابند و از طرفي دين بايد خود را در معرض بحثها قرار دهدتا آنكه حقانيت آن معلوم شود ودين باوران بايد در خود اين توان را به وجود بياورند كهديدگاههاي مخالف را كه در مقام انتقاد بر آمدهاند، تحمل نموده و به انتقادات پاسخگوباشند. انتقاد از باورها ممكن است در عصر ارتباطات و تكنولوژي و يا تنوع شيوه هاي بياندر قالب هاي مدرن و حتي كاريكاتور باشد. محدود كردن شيوه بيان در بحث راجع بهباورها و اديان وجهي ندارد. 1جها د علي ه روزنام ه Jihad against Danish Newspaper&raquo; در مقاله (Poul Belien) 1. از پاول بلي نكه در سال 2005 در اعلام موضع نسبت به انتشار كاريكاتورهايي از پيامبر اسلام از طرف سردبي ر &laquo; دانماركيما در دموكراسي به سر مي بريم و بدي ن جه ت &raquo; : دانمارك مطرح شد نقل شده است &laquo; يولندن پستن &raquo; روزنامهمي توانيم تمام متدهاي ژورناليستي را به كار ببنديم. طنز در اي ن كشو ر پذيرفت ه شد ه و شم ا م ي تواني ددر يك دموكراسي هر شخص بايد بپذيرد كه هر از گاهي مورد انتقاد قرار بگيرد و يا آن كه &raquo; &laquo; كاريكاتور بكشيد.(1 : به نقل از: نجابت خواه، 1385 ) &laquo; مايه مضحكه و اسباب خنده شوددر اين خصوص مي توان گفت، عدم مرزبندي بين انتقاد و اهانت از يك سو و تحقير وتمسخر باورمندان از سوي دينناباوران از سوي ديگر، به برخوردهاي افراطي خشن انجاميدهو ميانجامد. سالمسازي رقابت ايمان و كفر با مرزبندي بين انتقاد و اهانت ميسر است . دربرخي فرهنگها بسياري از انتقادات اهانت تلقي مي گردد و در برخي جوامع، بسيارياهانتها انتقاد تلقي مي شود. هردو گروه ديندار و ملحد بايد آزادي انتقاد را به رسميتبشناسند. آزادي انتقاد به نفع هردو گروه است و رقابت سالم مبتني بر احترام متقابل، تنهاشيوه تعامل قابل دفاع مسلمانان با پيروان ديگر اديان و آيينها است . نمي توان با زبانيتحقير آميز، اهانت بار و تمسخر آميز نسبت به معتقدات ديني گروهي از دينداران سخنگفت؛ هرچند كه مطلب ابراز شده بتواند به كشف حقايقي در خصوص حقانيت يك دين ويا عدم حقانيت آن بيانجامد. زبان به كار گرفته شده در بيان اين مطالب، نه به ثباتاجتماعي كمك مي نمايد و نه به پيشبرد تساهل و بردباري.بدين ترتيب، در حاليكه حمايت از حقوق اديان و جر م انگار ي توهي ن ب ه مقدسات ،موافق با حقوق بشر و مصلحت عمومي است، توهين به باورها وقتي باعث آزردگي باورمندانمي شود، در هيچ قاموسي آزادي بيان نيست و هيچ گاه بشر از طري ق توهي ن ب ه عقيد ه واعتقاد ديگران، تعالي و كمال را نخواهد يافت. نتيجه اينكه اگر چه با نگاه ي بدبينانه ، اص لمصلحت عمومي يا خير عمومي و گسترش و توسعه آن مي تواند مسلخ آزادي هاي فردي ازجمله آزادي بيان و گردش آزاد اطلاعات باشد، اما مي توان گفت مصلحت عموم ي ب ه طو رماهوي هيچ منافاتي با آزادي و منزلت فرد ندارد و اصولا آزادي فرد ي ب ه مفهو م جام ع وتوسعه يافته آن در سايه مصلحت و خير عمومي به مفهوم حفظ كرامت انساني و اجتنا ب ازترويج كينه و نفرت محقق مي گردد.نتيجهگيري:هدف حقوق، ايجاد و تضمين نظم در جامعه است. ملتزم شدن به نظم حقوقي و قبولمحدوديتهاي ناشي از آن، وابسته به بهرهمندي بهينه انسان از آزادي و امنيت است. جرمانگاري و تعيين ضمانت اجراي كيفري براي نقض ارزشهاي اساسي، ابزاري در دسترس نظمحقوقي براي حمايت از ارزشها است. حفظ حرمت و كرامت انسان و احترام به آزادي او و ازجمله آزادي باور ديني از ارزشهاي مهمي است كه حمايت از آن بر عهده نظم حقوقياست. احترام به باور ديني، در يك جامعه متمدن، نيازمند تحمل و عدم توسل به ابزارهايتخريبي و توهين آميز است. بررسي اين تحقيق حاكي از اين است كه توهين به مقدساتاديان داراي ريشههاي الزام كننده ديني است كه مي تواند مبناي نظم حقوقي قرار گيرد و باتوجه به اصول و موازين مورد نظر در جرم انگاري، اهانت و تمسخر باور باورمندان بامعيارهاي اصل ضرر و مصلحت عمومي قابل جرم انگاري است.با اين وجود، جرم انگاري سنتي كه قدرت الزام كننده آن در محدوده يك قلمروسرزميني يا در مورد دين غالب شهروندان يك كشور كارآيي دارد كافي به مقصود نيست. بهدليل گردش سريع و غير قابل كنترل اطلاعات، توهين به عقيده ديني در قلمرو سرزمينيمحدود نمانده و ممكن است يك تصوير يا كاريكاتور يا مقاله، انسان هايي در خارج از قلمروسرزميني را متاثر، خشمگين يا برانگيخته سازد و با سازمان يافتن كينه و نفرت و تشكيلگروههاي افراطي، چه بسا امنيت ملي و بين المللي را مورد تهديد قرار دهد. بر اين اساس،همان گونه كه آزادي عقيده به عنوان آموزه اي حقوق بشري و بين المللي تلقي شده است،ضرورت دارد كه حمايت از اين آزادي نيز با سازوكارهاي سياست جنايي مورد عنايت قرارگيرد. بدون ترديد، آگاهي بخشي نسبت به اهميت موضوع در جهان معاصر و افزايش تحملو حرمت نهادن به عقايد ديگران راهكارهاي پيشگيرانه موثري است كه پيش روي سياستجنايي است.در عين حال، اصول جرم انگاري كه در بسياري از جرايمي كه صدمات فردي و قابلجبران ايجاد مي كنند مورد استفاده قرار مي گيرند، ابزاري در دسترس سياست جنايي استكه بتواند با تعيين ضمانت اجراهاي كيفري نقض اين ارزش مهم و اساسي و اعلام آن، ازضرر غير قابل جبران و خطر آفرين توهين به مقدسات ديني جلوگيري كند. به نظر مي رسداين جرم انگاري كه در صورت هنجارسازي فراملي كارآمدي خواهد داشت، ارزش ومصلحتي است كه در كنار حق آزادي بيان و گردش آزاد اطلاعات بايد مورد توجه قرار گيرد.اين هنجارسازي و توصيه كشورها به پيشبيني سازو كارهاي آن در حقوق ملي، ميتواند ازطريق اصلاح قوانين ملي كه حمايت از دين يا آيين خاصي را تعقيب مي كنند تحقق يابد،يا با وضع قوانين تكميلي، ضمانت اجراهاي مناسبي به منظور پيشگيري و بازدارندگي ازگسترش نفرت و افراطگرايي و حمايت از نظم عمومي و صلح پيشبيني گردد.با توجه به اينكه عدم مرزبندي بين انتقاد و اهانت از يك سو و تحقير و تمسخر باورهايديني از سوي ديگر، زمينه ساز افراط گرايي، ايجاد تنفر و خشونت است، سالم سازي رقابتايمان و كفر با مرزبندي بين انتقاد و اهانت و رعايت احترام متقابل يعني احترام به باورهايديني و آزادي بيان، مي توان جهاني سالم و بالن ده توقع داشت . آزادي بحث و انتقاد درمورد باورهاي ديني و ممنوعيت اهانت به باورهاي ديني، لازمه احترام به باورمند از يك سوو اعتقاد به دين همراه با آزادي بيان است.خذ: Ĥ منابع و مالف. فارسي:1. آقابابايي، حسين ( 1389 )، قلمرو امنيت در حقوق كيفري، انتشارات پژوهشگ اه فرهنگ وانديشه اسلامي.پژوهش هاي ،&laquo; نسبي گرايي حقوق بشر و افراط گرايي مذهبي &raquo; ،( 2. آقابابايي، حسين ( 1390.183- روابط بين الملل، دوره نخست، شماره اول، صص 206ترجمه علي شجاعي، دايره ،&laquo; محدوده اصل زيان در جرم انگاري &raquo; ،( 3. استوارت، هيميش ( 1391المعارف علوم جنايي، مجموعه مقالهها، زير نظر: عليحسين نجفي ابرندآبادي، نشر ميزان،.1263- چاپ نخست، صص 12874. بجنوردي، سيد ميرزا حسن ( 1417 )، قواعد فقهيه، جلد پنجم، چاپ اول، قم: نشر الهادي.ترجم ه محمد مهدي ساقيان، ،&laquo; به دنبال جهاني شدن حقوق كيفر ي &raquo; ،( 5. پرادل، ژان ( 1383.159- پژوهش حقوق عمومي، شماره 11 ، صص 1786. دهخدا، علي اكبر ( 1373 )، لغت نامه دهخدا، ، چاپ اول از دوره جديد، تهران: مؤسسه چاپ وانتشارات دانشگاه تهران.جر مانگاري و كيفرگذاري در پرتو اصول محدودكنندة آزادي در &raquo; ،( 7. رستمي، هادي ( 1393.56- پژوهشنامه حقوق كيفري، سال پنجم، شماره اول، صص 71 ،&laquo; نظرية ليبرال8. زراعت، عباس ( 1392 )، جرايم عليه اشخاص، چاپ اول، تهران: انتشارات جاودانه جنگل.9. طباطبايي، سيد محمد حسين ( 1997 )، تفسير الميزان، چاپ اول، بيروت : موسسه الاعلميللمطبوعات.10 . عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن عل ى ( 1413 )، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام،15 جلد، قم: چاپ اول، مؤسسة المعارف الإسلامية.11 . عباچي، مريم ( 1388 )، جرم هاي مبتني بر نفرت، تازه هاي علوم جنايي (جلد اول، زير نظرعلي حسين نجفي ابرندآبادي)، نشر ميزان.12 . قزويني، سيد محمد حسن ( 1388 )، جزم انديشي و خشونت مذهب ي ، ترجمه و تحقيقمحمد حسين شمسايي و رسول منتجب نيا، چاپ اول، نشر دادگستر.13 . كاتوزيان، ناصر ( 1377 )، فلسفه حقوق، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.14 . كلينى، محمد بن يعقوب ( 1429 )، الكافي (ط - دار الحديث)، 15 جلد ، ايران ، چاپ اول،قم: دار الحديث للطباعة و النشر.15 . كليني، محمد بن يعقوب ( 1365 )، الكافي، تهران: دار الكتب الاسلاميه.16 . محمودي جانكي، فيروز ( 1382 )، مباني، اصول و شيوه هاي جرم انگاري، رساله دكتريرشته حقوق جزا و جرم شناسي، دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.فصلنامه ،&laquo; پارادوكس هاي نظريه مصلحت عمومي &raquo; ،( 17 . معيني علمداري، جهانگير ( 1378.194- فلسفه، شماره 8، صص 222فصلنامه حقوق، ،&laquo; رابطه مصلحت عمومي و آزادي فردي &raquo; ،( 18 . معيني علمداري، جهانگير ( 1378.152- شماره 44 ، صص 17319 . ميل، جان استوارت ( 1363 )، رساله دربارة آزادي، ترجمه جواد شيخ الاسلامي، ، چاپ سوم ،تهران: مركز انتشارات علمي و فرهنگي.20 . مير محمد صادقي، حسين ( 1386 )، جرايم عليه اشخاص، چاپ اول، تهران : بنياد حقوقيميزان.21 . ناس، جان باير ( 1387 )، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، چاپ هيجدهم، تهران:انتشارات علمي و فرهنگي.22 . نجابتخواه، مرتضي ( 1384 )، توهين به مقدسات ديني در حوزه ي آزادي مطبوعات درايران، انگلستان و ايالات متحده آمريكا، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيدبهشتي.23 . نجفي ابرندآبادي، علي حسين ( 1391 )، جهاني شدن جرم (تقريرات درس جرم شناسي)،تهيه و تنظيم سمانه طاهري و عاطفه شيخ الاسلامي با ويرايش مجيد صادق نژاد. قابل دسترسLawtest.ir : در سامانه24 . نوربها، رضا ( 1384 )، زمينه حقوق جزاي عمومي، چاپ سيزدهم، تهران: نشر ميزان.،&laquo; جرم اهانت به مقدسات در نظام حقوقي اسلام و كامن لو &raquo; ،( 25 . هاشمي، سيد حسين ( 1380.92- مجله رواق انديشه 2، صص 110ب. خارجي:1. Bennion, Francis, 1979, A new reason for blasphemy reform, part II.2. Feinberg, Joel (1984) Harm to Others: The Moral Limits of the CriminalLaw, Vol. 1, New York, Oxford University Press.3. Feldman, David, 2002, Civil liberties and human rights in England andwales, Oxford university press, New York.4. Peter.G.Danchin and Elizabeth A. 1893, protecting the human rights ofreligious minorities in stern Europe, 2002 Columbia University Press5. Richard. O Dair and lewis, 2001, Andrew, Law and religion, Oxford,London, first published.6. Smith. (John) &amp; Brian Hogan, 1996, Criminal law, 8th ed, London, Butterworths.7. Wiederhold Lutz, 1997, Blasphemy against the prophet Muhammad and hiscompanions (SABB AL-RASUL, SABB AL-SAHABAH), the introductionof the topic in to SHAFII Legal literature and its relevance for Legalpractice. Journal of Semitics, XLII.8. WWW. candast. Tripod.com.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نگاهی جریان شناسانه به پروژه های توهین به  ادیان و پیامبران و تأملی حقوقی در آن</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/نگاهی-جریان-شناسانه-به-پروژه-های-توهین-به-ادیان-و-پیامبران-و-تأملی-حقوقی-در-آن</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/نگاهی-جریان-شناسانه-به-پروژه-های-توهین-به-ادیان-و-پیامبران-و-تأملی-حقوقی-در-آن</guid>

<description><![CDATA[
بی شک، مهم ترین عامل قدرت و نقش آفرینی یک فرهنگ و جامعه، مقدّسات حاکم بر آن فرهنگ و جامعه است و اهمّیّت آن به گونه ای است که در جریان تهاجم فرهنگی و شبیخون های برنامه ریزی شده، با تخریب این ستون های مستحکم، به راحتی می توان فرهنگ آن جامعه را تضعیف کرد یا تغییر داد و قوام و دوام جامعه را از بین برد.
دین اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی که در ادامه ی سلسله ادیان الهی ابراهیمی برای بشریّت نازل شده است، بن مایه های قوی فرهنگی فراوانی در خود دارد که به آسانی در تعامل مناسب با دیگر ادیان، تفوّق علمی خود را نشان می دهد. دشمنان اسلام در مواجهه با این فرهنگ قوی، دست به چند اقدام اساسی می زنند:
اوّل این که با پروژه ی &laquo;اختلاف افکنی&raquo; در میان فرق مختلف مسلمان، آن ها را به اختلافات فقهی و کلامی خود درگیر می سازند، به طوری که مسلمانان فراموش می کنند که دین آن ها واحد است، خدای آن ها واحد است، کتابشان واحد است و پیامبرشان واحد است و اختلافات فقهی و کلامی، نباید موجبات تشتّت و تفرقه ی دینی را...

مقدمه
بی شک، مهم ترین عامل قدرت و نقش آفرینی یک فرهنگ و جامعه، مقدّسات حاکم بر آن فرهنگ و جامعه است و اهمّیّت آن به گونه ای است که در جریان تهاجم فرهنگی و شبیخون های برنامه ریزی شده، با تخریب این ستون های مستحکم، به راحتی می توان فرهنگ آن جامعه را تضعیف کرد یا تغییر داد و قوام و دوام جامعه را از بین برد.
دین اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی که در ادامه ی سلسله ادیان الهی ابراهیمی برای بشریّت نازل شده است، بن مایه های قوی فرهنگی فراوانی در خود دارد که به آسانی در تعامل مناسب با دیگر ادیان، تفوّق علمی خود را نشان می دهد. دشمنان اسلام در مواجهه با این فرهنگ قوی، دست به چند اقدام اساسی می زنند:
اوّل این که با پروژه ی &laquo;اختلاف افکنی&raquo; در میان فرق مختلف مسلمان، آن ها را به اختلافات فقهی و کلامی خود درگیر می سازند، به طوری که مسلمانان فراموش می کنند که دین آن ها واحد است، خدای آن ها واحد است، کتابشان واحد است و پیامبرشان واحد است و اختلافات فقهی و کلامی، نباید موجبات تشتّت و تفرقه ی دینی را فراهم آورد و بی تردید، نتیجه ی این اختلاف های فرعی، به زیان اسلام و مسلمانان است و صد البته به سود دشمنان.
دوّم این که به پروژه ی &laquo;مذهب سازی&raquo; روی می آورند و در طول تاریخ و به ویژه در سده ها و دهه های اخیر مشاهده می کنیم که برخی مذاهب جعلی در میان مسلمانان جای پایی برای خود دست و پا کرده اند و در این میان، با بهره گیری از پاره ای اندیشه های علمای پیشین، مذاهبی جدید تحت عناوین مختلف، خود را نشان می دهند و با سلاح تکفیر دیگر مذاهب و تحریف، توهین و تمسخر، کار خود را به پیش می برند و دشمن هم بر طبل این درگیری ها می کوبد و بدتر آن که پناهگاه و حامی شبه مذهب های جعلی می شود.
سوّم این که به پروژه ی &laquo;توهین&raquo; روی می آورند و مقدّسات ادیان را مورد هتک حرمت قرار می دهند و این برنامه، با هدف &laquo;حسّاسیّت شکنی&raquo;، &laquo;تقدّس زدایی&raquo; همراه با &laquo;امکان سنجی اهانت های بیش تر&raquo; و &laquo;جلوگیری از نفوذ و گسترش بیش تر اسلام&raquo; سابقه ای دیرینه در تاریخ طولانی بشری دارد.
حیات سرمایه&zwnj;داری و لیبرال دموكراسی با نگاهی استکبارانه و همزاد با بداندیشان، همیشه به دنبال &laquo;دشمن &zwnj;سازی&raquo; بود. زمانی این پروژه، جهان سوسیالیستی و بلوک شرق و به طور خاص اتحاد جماهیر شوروی سابق را نشانه گرفته بود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از بین رفتن &laquo;بلوک شرق&raquo;، نگاه سرمایه داری و لیبرال دموکراسی و هم فکران آن به &laquo;دشمن سازی نوین&raquo; روی آوردند و دشمنی و خصومت آنها به سمت &laquo;اسلام&raquo; سوق پیدا کرد. از این رو، در عرصه ی بین المللی با پدیده ای به نام &laquo;اسلام&zwnj;هراسی&raquo; مواجه شده ایم که رسانه های خاص آن را متناسب با اهداف خود در جهان اسلام دنبال می کنند. برپایه ی این دشمن سازی و اسلام هراسی، از مدت ها پیش این خطّ تبلیغی در رسانه ها دنبال می شود که: جهان اسلام درصدد نابودی غرب است!؟
بر این اساس، سال ها است که با پدیده ای رایج و تکرارشونده به نام &laquo;اسلام هراسی&raquo; در جهان غرب و فضای رسانه های خاص، روبرو هستیم. موضوع اسلام هراسی به ویژه پس از حوادث یازده سپتامبر 2001 که به گروه القاعده منتسب شد، در ابعاد رسانه ای، سیاسی و اجتماعی دنبال شد و مسلمانان در جوامع غربی با انواع و اقسام تضییقات و تبعیضات روبرو شدند و در همه ی رسانه ها، تصویری بسیار سیاه از مسلمانان به مخاطب غربی ارائه می شد.
اما از مدتی قبل، نوعی تغییر جهت در این موضوع شاهد هستیم و آشکارا نوعی &laquo;اسلام ستیزی&raquo; رواج یافته است. به همین بهانه، مسلمین مورد تعرّض و اتّهام قرار می گیرند و ستیزه جویی علیه خود اسلام کاملاً شکلی علنی یافته است.
در رسانه ها و فیلم ها، مسلمین مردمی خشن، تروریست، بی فرهنگ و .... تصویر می شوند و حتّی تحرّکات برای تخریب بنیان های معنوی اسلام شدّت گرفته است. در جهان غرب که پرسیدن درباره ی برخی مسایل تاریخی و تحقیق پیرامون آن ها، پذیرفتنی نیست و با آن برخوردهای رسانه ای و حقوقی می شود، به نام آزادی بیان و اندیشه، زمینه برای انواع و اقسام اهانت های موج آفرین علیه مقدّسات مسلمانان فراهم بوده و هست.
&laquo;حمایت از رمّان آیات شیطانی سلمان رشدی&raquo;، &laquo;حمایت از کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر اعظم خاتم(صلی الله علیه و آله وسلم)&raquo;، &laquo;سکوت در برابر آتش زدن قرآن کریم توسّط کشیش افراطی و هتّاک&raquo; &laquo;حمایت از خوانندگان هتّاک علیه ائمّه ی شیعه&raquo; و نیز &laquo;تولید فیلم های اهانت آمیز درباره ی رسول اعظم خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم)&raquo; از نمونه های گرایش های اسلام ستیزانه است.
اخیراً فیلمی تحت عنوان &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; که در سال 2011 تولید شده بود، همزمان با سالگرد واقعه ی 11 سپتامبر در امریکا علنی تر شد و با انتشار در یوتیوب، واکنش های شدید مردمِ مسلمان کشورهای مختلف را موجب گردید و موجی از احساسات پاکِ مردم در اعلام انزجار از این جنایت شنیع را به همراه داشت.
&nbsp;انتشار فیلم آمریكایی توهین&zwnj;آمیز به ساحت مقدّس و پاک پیامبر اعظم خاتم حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله وسلم) اتّفاقی تلخ بود كه بازتاب&zwnj;ها و واكنش&zwnj;های بسیاری را در جهان اسلام و نیز مسیحیّت و به اصطلاح غرب به دنبال داشت و البته، همزمان با این اعتراض ها، بار دیگر موج جدیدی از اهانت&zwnj;ها و تهمت&zwnj;ها را از سوی دشمنان اسلام به سوی این دین مهربانی معطوف کرده است.
در این نوشتار، با جریان شناسی اهانت ها به ادیان آسمانی و پیامبران الهی در تاریخ و نگاهی تحلیلی به توهین ها به ساحت مقدّس اسلام، قرآن و پیامبر ختمی مرتبت، تأمّلی کوتاه از حیث حقوقی بدان خواهیم داشت.
یکم. نگاهی جریان شناسانه به موضوع اهانت به پیامبران
مسأله ی اهانت به اولیا&zwnj; و پیامبران الهی و مقدّسات ادیان توحیدی امری تازه و جدید نیست. در میان اقوام سابق در مقابله با هدایت پیامبران چهار شیوه رایج بوده است:
الف) اهانت و توهین ،
ب) تمسخر و استهزاء،
ج) تهمت و اتّهام پراکنی،
د) تکذیب و دروغ پراکنی.
&laquo;کذّاب، ساحر، مجنون، کاهن، شاعر، قدرت&zwnj;طلب، سفیه و...&raquo; از جمله واژه هایی است که در طول تاریخ، خطاب به پیامبران الهی از سوی دشمنان یا ابلهان و گمراهان صادر شده است. در دوران معاصر نیز با این پدیده ی زشت روبروییم.
در این دوران، رسانه های غربی به خصوص رسانه های دیداری و شنیداری، موضوع تحریف تاریخ ادیان و توهین به پیامبران را دنبال کرده اند و هر از گاهی مصادیقی از این کارکرد شوم و گسترده ی رسانه&zwnj;ای در غرب و شرق و نیز متأسّفانه در داخل جوامع اسلامی دیده می&zwnj;شود.
نگاهی جریان شناسانه به گوشه ای از سناریوهای مختلف رسانه&zwnj;ای در قالب انیمیشن یا فیلم سینمایی و چگونگی تصویرسازی غرب علیه پیامبران به خصوص نبی اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم مناسب است.
تهیّه ی فیلم های انحرافی &laquo;ده فرمان&raquo;، &laquo;کتاب آفرینش&raquo;، &laquo;ارمیای نبی&raquo;، &laquo;مصائب مسیح (علیه السلام)&raquo;، &laquo;آخرین وسوسه های مسیح (علیه السلام)&raquo;، &laquo;مصاحبه با محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)&laquo;، &raquo;فتنه&laquo; و فیلم سراسر توهین آمیز اخیر تحت عنوان &laquo;برائت از مسلمین&raquo; و... نشان از رویکرد انحرافی، سیاسی و شریعت زدای رسانه های غربی دارد که در عصر &laquo;حاکمیّت تصویر&raquo;، به آن روی آورده است.
فیلم مصائب مسیح (علیه السلام)
در این گونه آثار تلاش شده با مخدوش کردن تاریخ پیامبران آسمانی، آنان از سطح عالمان علوم الهی و مبلّغان شریعت آسمانی به سطح انسان هایی کاملاً عادی تنزّل یابند و بر اساس اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مغرضانه ی خود، روایت&zwnj;هایی عجیب و در مواردی منفی نسبت به پیامبران الهی بیان شده که از متن اصلی کتب مقدّس دور بوده و حتی ضدّ آن بوده است.
برای مثال در یک فیلم، فرستاده ی خداوند سبحان، انسانی نادان و جاهل قلمداد می شود. در فیلمی دیگر رسول الهی در نقش یک نجّار ساده و پیرمردی بی پیرو قلمداد می&zwnj;شود. در جای دیگری، با پیامبری هوسران و شهوت پرست روبروئیم. حتّی به نوعی صحنه سازی می شود که ریشه ی خشونت و اعمال تروریستی از زندگی پیامبران بزرگوار الهی نشأت می گیرد! و این همه، ظلمی است که به ساحت این پیامبران معصوم الهی و پیروان آنان می رود.
دوم. نگاهی به برخی فیلم&zwnj;های توهین آمیز نسبت به پیامبران الهی
واقعیّت تلخ آن است که در فیلم&zwnj;هایی که با موضوع دینی و تاریخ پیامبران الهی بوده و اکثر آن ها ساخت آمریکا، ایتالیا و آلمان است، جریان زندگی و سیر تاریخ پیامبران بر محور پاره ای تحریف های راه یافته در برخی کتب تاریخی و متون دینی تحریف شده که در میان اکثر مسلمانان رایج و مورد قبول است یا تحریفات آگاهانه ی جهان سیاست مغرضانه، مانند نبود برنامه ی تبلیغی، ساده لوحی، عرفی بودن آنان و نیز شبهه افکنی در نظام دینی آنان ساخته شده و ویژگی&zwnj;های شخصیّتی و تاریخی این پیامبران معصوم الهی کاملاً دگرگون می&zwnj;گردند و حد و اندازه ی آنان از یک انسان معمولی و در مواردی، کوچک تر از آن، فراتر نمی رود.
در این فیلم&zwnj;ها شخصیت پیامبرانی معصوم چون حضرت موسی، حضرت ابراهیم، حضرت ارمیای نبی و حضرت نوح علیهم السلام مطابق با دیدگاه اومانیستی امروز، دچار نوعی شکّاکیّت دکارتی و تردیدگری دینی است و نگاه تقدّس شکن، شریعت زدا و غیرالهی معرفی کردن رسولان الهی بسیار هویدا است. بگذریم از این که مسأله ی موهن و منزجرکننده در این فیلم های ساختگی در مورد زنان و ماجرای عشق&zwnj;های زمینی نیز در این آثار فارغ از واقعیّت تاریخی آن، صورت عریان و در مواردی بسیار زشت به خود گرفته است.
فیلم ده فرمان The Ten Commandments
در این فیلم، ساخته ی &laquo;سیسیل بی دمیل&raquo; 1956؛ موسی علیه السلام یک انسان با تمام &zwnj;آرزوها و کنش&zwnj;های فردی یک انسان آن هم از نوع غربی (مدرکات، احساسات،&zwnj; جوشش عشق و تمنّیّات) به تصویر کشیده می شود که در برابر فرعون پَست تعظیم می&zwnj;کند، بر دست او بوسه می&zwnj;زند، گرفتار عشق خواهرزاده ی او و مجذوب زیبایی او می&zwnj;گردد، با بی حیایی دلباخته ی دختر بزرگ حضرت شعیب علیه السلام می&zwnj;شود، با رضایت خوش گذرانی می کند.
این موسی، دور از مفاهیم انتزاعی حیا و ایمان و مشغول شکاکیت خویش است و هنوز معنویّت و ایمان الهی بر او سایه&zwnj;گستر نگشته است.
درواقع، به وضوح در این فیلم، وجود نیروی وحی و خواست الهی در پرورش یک انسان خارق العاده در سایه ی عصمت و طهارت ذاتی و تعالی &zwnj;او انکار می شود و هنرمندانه به خورد بیننده داده می شود.
فیلم کتاب آفرینشThe Bible: In the Beginning
این فیلم، ساخته ی &laquo;جان هیوستون&raquo; 1966؛ درباره ی پیامبران بزرگوار الهی است و زندگی حضرت آدم، حضرت حوا، حضرت نوح، حضرت لوط، حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق علیهم السلام را البته با قرائتی تحریف شده مبتنی بر تورات با بن مایه های قوی صنعت سینمایی نشان می دهد.
حضرت آدم علیه السلام، اولین انسان است،&zwnj; اما مردی ساده و منفعل است، نه پیامبر، که با اولین وسوسه ی شیطان رانده شده، سیب را از دست حوّا گرفته و می&zwnj;خورد و پس از تنزّل به سطح زمین، کشاورزی ساده و بی سواد می&zwnj; شود که حتّی فاقد احساسی انسانی است! و نه پیامبری که مظهر علم ربوبی و مسجود فرشتگان است.
حضرت نوح علیه السلام، یک پیامبر پیرمرد کشتی&zwnj;ساز است که بدون تبشیر یا انذاز است و هیچ پیروی ندارد و حتّی همسر و فرزندانش نیز نسبت به او مشکوک اند و فیلم به گونه ای وانمود می شود که صدایی که برای ساختن کشتی برای نجات خودش و حیوانات به او می رسد، نوعی توهّم است!
پس از تولّد حضرت اسحاق علیه السلام که جد بنی اسرائیل محسوب می شود، جشن های مفصّلی برگزار می شود که اصلاً متناسب با شأن شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم سلام الله علیه نیست.
اما حضرت اسماعیل علیه السلام جدّ بزرگ پیامبر اعظم خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) عمداً تحقیر می شود و حضرت هاجر و حضرت اسماعیل علیهما السلام، تبعیدشدگانی معرّفی می شوند که به دلیل اختلاف افکنی به صحرای حجاز تبعید شده اند!
فیلم ارمیای نبی Jeremiah
این فیلم، ساخته ی &laquo;هری وینو&raquo; 1988؛ با این سؤال تقدیری و جهت دهنده آغاز می&zwnj;شود که آیا ارمیا، انسانی برتر است؟
فیلم او را، انسانی ساده و معمولی تصویر می کند که در بیابان، سحر و جادو می&zwnj;کند و حرف&zwnj;هایی غیرعادی می&zwnj;زند. ظاهر فیلم آن است که او را در سن پیامبری و در حال پذیرش و القای وحی نشان می دهد، اما با نوع پرداخت تصویری نسبت به شخصیّت او در فیلم، مخاطب او را مردی ساده و شیفته ی پیامبری می شناسد نه پیامبر!
حتّی تصویر این پیامبر الهی، یک الگو و قهرمان توحیدی نیست، بلکه بشری است ترسو، فقیر و ساده تر از حدّ معمول که وحی بر او نازل می شود، ولی او با شنیدن نوای الهی پا به فرار می گذارد و زبونانه از پذیرش کلام وحیانی سر باز می زند!
فیلم آخرین وسوسه های مسیحThe Last Temptation of Christ
این فیلم، ساخته ی &laquo;مارتین اسکورسیزی&raquo; 1988؛ با تقدّس زدایی مطلق، شخصیّت مسیح علیه السلام را دوگانه و معلّق میان دنیا و آخرت به تصویر می کشد و بر ابعاد زمینی بودن و هوسران بودن مسیح؛ آن پیامبر پاک الهی تأکید می کند.
دل&zwnj;بستن مسیح علیه السلام کاملاً زمینی و بدون تقدّس، به خشونت یا رابطه ی جنسی با یک زن و در عین حال تلاش برای ایجاد عدالت یا رستگاری و فداشدن! حسّ دوگانه&zwnj;ای در بیننده ایجاد می کند. او بین انسان یا خدا بودن خود متلاطم است؛ از طرفی مکاشفات رحمانی او را به سوی فدا و تصلیب می&zwnj;کشاند و از طرفی دیگر، وسوسه&zwnj;های شیطانی و زمینی او را به سوی قدرت، زن و دنیا می&zwnj;کشاند. از این رو، تلاش زیادی می&zwnj;کند تا خدا، مسؤولیّت پیامبری و فدا شدن را از دوشش بردارد و او راحت شود و به صلیب کشیده نشود! امّا بالاخره می&zwnj;پذیرد و به تبشیر می&zwnj;پردازد، ولی دینی صرفاً عشقی را تبلیغ می&zwnj;کند و نه دینی مبارزه جو علیه ظلم و ستم رومیان و یهودیان.
عجیب آن است که شیطان حتّی بر روی صلیب هم او را رها نمی&zwnj;کند و به شکل فرشته ی نجات او، وی را از صلیب پایین آورده و با فریب می&zwnj;گوید: تو در امتحانت پیروز شدی و اکنون می&zwnj;توانی با زن مورد علاقه&zwnj;ات مریم مجدلیه (فاحشه ی توبه کرده) ازدواج کنی. و این مسیح ساختگی نیز اسیر فریب شیطان شده و با معشوقه&zwnj;اش ازدواج می&zwnj;کند و بچه&zwnj;دار می&zwnj;شود! اقتباس نام فیلم نیز از همین فریب خوردن این مسیح و همبسترشدن با زن بدکاره و متأسفانه همراه با صحنه هایی بسیار زننده است.
بعد از پیرشدن این مسیح مجعول و در هنگام مرگ، یهودا بر بالینش حاضر شده و گلایه می&zwnj;کند: &laquo;من به خود قبولاندم که تو را لو دهم تا تو به صلیب کشیده شوی و مسیحیان به رستگاری برسند، ولی تو اسیر شیطان شدی و زندگی معمولی و ازدواج را برگزیدی!&raquo;
این مسیح ساختگی، متوجّه فریب شیطان شده و از خدا می&zwnj;خواهد که او را بر روی صلیب برگرداند تا فدای گناهان بشر شود و چنین می&zwnj;شود و مسیح بر روی صلیب فریاد می&zwnj;زند: &laquo;مأموریّت من انجام شد!&raquo;
در اعتراض به این فیلم، مسیحیان معتقد با حمل تابلوهای &laquo;فریب ندهید&raquo; و &laquo;مسخره نکنید&raquo; راهپیمایی کردند و اعلام کردند که: &laquo;صحنه های جنسی را حذف کنید!&raquo;
محتوای تابلوهای اعتراضی در سان فرانسیسکو این بود: &laquo;غول های رسانه ای (یهودی) از مسیح متنفّر هستند!&raquo;
فیلم راز داوینچی The Da Vinci Code
این فیلم ساخته ی &laquo;ران هاوارد&raquo; 2006؛ بر اساس تابلو &laquo;شام آخر&raquo; از &laquo;لئوناردو داوینچی&raquo; و مبتنی بر تئوری غلط برخی مسیحیان و کتاب &laquo;خون مقدّس، جام مقدّس&raquo;، داستان دختری است از نوادگان و نتیجه ی ارتباط میان مسیح ساختگی فیلم با مریم مجدلیه که توسط محافظان معبد صهیون تا آن زمان از ترس کشته شدن توسّط کلیسا، نسل در نسل توسط محافظان معبد صهیون پنهان، زنده و سالم نگه داشته شده است.
بر اساس این فیلم، کلیسای کاتولیک واتیکان قصد داشته تصویری مقدّس و روحانی از مسیح علیه السلام ارائه دهد و با هراس از افشای وجود این دختر، اثبات کننده ی دین زمینی و زندگی شهوانی پیامبر خدا، به دنبال قتل این دختر بوده است. ضمن این که، بر اساس این تئوری، &laquo;جام مقدّس&raquo; نه یک شیئ بلکه خود مریم مجدلیه است.
در این فیلم، با زیرکی خاصی و بسیار هنرمندانه و موذیانه، به عمل اشتباه حضرت مسیح علیه السلام بر اساس تحریف های تاریخی اعتراف می شود و حتّی کلیسا را به کشتن تمامی بچّه های تازه متولّدشده در آن زمان متّهم می کند که این مسأله آشکار نگردد.
این فیلم از رمّانی به همین نام از &laquo;دن براون&raquo; است که رمّان های &laquo;شیاطین و فرشتگان&raquo;، &laquo;دژ دیجیتالی&raquo;، &laquo;رز گمشده&raquo; را نیز نوشته و همگی با ساختاری معمّاگونه و ریاضی، مسایل فراماسونری را به شکل خاصّی به تصویر می کشد و ادیان را به نحو عجیبی با تحریف های فراوان به نمایش می گذارد.
پیش از این فیلم، فیلم های &laquo;رز ماری&raquo;، &laquo;طالع نحس 1 و 2 و 3&raquo; در سه قسمت مجزّا و به نوعی به هم پیوسته در سال های متعدّد و برخی دیگر به شکل دیگری به این ماجرا دامن می زند و تحریف ها را هنرمندانه به خورد مخاطب می دهد و زمینه را برای فیلم های بعدی نظیر راز داوینچی آماده می سازد.
سوم. اسلام ستیزی یا دین ستیزی؟
با توجه به اتّفاقات اخیر در سینمای دینی-تاریخی و ژانرهای دیگر و نیز ادبیّات و هنر مبتنی بر فلسفه ی مادّی در غرب، آدمی به این نکته رهنمون می شود که برنامه های بلندمدّتی تدارک دیده شده و هدف آن، گذشته از &laquo;اسلام ستیزی&raquo;، &laquo;دین ستیزی&raquo; به طور مطلق است.
آوانگاردیسم حاکم بر ادبیّات هنر و سینمای مدرن، از خشونت و ابتذال اوّلیّه و بی اخلاقی ها، همراه با تلفیق فلسفه با دین، آن هم نقش مکاتب مدرن فطرت گریز در شرح قرائت وقایع تاریخی و دینی، شمایل فیلم ها را به گونه ای تغییر داد که هیچ دینی از آماج توهین برکنار نماند و البته اسلام به عنوان دین خاتم، بیش ترین هدف تحریف ها و توهین ها قرار گرفت و همه ی این ها با یک توجیه اساسی همراه بود: آزادی بیان!
این &laquo;دین ستیزی&raquo; آشکار در لوای بهره گیری از هنر دو رکن اساسی دارد:
الف) قرائت و بازخوانی تاریخ ادیان و تصویر تحریف شده و غیرواقعی از انبیای الهی
ب) شخصیّت پردازی انبیا و دیگر افراد برجسته و مقدّس و متدیّن در داستان های تحریفی، به عنوان آدم هایی ضعیف النّفس، بیمار، غیر قابل اعتماد و بدون تعادل روحی و برعکس آن، نشان دادن افراد غیرمتدیّن به عنوان افرادی قوی، شجاع و با انگیزه های نوع دوستی!
شمایلی که از دین و پیامبران الهی در اکثر این فیلم ها نظیر &laquo;ده فرمان&raquo;، &laquo;آخرین وسوسه ی مسیح&raquo;، &laquo;کتاب آفرینش&raquo; و در این فیلم جدید؛ &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; تصویر می شود، روایتی مخدوش و غیر واقعی است و با سوء استفاده از حُسن گمان مخاطب و میل به دیدن این نوع فیلم ها، قسمت هایی از تاریخ قابل پذیرش را در مغالطه ای سینمایی نمایش می دهند تا شاید به مرور زمان تصاویر جعلی در ذهن مخاطب مؤثّر واقع شود. وقتی بخشی حق و بخشی باطل باشد، تفکیک و شناسایی حقیقت آسان نیست بویژه هنگامی که روایتی داستانی و اثرگذار، چاشنی آن باشد و دامان هنر به آن آلوده گردد.
چهارم. سناریوهای سینمایی نوین برای تصویرسازی انحرافی حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم)
مکتب اومانیستی لیبرال دموکراسی، با نفی دیگران و حمله به دین و عالم وحی، هجمه ای همه جانبه علیه اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی آغاز کرده است. بعد از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق، در هندسه ی سیاسی جهان تغییراتی فراوان ایجاد شد.
در این هندسه، اسلام به عنوان دشمن بشریّت و غرب معرفی شد و این پروژه، با حوادث یازده سپتامبر وارد فاز عملیّاتی شد و در قالب &laquo;اسلام هراسی&raquo;، واژه های &laquo;جنگ با ترور&raquo; یا &laquo;مقابله با تروریسم&raquo; به صورت های مختلفی همراه با تصاویری گزینشی از سوی رسانه های خاص، افکار عمومی جهان و به خصوص شهروندان غربی را سامان داد و رفته رفته، واژه ی &laquo;اسلام&raquo; و &laquo;مسلمان&raquo; ریاکارانه و به القای هنرمندانه و مبتنی بر تکرارهای معنادار، ناجوانمردانه با &laquo;ترور&raquo; و &laquo;تروریست&raquo; مساوی شمرده شد! و این داستان تلخ هنوز ادامه دارد.
پس از حادثه ی یازده سپتامبر، هرازگاهی به بهانه ی سالگرد این حادثه ی ساختگی و مشکوک، حوادثی رقم می خورد و اهانت هایی به ساحت مقدّس قرآن عظیم یا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) صورت می گیرد. پروژه ی کاریکاتورهای اهانت آمیز دانمارکی، پروژه ی ساخت فیلم موهن فتنه توسط کارگردان هلندی، پروژه ی آتش زدن قرآن کریم توسط کشیش افراطی مسیحی آمریکایی و ... و نیز آخرین اهانت و بی سابقه ترین آن، ساخت فیلم موهن &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; &ldquo;Innocence Of Muslims&rdquo;، نشان از پروژه ای حساب شده برای مقابله با گسترش دین مبین اسلام و مسلمین در جهان است.
نگاهی به ابعاد مختلف این سناریوهای رسانه ای علیه شخصیّت پیامبر اکرم حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) مفید است:
الف) عرفی جلوه دادن پیامبر اکرم
زمینه های تقدّس زدایی و شریعت زدایی از پیامبر اعظم خاتم حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) و عرفی نشان دادن ایشان، ابتدا در فیلم خوش ساخت &laquo;محمّد رسول الله&raquo; از عباس محمود عقّاد که در جای خود فیلم با ارزشی بود، دیده می شود.
این فیلم به زندگی آخرین پیامبر اشاره دارد، ولی هیچ بعدی از ابعاد عبادی و معنوی پیامبر به مخاطب عرضه نمی شود و بیننده تنها جنگ ها و نبردهای پیامبر تا فتح مکه را مشاهده می کند و خبری از زندگی نورانی و معنوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در این فیلم نیست و چه بسا از همین رو، با مخالفت بسیاری از علمای اسلام روبرو شد.
اما این پروژه، با نشان دادن چهره ی این پیامبر مهربانی در فیلم موهن و مبتذل اخیر، علنی شد. نشان دادن چهره ی مخدوش از پیامبران آسمانی از فیلم &laquo;ده فرمان&raquo; آغاز شد و هنوز هم با حمله به آخرین پیامبر آسمانی ادامه دارد.
ب) تحریف، جعل و نپرداختن به واقعیّات تاریخی
پنهان نگه داشتن و نپرداختن کافی به مسلّمات تاریخی که بین اهل تسنّن و تشیّع مورد توافق است، یا پرداخت غیرواقعی به افرادی که اثرگذاری چندانی در اسلام نداشته اند. برای نمونه نشان دادن اسلام به عنوان نماد خشونت و تروریزم در فیلم &laquo;فتنه&raquo;، جعل مسلّم تاریخ است.
ج) خشن نشان دادن اسلام و مسلمین در جهت نمادسازی برای تروریسم
خشن نشان دادن پیامبر و مسلمانان بویژه در همین فیلم موهن &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; به وضوح دیده می شود. این فیلم با صحنه&zwnj;هایی از حملات گروه&zwnj;های تندرو به یک داروخانه ی مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می&rlm;شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه ی این پزشک حمله می&rlm;کنند و با حمله ی ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است! پس از این بخش، فیلم به حیات حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم در صدر اسلام منتقل می&zwnj;شود و با پخش صحنه های مبتذل، علاوه بر توهین به این شخصیّت روحانی، مهربان و پاک، دین اسلام را به عنوان &laquo;سرطان&raquo; معرّفی می کند و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.
د) تحریف سیما و زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)در میان مردم
سیمای نورانی و زندگانی پاک پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم در میان مردم کاملاً تحریف می شود و آن ذات مقدّس، فردی هوسران و ضعیف معرّفی می شود، انسانی کاملاً ساده و زمینی جلوه داده می شود و مانند فیلم آخرین وسوسه های مسیح، از او چهره ای مخدوش و تسمخرآمیز ارائه می نماید.
گذشته از فیلم اخیر که بسیار موهن است، چندی پیش در فیلمی ده دقیقه ای به نام &laquo;مصاحبه با محمّد&raquo;، ساخته ی احسان فرجامی از هلند، نیز از دوران کودکی حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله وسلم) و والدینش و همسران متعدّدش می گوید و با کمال وقاحت و پررویی آن حضرت را در مورد برخی آیات قرآن کریم به چالش می&rlm;کشد! و البته کاملاً جهت دار، او را معتدل و مدرن نمایش می دهد و در مصاحبه ی ساختگی، آن حضرت رهروانش را به اعتدال فرا می&rlm;خواند و از آنها می&rlm;خواهد که به مخالفان اسلام حمله نکنند!
در این شکّی نیست که دین اسلام، دین اعتدال است و قرآن، امت اسلام را &laquo;امّت وسط&raquo; خوانده است: &laquo;و کذالک جعلناکم امه وسطا&raquo;، اما پرداختی چنین ناشیانه ابزار ناروایی است که در این فیلم نیز از آن بهره برده شده است.
پنجم. برخی تلاش های اهانت آمیز علیه اسلام
نگارش رمّان مبتذل &laquo;آیات شیطانی&raquo; در سال 1988 میلادی توسط سلمان رشدی نویسنده ای هندی الاصل و ساکن انگلستان جزو اوّلین گام هایی بود که با سبک خیال پردازانه ای همراه با برداشت هایی انحرافی و مغرضانه از تاریخ بدون مستند و پرداخت موذیانه همراه با خصلت هایی شیطان صفت به پیامبر اسلام و فرشتگان الهی مانند جبرئیل علیه السلام و زنان پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم پرداخته شده بود.
متأسّفانه این فیلم ریشه در حدیث مجعول &laquo;افسانه ی غرانیق&raquo; دارد که در برخی کتب تاریخی و حدیثی آمده است و همین افسانه ی تاریخی، دستاویز این رمّان مبتذل شده است.
او پس از آن نیز کتاب دیگری در سال 2006 میلادی در مورد اسلام و توهین به مسلمانان نگارش کرد و آنها را تروریست معرّفی کرد.
بعدها در فیلم &laquo;فتنه&raquo; در سال 2006؛ به قرآن عظیم و پیامبر اعظم تاخته شد.
روزنامه دانماركی &laquo;یولندز پوستن&raquo; در 30 سپتامبر &nbsp;2005 كاریكاتورهای موهن علیه پیامبر اعظم خاتم (ص) را چاپ كرد. بلافاصله بعد از انتشار کاریکاتورها و اعتراض مسلمانان و انجمن اسلامی و امام جمعه&zwnj;ها در رسانه ها شروع شد و هم زمان با اینها، نژادپرستان دانمارک، لحن پرخاشجویانه و اهانت آمیز خود نسبت به مسلمان ها را از سر گرفتند و حتّی وزیر فرهنگ دانمارک نیز به بهانه ی &laquo;آزادی بیان&raquo; با آنها همراهی کرد.
اخیراً نیز در فرانسه در هفته نامه فرانسوی &laquo;شارلی ابدو&raquo; به گونه ای دیگر کاریکاتورهایی موهن انتشار یافت و دولت فرانسه قویّاً از آن حمایت کرد و بلافاصله بعد از آن، همین چند روز اخیر نیز یک کاریکاتوریست نوروژی به نام &laquo;سارا عظمه راسموسن&raquo; از حامیان و بانیان جریانات همجنس بازی در اسکاندیناوی، در وبلاگ خود اقدام به انتشار کاریکاتور موهن دیگری از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) کرده و مدعی شده این اقدام را &laquo;به خاطر وابستگی&zwnj;اش به اصل آزادی بیان و حمایت از هفته نامه فرانسوی &laquo;شارلی ابدو&raquo; انجام داده است و حتی از همسلکان خود خواسته &laquo;کاریکاتورهای بیش تری از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)&raquo;، منتشر کنند!
&laquo;تری جونز&raquo; افراطی مسیحی سردمدار جریان قرآن&zwnj;سوزی در آمریکا که کتابی هم علیه دین مبین اسلام نوشته، کشیش جنجال&zwnj; آفرین فلوریدایی است كه تاکنون چند بار مرتكب اقدام موهن قرآن سوزی شده است.
متأسّفانه اخیراً پروژه ی مسجدسوزی هم رواج یافته و یک مسجد و مرکز اسلامی مسلمانان در &laquo;میسوری آمریکا&raquo; به آتش کشیده شد و تاکنون چند مسجد طعمه ی حریق نابخردان شده است. دوربین های مدار بسته حمله فردی با مواد آتش زا را به آن مسجد ضبط کرده بودند، که در آستانه ی شب های قدر در ماه مبارک رمضان بوده است.
و اخیراً نیز فیلم موهن &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; ساخته ی &laquo;سام باسیل&raquo; با تابعیّت دوگانه امریکایی و اسرائیلی، فعلاً آخرین تیر ترکش دشمنان اسلام علیه این شخصیّت عزیز اسلام و جهان، این &laquo;پیام آور صلح و رحمت عالمیان&raquo; محسوب می شود.
ششم. چرا زبان هنر و طنز؟
هر اندیشه ای که در قالب هنر در آید، ماندگاری و تأثیرگذاری خواهد داشت و اگر این هنر، قالب تصویری به خود بگیرد، اثرگذاری آن در ناخودآگاه بیننده فراوان تر خواهد بود. استفاده از زبان هنر، قابلیّت اثرگذاری بیان را بسیار بالا می برد.
از سوی دیگر، در فضای حاکمیّت عقلانیّت و منطق، بی شک حق و حقیقت آشکار می شود. صاحبان یک ایدئولوژی در مقابل یک ایدئولوژی برتر، باید برای تن ندادن به شکست و تبیین نشدن حقیقت، فضای رقابت را از عقلانیّت و منطق تهی کنند و به اصطلاح قاعده ی بازی را به هم بریزند! مثل بازی فوتبال و اقدام های نسنجیده ی طرفداران تیم شکست خورده! صاحبان ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی اسلام راستین نیز چنین می کنند.
عرصه ی هنر و طنز، دو ویژگی دارد:
الف) تمام ارزش ها را می توان به سخره گرفت و تضعیف کرد؛
ب) مشتریان بالفعل آن زیاد است!
به تصریح قرآن کریم: &laquo;وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ&raquo;.
از این رو، به بیان قرآن عظیم، بهره گیری از تاکتیک طنز و تمسخر، امری با قدمت زیاد در تاریخ ادیان و بشر است:
&laquo;يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون&raquo;.
صد البته غفلت از ترویج طنز اخلاق مدار در جوامع انسانی، راه را برای طنزهای سخیف و ضدّ اخلاق باز می کند. در واقع طنز صادق و دلسوزانه بايد همه ی &zwnj;نقاط معيوب، به خصوص آنها را كه كمتر به چشم مى&zwnj;آيند و آنها كه بيش تر به علم و اطلاع همگان از آن نياز هست، هنرمندانه ببيند و بنماياند. امروز جوامع اسلامی و دیندار، با دشمنانى روبه&zwnj;رو است كه همه&zwnj; ی ابزارهاى محسوس و نامحسوس را براى ضربه زدن و جريحه&zwnj;دار كردن دین و اسلام و مردم متدیّن به كار مى&zwnj;برند. براى آگاه كردن ذهن مردم از خدعه ی دشمن، چه وسيله&zwnj;اى از طنز هنرمندانه و شيرين و زيركانه، بهتر و كارى&zwnj;تر؟ زیرا ظرفیّت ها و قابلیّت های طنز فراوان است.
درواقع زبان طنز (طنز جدّي و طنز تلخ) بهترین شیوه برای بیان واقعیّت ها یا دروغ ها است و اگر این طنز، در قالب هنر به نمایش گذارده شود، اثرگذاری خود را تضمین می کند. دشمن از این ابزار سوء استفاده می کند و زبان هنر را با زبان طنز در هم می آمیزد تا هم واقعیّت تحریف شده را به نمایش بگذارد و مخاطب را فریفته ی سخن نادرست خویش سازد و هم جلو نفوذ اسلام حقیقی و معنویّت راستین را بگیرد.
هفتم. چرایی دشمنی با اسلام
در عصر پیشرفت های علمی و صنعتی، دلیل این دشمنی ها در غرب ایدئولوژیک و نه غرب جغرافیایی؛ در قالب سخیف ترین شکل های ممکن در برابر اسلام و پیامبر عظیم الشّأن آن، قدرت رو به افزایش اسلام و نفوذ آن به قلوب مردم جهان و بیداری های انسانی و اسلامی در عصر اطّلاعات و فن آوری های ارتباطی است.
هتّاکی های سلمان رشدی مرتدّ، اهانت های عجیب و غیرمنتظره ی پاپ به اسلام در سال 2006، کاریکاتورهای موهن دانمارکی، قرآن سوزی کشیش دیوانه ی فلوریدایی، ساختن فیلم های موهن در کشورهای مختلف و آخرین آن در امریکا، نوعی مقابله با این نفوذ است.
پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق و تک قطبی شدن جهان و مطرح شدن اصطلاح &laquo;جنگ تمدّن ها&raquo; توسّط هانیتنگتون، نظریه پرداز آمریکایی، این پندار شکل گرفت که تمدّن غربی، تمام جهان را تسخیر خواهد کرد. اما قدرت اسلام و رشد آن، مطلب دیگری را رقم زد.
حقیقت آن است که تمدّن غرب با تمام زرق و برق های خود، ماهیّتی صرفاً مادّی دارد و تنها یک بُعد وجودی بشر را مخاطب خود قرار می دهد؛ اما تمدّن اسلامی هر دو بُعد مادّی و معنوی انسان را پاسخ می گوید و این تفاوتی جدّی است. اسلام متعلّق به زمان خاصّی نیست و هر روز که از زمان آغاز اسلام می گذرد، اهمّیّت و جایگاه اسلام و قرآن هم بیش تر شناخته و به همه دنیا معرفی می شود. به تعبیر روایات، قرآن در هر زمانی تازه است؛ زیرا: &laquo;لم ینزل لزمان غیر زمان&raquo;.
توهین ها به اسلام، سابقه ی تاریخی طولانی دارد. وقتی غربی ها در سیسیل و اسپانیای مسلمان و بعد هم در جنگ های صلیبی با مشکل مواجه شدند، برای پوشاندن ضعف و شکست خود، حرکت سخیفی را که شبیه به همین اقدامات موهن در عصر حاضر بود، از خود نشان دادند. آن هنگام، برای مخدوش کردن افکار عمومی مسیحیان نسبت به اسلام و زشت نشان دادن چهره ی پاک اسلام، شروع به جسارت به قرآن و به ساحت مقدّس پیامبر گرامی خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم کردند و با ترجمه های تحریف شده از قرآن، آنچه را خود می خواستند، نشر دادند تا چهره ی اسلام را به عنوان دینی سراسر کفر و شرک جلوه دهند!
حتّی تا قرن ها، از اسلام با عنوان &laquo;محمّدپرستی&raquo;! یاد می کردند تا مسیحیان مقابله با اسلام را وظیفه ی دینی خود بدانند!
این حرکت سخیف ابتدا توسط یوحنّای دمشقی در قرن اوّل هجری و عصر حاکمیّت امویان بود که با نوشتن مطالبی نامربوط و نسبت دادن آن به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، چنین بدعتی را گذاشت که قرن ها ادامه پیدا کرد.
در عصر حاضر در قالب یک رشته ی علمی به نام استشراق و شرق شناسی، این حرکت به نحو دیگری استمرار یافت که خود داستان تلخی دارد.
دنیای کنونی با توسّل به دستاویزهایی چون آزادی بیان و اندیشه، دایره ی آزادی بیان خود را آن قدر گسترش می&zwnj;دهد که برای رسیدن به اهداف خود، به سیاه&zwnj;نمایی و لجن پراکنی دست زده و توجّهی به زیر پا گذاشتن اخلاق و کرامات انسانی ندارند.
اهانت به مقدّسات ادیان که در حوزه ی آزادی بیان بررسی می&zwnj;شود، چه ادیان آسمانی و چه ادیان بشری، از منظر اسلام نکوهیده و ناپسند است، اما این بدان معنا نیست که جایی برای انتقاد وجود ندارد؛ بلکه عدّه&zwnj;ای با تهمت و افترا در صدد هستند تا نظریّه ی خود را بر نظریّه ی دیگران غالب کنند و برای رسیدن به هدف خود، &laquo;ماکیاولی&raquo;وار از هر وسیله ای بهره می برند.
هشتم: نگاهی حقوقی به موضوع توهین به ادیان و اعتقادات مذهبی
بیان به هر روش شفاهی، مکتوب و اجرایی گفته می شود که پیامی را منتقل کند. نظیر پانتومیم، نمایش، نقّاشی، کاریکاتور، نوشتار و وسایل شنیداری و دیداری و دنیای مجازی.... آزادی بیان نیز به مفهوم انتقال پیام و ابراز عقیده بدون ترس از مورد تعقیب قرار گرفتن یا منکوب شدن توسط هر شخصی علی الخصوص دولت ها است.
این مفهوم در تمامی جوامع مردم سالار مورد پذیرش قرار گرفته است و از مبانی حقوق بشر محسوب می شود چنانچه در اعلامیه های حقوق بشر؛ ماده 19 و قانون های اساسی گنجانده شده است. به عنوان مثال اصل 24 قانون اساسی ایران و متمم اول قانون اساسی آمریکا.
اما در کنار پذیرش عمومی مفهوم آزادی بیان، یک اجماع قطعی حقوق نیز وجود دارد مبنی بر این که باید برای آزادی بیان، حدّ و مرز مشخّص کرد. به عنوان مثال در ایالات متّحده آمریکا در توضیح اصلاحیه ی اول [1791] محدودیّت های ذیل بر بیان وضع شده اند:
1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخنانی که به منافع اشخاص ضرر بزند. (مانند تهمت و افترا)
2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخنانی که به جامعه به صورت کلّی صدمه&nbsp; می زنند (مانند سخنان وقیح آمیز)
3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخنانی که مخلّ نظم عمومی باشند (مثلاً سخنانی که باعث ایجاد وحشت عمومی شود)
4.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخنان که به صورت مستقیم حکومت آمریکا را مورد تهدید قرار دهند (مفاد قوانین ضدّ تروریستی و قانون میهن پرستی)
بیان از ضروریّات زندگی انسان برای فهم و درک امور زندگی شخصی و عمومی و یک &laquo;حق&raquo; است که می تواند مانند هر حقّ دیگری مورد سوء استفاده قرار گیرد. مثلاً بیان مسایل مربوط به حریم خصوصی یک فرد، می تواند به زندگی مادّی و معنوی او زیان برساند و به همین دلیل در تمامی کشورها جرم انگاری شده است، توهین به شخصیّت افراد و اعتقادات شان و حتی ارزش های عرفی جامعه از قبیل آداب و رسوم نیز جرم انگاری شده است.
بر این اساس، قانون گزاران و قضات همه ی کشورها ناگزیر از تمایز بین &laquo;بیان قابل قبول&raquo; و &laquo;بیان غیرقابل قبول&raquo; هستند. چنان که بند 2 ماده 29 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر هم تمامی آزادی ها از جمله آزادی بیان را مقیّد به مراعات &laquo;حقوق و آزادی های دیگران&raquo; و &laquo;اخلاق&raquo;، &laquo;نظم عمومی&raquo; و &laquo;رفاه همگانی&raquo; کرده است.
در تمامی نظام های حقوقی با پذیرش این اصل: &laquo;آزادی بیان نامحدود وجود ندارد&raquo;، برای تضمین آن، از &laquo;مسؤولیّت&raquo; حقوقی و کیفری استفاده شده است. اگر عامل سوء استفاده از حقّ آزادی بیان، به فرد یا افراد دیگری به واسطه ی &laquo;بیان خود&raquo; خسارتی مادی، معنوی یا روانی وارد کند، باید غرامت آن را بدهد. در آمریکا برای همین بخش اخیر، خسارتی بسیار هنگفت تحت عنوان &laquo;خسارت تنبیهی&raquo; Punitive Damagel ایجاد کرده اند که هر عامل زیان زننده ای، علاوه بر جبران خسارت های وارده، از توهّم امکان خسارت مجدّد هم بیرون بیاید.
در مسأله ی توهین به پیامبر اعظم خاتم حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم در فیلم آمریکایی &laquo;برائت از مسلمانان&raquo;، تحقّق جرم &laquo;توهین مذهبی&raquo; &nbsp;Insulting Religion/ blasphemy قطعی است. در یکی از بخش های دستورالعمل 2009 محکومیّت ایالات متّحده، امکان مجازات شدیدتر عاملان عمدی توهین به مقدّسات آمده است. نیز بر اساس بند سوم ماده 415 قانون مجازات ایالت کالیفرنیا، این اقدامات به عنوان &laquo;اخلال در صلح&raquo; &nbsp;Peace disturbing the به علت بیان &laquo;کلمات توهین آمیز&raquo; Words offensive محسوب و با مجازات زندان و جریمه ی نقدی یا هر دو مواجه می شود.
به این ترتیب علاوه بر اقدامات ملّی هر کشور علیه عاملان این توهین، چنین اقدامی به جهت عدم جلوگیری از انتشار نیز با مسؤولیّت مقامات آمریکایی مواجه می شود و می توان نهادهای بین المللی همانند مجمع عمومی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری همانند شورای حقوق بشر را مجاب به صدور قطعنامه و در ادامه پی گیری قضایی در دادگاه های بین المللی کرد.
از طرف دیگر از سازمان همکاری های اسلامی نیز توقّع ایجاد یک نهاد قضایی برای صیانت از اسلام و مسلمانانی که مورد تجاوز و آسیب های جدّی قرار گرفته اند، می رود.
از سوی دیگر باید تلاش کرد تا فرآیند تصویب و اجرایی شدن &laquo;قطعنامه ی توهین به ادیان&raquo; را که از سال 1999 در مجمع عمومی متوقّف مانده، قویّاً پی گیری شود تا این کار سخیف در هیچ کشوری و برای هیچ دینی تکرار نگردد.
نکته ی مهم این است که توهین&zwnj; به ادیان الهی و مقدّسات این ادیان گرچه جزو مسایلی است كه در قوانین بین&zwnj;المللی منع شده است و با مرتكبان برخورد می&zwnj;شود، اما این عمل غیرقانونی و اخلاقی در مورد دین اسلام از گستردگی بیش تری برخوردار است و متأسّفانه هیچ پیگیری قضایی نیز صورت نمی گیرد!
توهین به انبیا، مقدّسات و بشر، &laquo;نقض رعایت حقوق بشر&raquo; بوده و از نظر قواعد بین&zwnj;المللی، &laquo;جرم&raquo; است. بر اساس منشور حقوق بشر، توهین&zwnj; به افراد مختلف &laquo;جرم&raquo; است؛ چه رسد به انبیا. هیچ كس حق ندارد ادیان به رسمت شناخته شده ی دنیا را مورد اهانت قرار دهد. حتّی بر اساس قوانین بین المللی، پیروان ادیان نیز باید مورد احترام قرار گیرند.
از سوی دیگر، موضوع &laquo;صلح&raquo;، یكی از اهداف اصلی تشكیل &laquo;سازمان ملل متّحد&raquo; بوده و هر اقدامی كه به &laquo;صلح جهانی&raquo; بین كشورها لطمه بزند، &laquo;جرم&raquo; است و باید با آن برخورد مناسب صورت گیرد. درباره ی فیلم موهن ساخته شده، كشور آمریكا مسؤول برخورد و پیگیری است و عدم برخورد و ادامه ی این اعمال خلاف اخلاق و انسانیّت، موجب تنش&zwnj;هایی در دنیا شده و اعتراض هایی را برانگیخته است.
در حال حاضر بیش از یك میلیارد مسلمان دنیا نسبت به این فیلم واكنش دارند. حتّی بسیاری از مسیحیان و یهودیان و نیز کشیش ها در بسیاری از کشورها نیز اعلام تنفّر کرده اند. عدم برخورد به موقع با عوامل آن به &laquo;صلح جهانی&raquo; لطمه وارد می&zwnj;كند. این موضوع از طریق نهادهای قانونی و بین&zwnj;االمللی باید مورد توجّه قرار گیرد و شخص مرتكب، مجرم است و جرمش هم جرمی سنگین است. كسی یا كسانی كه مرتكب این اعمال شدند یا افرادی كه آن را تبلیغ كنند، باید مورد تعقیب و پیگیری قانونی قرار گیرند.
در حال حاضر كشورهای اسلامی دارای نهادهای بین&zwnj;المللی اسلامی هستند و از آن طریق شاید بتوان موضوع را پیگیری كرد اما بهترین راهكار این است كه در اجلاس های سازمان ملل، موضوع محكوم و متن و اعلامیه ای در تقبیح این فیلم تهیه و امضا و همان جا موضوع پیگیری شود.
احترام به حقوق بشر در تمام كشورهای جهان به رسمیّت شناخته شده و در خود سازمان ملل متّحد هم رعایت حقوق بشر و حقوق انسان ها از مسایل اساسی اعلامیه ی حقوق بشر محسوب شده است. مخصوصاً توهین به انبیا كه از حسّاسیّت بالایی برخوردار است. بی&zwnj;شك طرّاحان چنین فتنه&zwnj;هایی دنبال ایجاد تنش بین ادیان هستند و با این اقدام می&zwnj;خواهند ایجاد تنش كنند که این اقدام، مردود است.
از حیث حقوق بین الملل، دادگاه&zwnj;های بین&zwnj;المللی در ماجرای توهین به ادیان موضع&zwnj;گیری نکردند و متأسّفانه از نظر حقوق بین&zwnj;&zwnj;الملل کیفری، توهین به ادیان یا ترویج خصومت دینی یا موارد مشابه آن جرم&zwnj;انگاری نشده است! نه در کنوانسیون&zwnj;های دو جانبه و چند جانبه و نه در معاهدات سازمان ملل متحد، چنین مواردی را به &zwnj;عنوان جرم نمی&zwnj;توان دید. این خلأ حقوقی بزرگ در حقوق بین&zwnj;الملل کیفری دیده می&zwnj;شود؛ چراکه مشاهده شده است که درگیری&zwnj;های مذهبی بسیاری در گوشه و کنار دنیا رخ داده یا به&zwnj; دلیل خصومت&zwnj;های مذهبی بعضاً روابط کشورها و حتی تمدّن&zwnj;ها دچار تنش و بحران شده است و چه بسا صدها هزار نفر نیز تاکنون قربانی جنگ&zwnj;های مذهبی شده&zwnj;اند.
حق آن است که جامعه ی بین&zwnj;المللی توهین به ادیان را به &zwnj;عنوان جرم بین&zwnj;المللی جرم&zwnj;انگاری کند. مثلاً می&zwnj;توان این مورد را در الحاقات اساسنامه ی دادگاه بین&zwnj;المللی کیفری گنجاند. همان طور که در این الحاقات، قتل و شکنجه یا آزار گروه سیاسی یا نژادی یا مذهبی جرم خوانده شده است، &laquo;اهانت به ادیان&raquo; نیز می&zwnj;تواند به این الحاقات اضافه شود. حتی باید موضوع جرم&zwnj;انگاری توهین به ادیان و اعتقادات مذهبی ادیان شناخته شده ی جهان را در معاهدات بین&zwnj;المللی پیگیری کرد.
ساموئل &zwnj;هانتینگتون و همفکرانش وقتی سخن از برخورد تمدّن&zwnj;ها به میان آوردند بر این نکته تاکید داشتند که تنش مذهبی، عامل عمده ی جنگ&zwnj;افروزی در جهان است. از سوی دیگر با توجه به اینکه در چند دهه ی گذشته عمده ی جنگ&zwnj;ها در جهان، نه بین دولت&zwnj;ها بلکه بین طرفداران افراطی مذاهب مختلف بوده است. مانند جنگ در بوسنی و هرزگوین، افغاستان، پاکستان، هند، کشمیر، میانمار، حوثی&zwnj;ها در یمن و جنگ مجازی القاعده علیه جهان غرب و... به نظر می رسد جامعه ی بین&zwnj;الملل هم زمینه ی پذیرش چنین پیشنهادی را داشته باشد.
از آن جا که در غرب مفهوم آزادی بیان بسیار مورد توجه قرار دارد، برخی ممکن است مقابله با ساختار&zwnj;شکنان دینی را با آزادی بیان متضاد بینگارند، هم چنانکه باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در سخنان اخیر خود پیرامون این فیلم، چنین مطلبی را آورده است. اما حق آن است که آزادی بیان بدون قید و شرط نیست. اگر مشتمل بر توهین و تهمت باشد از قالب بیان خارج است و اصلاً آزادی بیان محسوب نمی&zwnj;شود. آزادی و بیان دو کلمه ی مقدّس هستند که در پرتو آنها هر انسانی می&zwnj;تواند اندیشه و فکر خود را در سطح جامعه عرضه کند. آزادی بیان و حتّی آزادی اطّلاعات و علم باید یک چارچوب منطقی داشته باشد.
آزادی بیان مبنای تمدّن غرب است. نگاهی به رساله&zwnj;های فلاسفه و اندیشمندانی که آزادی بیان را ابداع کردند نشان می دهد که منظور آنها از آزادی بیان، &laquo;آزادی عقیده&raquo; بوده نه &laquo;آزادی توهین&raquo;! متأسّفانه آنچه در این قبیل آثار مانند رمّان سلمان رشدی، کاریکاتورهای موهن، فیلم ها و... مشاهده می&zwnj;شود توهین است و از شمول &laquo;بیان قابل قبول&raquo; خارج می&zwnj;شود. هیچ کدام از اهانت ها نسبت به ادیان، نمی تواند مصداق آزادی بیان باشد. امانوئل کانت در تعریف حقوق، آن را &laquo;هماهنگی و جمع &zwnj;آزادی&zwnj;های انسان&zwnj;ها با همدیگر&raquo; می داند. بنابراین آزادی هرکس، نباید ناقض حقوق و آزادی&zwnj;های دیگران شود.
اگر توهین به ادیان در حقوق بین&zwnj;الملل جرم&zwnj;انگاری شده بود برخی کشورهای حمایت کننده از این قبیل اهانت های بیانی، مکتوب یا تصویری، نمی&zwnj;توانستند از هتّاکان به ادیان حمایت کنند. بگذریم از این که همواره در برخوردهای حقوقی و قضایی، اراده ی سیاسی خیلی مهم است. اگر اراده ی سیاسی وجود نداشته باشد یک پرونده ی حسّاس گشوده نمی&zwnj;شود. در برخی موارد که اراده ی سیاسی برخی کشورها به دنبال آن است، افرادی تحت تعقیب قرار می گیرند که آدمی تعجّب می کند و نمونه های آن هم بسیار است.
به طور کلّی باید گفت از منظر اسلام، کلّیّه ی رسانه ها در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخلّ به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. از سوی دیگر، &laquo;سبِّ &zwnj;نبی&raquo; در کتب فقهی اهل تسنّن و تشیّع بوده و بر اساس آن، هر&zwnj;کسی که سبّ و توهین به پیغمبر یا سایر انبیا و معصومین علیهم السلام را داشته باشد، مجازاتش اعدام است. البتّخ می&zwnj;توان با تأمّل در سیره ی عملی پیامبر&zwnj;(صلی الله علیه و آله وسلم) و بزرگان اسلام این قاعده ی فقهی را مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل فقهی نیز قرار داد و موارد عمل به آن و موارد قابل چشم پوشی را (مثل ماجرای یهودی که بر سر پیامبر خاتم خاکروبه می ریخت و هنگام مریضی، نبی به عیادت او رفت و او مسلمان شد و از دنیا رفت) استخراج کرد که در جای خود باید تبیین و تحقیق شود.
نهم : نتیجه و حرف آخر
آنچه در رسانه های کنونی علیه سیما و واقعیّت دین به طور کلّی و همه ی ادیان آسمانی و ابراهیمی و بویژه دین مبین اسلام و پیامبر عظیم الشّأن خاتم دیده می شود، مبارزه ی باطل علیه حق و حقیقت است. بداندیشان، با احساس عدم مقابله و ناتوانی برای شکست اسلام و گسترش مکتب اومانیستی لیبرال دموکراسی، هرازگاهی برای ایجاد موج و اختلاف افکنی میان مسلمانان و نیز منفی کردن جلوه ی اسلام میان مسیحیان و مردم غرب، با استفاده از تکنیک های رسانه ای اقداماتی انجام می دهد که بنا بر فرمایش خداوند سبحان، نتیجه ی عکس و خلاف اهداف خود را خواهند گرفت؛ چرا که: وَ مَکَرُواْ وَ مَکَرَ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین (آل عمران: ۵۴)
و بی تردید، نور خدا خاموش شدنی نیست؛ زیرا: یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.
از سوی دیگر، حرمت&zwnj;گذاری به مقدّسات، اصل مشترک همه ی ادیان است و در قرآن عظیم نیز بر آن تأکید رفته است. (انعام: 108) اگر دینی مقدّسات دین دیگری را حرمت نگذارد، می&zwnj;داند که همین مسیر در برابر آنان هم قرار خواهد گرفت. بر این اساس، همبستگی دینی برای جلوگیری از اهانت به مقدّسات ادیان دیگر، به خودی خود راه را بر افراطیون ادیان سد می&zwnj;کند که وظیفه ی دینی خود را در نفی و اهانت به سایر ادیان می&zwnj;دانند و در طول تاریخ مروّج خشونت&zwnj;های دینی بوده&zwnj;اند. اساساً اهانیت، ابزار افرادی است که در مقام اثبات اعتقاد و سخن خود، منطق و استدلال محکمی ندارند. در میدان اهانت، گفتگوها فضای علمی و سالمی نخواهد داشت و تبدیل به محیط کینه و دشمنی می شود و هرگونه استدلال علمی و منطقی هم در این محیط آلوده، بی فایده است.
به نظر ما نه آن کشیش افراطی و شهرت&zwnj;طلب قرآن سوز &laquo;تری&zwnj;جونز&raquo; نماینده ی مسیحیّت است و نه طالبان و القاعده و گروه های تکفیری سخنگویان اسلام اند و نه سرمایه گذاران و حامیان مالی فیلم های موهن قدیم و جدید، نماینده ی مسیحیان یا یهودیان اند؛ بلکه اهدافی سیاسی پشت این توهین ها خوابیده است که ریشه در دین ستیزی مطلق دارد. متدیّنان و انسان&zwnj;های اخلاقی و عقل&zwnj;مدار در سطح جهان با هر دینی که هستند، راهی جز حرمت&zwnj;گذاری به مقدّسات دیگران ندارند که بر پایه ی قلب و روح و احساس آنان استوار است.
اما ما مسلمانان وظیفه داریم به دور از &laquo;بی دردی مزمن&raquo; و فراگیر، تلاش خود را داشته باشیم. بویژه های عکس العمل ها و اعلام مواضع آشکار و محکوم نمودن این اقدامات غیر انسانی و شیطانی و در عرصه هنری، رسانه ای و دنیای مجازی، به حرکت هایی جهادی نیاز داریم. اگر فردای قیامت آن نبیّ اعظم خاتم از ما بپرسد که چه کرده اید، و آیا تمام آنچه می توانستید، کردید، چه پاسخی خواهیم داشت!؟ درواقع در کنار واکنش های احساسی و کوتاه مدّت که در جای خود لازم است، برخی اقدام های اساسی تر از قبیل فرهنگ سازی برای معرّفی چهره ی واقعی دین اسلام و پیامبر گرامی خاتم حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم ضرورتی صدچندان دارد.
البته شرط این تلاش و پیروزی، اتّحاد تمامی مسلمین در صف واحد در مقابل دشمنان است نه اینکه هر کدام فرقه و دسته ای جداگانه را در پیش بگیرند و تحت برنامه ی دشمن یا غافلانه، بر علیه هم عمل کنند. بدانیم که خدا، دین، کتاب و پیامبرمان واحد است و اختلاف های فقهی و کلامی، نباید اساس دین را سست نماید و فضا را برای سوء استفاده ی دشمن هوشیار، آماده سازد.
ما مسلمانان با یقین کنیم که هر روز این صدا در تمام زمین می پیچد که:
هَلْ مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه، هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخافُ اللّهَ فينا، هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللّهَ فِى اِغاثَتِنا، هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو ما عِنْدَاللّه فِى اِعانَتِنا؛ آيا مدافعی مخلص هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستي هست كه از خدا بترسد و ما را ياري دهد؟ آيا فريادرسي هست كه به خاطر خدا ما را ياري رساند؟ آيا كسي هست كه به خاطر روضه و رضوان الهي به نصرت و مدد ما بشتابد؟
و بی شک، در مقابل این سخن، همه مسؤولیم. آیا به اندازه ی مسؤولیّت&shy;مان تلاش می کنیم!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سابقه طولانی توهین به اسلام و مقدسات در غرب ( از سلمان رشدی تا شارلی ابدو)</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/سابقه-طولانی-توهین-به-اسلام-و-مقدسات-در-غرب--از-سلمان-رشدی-تا-شارلی-ابدو</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/سابقه-طولانی-توهین-به-اسلام-و-مقدسات-در-غرب--از-سلمان-رشدی-تا-شارلی-ابدو</guid>

<description><![CDATA[
اقدامات اسلام ستیزانه اقدام تازه ای نیست و با نگاهی به تاریخچه و سابقه اینگونه رفتار می&zwnj;بینیم که اینگونه رفتارهای افراطی و موهن در دنیایی که به آزادی بیان مشهور شده است مسبوق به سوابقی طولانی است.
از سلمان رشدی تا ونگوگ
اگر بخواهیم به جریان تاریخی ماجرا نگاهی بیندازیم، قدیمی ترین و نام آشنا ترین اقدام این چنینی مربوط به سلمان رشدی در سال ۱۳۶۷ هجری شمسی بوده است، سالی که این نویسنده ملحد بریتانیایی- هندی کتاب ضد اسلامی &laquo;آیات شیطانی&raquo; را نوشت و در آن شخصیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، صحابه و همسران وی را در قالب انسان&zwnj;های دیگر اما با همان نام یا نام&zwnj;های مشابه، مورد اهانت قرار داد و در همان سال امام خمینی (قدس سره) حکم کشتن وی را صادر کرد و این فتوا تا به امروز بر قوّت خود باقی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در سال ۱۳۸۳ حکم امام خمینی (قدس سره) را غیرقابل تغییر خواند. از همان سال به بعد افراد و رسانه&zwnj;های متعدد دیگری اقدام به چنین کاری کردند و به نوعی این...

&nbsp;
سابقه طولانی توهین به اسلام و مقدسات در غرب
( از سلمان رشدی تا شارلی ابدو)
&nbsp;
&nbsp;اقدامات اسلام ستیزانه اقدام تازه ای نیست و با نگاهی به تاریخچه و سابقه اینگونه رفتار می&zwnj;بینیم که اینگونه رفتارهای افراطی و موهن در دنیایی که به آزادی بیان مشهور شده است مسبوق به سوابقی طولانی است.
از سلمان رشدی تا ونگوگ
اگر بخواهیم به جریان تاریخی ماجرا نگاهی بیندازیم، قدیمی ترین و نام آشنا ترین اقدام این چنینی مربوط به سلمان رشدی در سال ۱۳۶۷ هجری شمسی بوده است، سالی که این نویسنده ملحد بریتانیایی- هندی کتاب ضد اسلامی &laquo;آیات شیطانی&raquo; را نوشت و در آن شخصیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، صحابه و همسران وی را در قالب انسان&zwnj;های دیگر اما با همان نام یا نام&zwnj;های مشابه، مورد اهانت قرار داد و در همان سال امام خمینی (قدس سره) حکم کشتن وی را صادر کرد و این فتوا تا به امروز بر قوّت خود باقی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در سال ۱۳۸۳ حکم امام خمینی (قدس سره) را غیرقابل تغییر خواند. از همان سال به بعد افراد و رسانه&zwnj;های متعدد دیگری اقدام به چنین کاری کردند و به نوعی این جریان از همان سال&zwnj;ها ادامه پیدا کرد.
&nbsp;پس از اقدام توهین آمیز سلمان رشدی، تئودور ون گوگ (از نوادگان برادر ونسان ون گوگ) که یک فیلمساز و روزنامه نگار هلندی بود فیلمی با نام &laquo;تسلیم یا مطیع&raquo; ساخت که در آن به اسلام به&zwnj;عنوان عامل اصلی سرکوب زنان مسلمان پرداخته می&zwnj;شود و شخصیت اصلی این فیلم یک دختر مراکشی است. به همین دلیل پس از ساخت آن تجمعات اعتراضی بسیاری درکشورهای افریقایی و خصوصاً در مراکش رخ داد؛ این فیلمساز هلندی مدتی بعد از ساختن این فیلم در سال ۲۰۰۴ میلادی (۱۳۸۳ هجری قمری) توسط یک جوان ۲۷ ساله مراکشی به قتل رسید.
وقتی دانمارک آتش خشم مسلمانان را شعله ور می&zwnj;کند
در سال ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ هجری قمری) برای اولین بار یک مجله دانمارکی در اقدامی هدفمند، کاریکاتورهای موهنی از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) منتشر کرد. به بهانه&zwnj;ی آزادی بیان این کاریکاتورها در مطبوعات دانمارک چاپ و در فضای مجازی به سرعت پخش شد. پس از چاپ این کاریکاتور به سفارتخانه&zwnj;های دانمارک در سراسر جهان حمله شد و در جریان درگیریها عده زیادی کشته شدند.
با محوریت این کاریکاتورها یکسال بعد یعنی سال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۵ هجری قمری) فیلم مستند کوتاه &laquo;فتنه&raquo; توسط یک فیلمساز هلندی ساخته شد. شروع این مستند، تصویری از صفحات قرآن کریم است که با تصویری از کاریکاتور موهن آغاز و در آن به آیات قرآن و شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) توهین می&zwnj;شود.در انتهای فیلم نیز، از مسلمانان خواسته می&zwnj;شود که این آیات را خودشان از قرآن پاره کرده و دور بریزند و جلوی گسترش اسلام را بگیرند. فیلم با این جمله به پایان می&zwnj;رسد: &laquo;stop islamization&raquo;. این فیلم در سکانسی، داستان را به جریان کشته شدن کارگردان فیلم &laquo;تسلیم&raquo; گره می&zwnj;زند و آشکارا خود را ادامه دهنده جریان هتک حرمت، نشان می&zwnj;دهد. خیلی زود این فیلم و کاریکاتورهای موهن، رسانه&zwnj;ای شدند و مردم مسلمان دنیا به خشم آمدند و تظاهرات&zwnj;های اعتراضی در جهان علیه کشور دانمارک صورت گرفت. برخی مقامات کشورهای اسلامی واکنش نشان دادند و تعدادی از کشورهای اسلامی علیه کالاهای دانمارکی، تحریم وضع کردند. در ایران هم علاوه بر تظاهرات، چند اقدام ابتکاری صورت گرفت و برخی از شرکت&zwnj;های بزرگ دانمارکی، تحریم شدند. رهبر معظم انقلاب هم همان سال (۱۳۸۵) را به نام &laquo;پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم)&raquo; نامگذاری و بسیاری از مراجع عظام تقلید مثل آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی و&hellip; نسبت به این ماجرا واکنش نشان دادند، همچنین بسیاری از سازمان&shy;ها و دستگاه&shy;های دولتی و نهادهای انقلابی ، همچون وزارت امور خارجه، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع جهانی بیداری اسلامی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی&nbsp; و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور، حوزه&shy;های علمیه، شورای فرهنگ عمومی کشور &nbsp;و بسیاری از دیگر شخصیت ها و نهادها این اقدام جنایتکارانه را به شدت محکوم کردند.
&nbsp;به نام ۱۱ سپتامبر به کام یک کشیش آمریکایی
در سال ۲۰۱۰ میلادی (۱۳۸۹ هجری قمری) همزمان با نهمین سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر عده&zwnj;ای از افراطی گرایان آمریکا اقدام به سوزاندن قرآن کریم کردند و خشم بسیاری از مسلمانان را برانگیختند. با این اقدام، توجه به قرآن میان مردم دنیا، افزایش یافت و فروش قرآن کریم، در کشورهای غربی، رشد چشمگیری پیدا کرد. در همان سال جدال&zwnj;های مختلفی پیرامون قرآن سوزی صورت گرفت. جرقه اصلی این قرآن سوزی توسط کشیش تری جونز زده شد ولی وقتی با مخالفت&zwnj;های افراد و نهادهای متعددی مبنی بر برنامه قرآن سوزی مواجه شد روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰ گفت: &laquo;ما قطعاً قرآن&zwnj;سوزی نخواهیم داشت؛ نه امروز، نه هیچ وقت دیگر&raquo; اما در اسفند ۸۹ اقدام به سوزاندن قرآن در کلیسایش نمود که واکنش شدید اعتراضی مسلمانان مواجه شد. به فرموده قرآن &laquo;آنان می&zwnj;خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آن&zwnj;که خدا گرچه کافران را ناخوش افتد، نور خود را کامل خواهد گردانید&raquo;.(صف -۶۱).
یکسال بعد یعنی سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۹۰ هجری قمری) جری تونز، کشیش ضد اسلامی آمریکایی که پیش از این هم اقدام به سوزاندن قرآن در کلیسای خود کرده بود فیلم &laquo;برائت از مسلمانان&raquo; را ساخت. انتشار قسمت&zwnj;هایی از این فیلم با دوبله عربی در برخی شبکه&zwnj;ها و سایت&zwnj;های مصری، بازتاب جهانی یافت و تظاهرات و اقدامات خشمگینانه مسلمانان، این&zwnj;بار سفارت&zwnj;خانه&zwnj;های آمریکا را مورد هدف قرار داد.
حملات مرگبار به دفتر شارلی ابدو
در ژانویه ۲۰۱۵ (۱۳۹۴ هجری قمری) مجله فرانسوی &laquo;شارلی ابدو&raquo; بار دیگر کاریکاتورهای موهنی نسبت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) منتشر کرد و پس از انتشار آن، دفتر این مجله در پاریس مورد حمله قرار گرفت و در جریان این درگیری ۱۷ نفر که ۱۲ نفر آنها کارکنان این نشریه فرانسوی بودند -از جمله کاریکاتوریست این مجله که توهین کرده بود- کشته شدند. نکته جالب توجه اینکه سلمان رشدی، همان کسی که به نوعی آغاز کننده این جریان در دوره معاصر بود هم از اقدام این نشریه حمایت کرد وگفت: &laquo;مسلمانان باید با کاریکاتورهای موهن از شخصیت&zwnj;های مورد احترام خود، کنار بیایند.&raquo;
&nbsp;
مشابه چنین اقداماتی در طول این سال&zwnj;ها همچنان ادامه داشت و هراز گاهی خبرهایی از کشورهای اروپایی و آمریکایی مبنی بر توهین به اسلام و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) به گوش می&zwnj;رسید اما در همین روزهای اخیر، چند اقدام مشابه که با هم به صورت همزمان رخ داد یکبار دیگر مسلمانان را خشمگین و عصبانی کرد. ابتدا عده&zwnj;ای از راست گرایان افراطی در شهر مالمو سوئد به قرآن اهانت کردند و نسخه&zwnj;ای از آن را سوزاندند. نکته قابل توجه اینکه راسموس پالودن، رهبر یکی از احزاب افراط&zwnj;گرای دانمارک، برای برپایی تظاهرات و سوزاندن قرآن در سوئد فراخوان داده و قرار بود خود در این تظاهرات شرکت کند، اما نیروهای امنیتی سوئد از ورودش به این کشور جلوگیری کردند بنابراین می&zwnj;بینیم که یکبار دیگر ردپای دانمارک در این جریان دیده می&zwnj;شود.
پس از این اتفاق در سوئد، یک گروه اسلام ستیز در نروژ تجمعی ضداسلامی برگزار کردند و در جریان این تجمع دست به هتک حرمت قرآن و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) زدند این درحالیست که نروژ سال گذشته هم بار دیگر هتک حرمت به قرآن کرده بود و اعتراض بسیاری از مسلمانان جهان را برانگیخته بود. در تازه&zwnj;ترین اقدام این جریان اسلام ستیزانه هم مجله فرانسوی شارلی ابدو که پیش از این نیز سابقه انجام چنین اقدامات وهن آمیزی را داشته که به بخشی از آنها اشاره شد اقدام به بازنشر کاریکاتورهای موهن خود کرد و نویسنده سرمقاله آن هم نوشت &laquo;این تصاویر به تاریخ تعلق دارد، و تاریخ را نه می&zwnj;توان دوباره نوشت و نه پاک کرد&raquo; گفتنی است که این اقدام در آستانه برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۴ فرد متهم به همدستی در حمله به تحریریه &laquo;شارلی ابدو&raquo; و دو حمله&zwnj;ای که در روزهای پس از آن روی داد، صورت گرفت.
&nbsp;
&nbsp;واکنش علما و مراجع نسبت به بی حرمتی&zwnj;ها
مجموع این اقدامات اسلام ستیزانه و وهن آمیز اخیر موجب شد که شخصیت&zwnj;های اسلامی داخلی و خارجی بسیاری نسبت به آن واکنش دهند؛ آیت&zwnj;الله اعرافی مدیر حوزه&zwnj;های علمیه و رئیس هیئت امنای جامعه المصطفی العالمیه در بیانیه ای که به منظور محکوم کردن این اقدام نوشت بیان کرد: &laquo;جسارت به قرآن کریم جز برآمده از کینه شیطانی و فرهنگ دیو صفتانه نخواهد بود، اسلام و دانشمندان مسلمان همواره بر تعامل و تعایش حکیمانه میان انسان&zwnj;ها و حوار میان ادیان الهی و احترام به مقدسات آن تأکید ورزیده&zwnj;اند، اکنون که ندای اسلام عزیز در جهان طنین&zwnj;افکن و پرچم آن در اهتزاز است، مستکبران و گروه&zwnj;های بی منطق و عقل ستیز و خرد سوز در سایه ترس وانفعال به جنگ با روشنایی و پیکار با ارزش&zwnj;های انسانی و الهی دست آلوده کرده&zwnj;اند غافل از آنکه مکروا ومکر الله والله خیر الماکرین ویریدون لیطفئوا نورالله بافواهم والله متم نوره.&raquo;
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم در بیانیه ای با اشاره به اهانت اخیر غربی&zwnj;ها به قرآن کریم نوشت: &laquo;اقدامات ضد اسلامی جنون&zwnj;آمیز در بستر یک منطق آمریکایی شکل&zwnj;گرفته و آن خطر ظهور تمدن اسلامی و بر هم خوردن نظم جهانی آمریکایی است. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این اقدام شنیع و همچنین بازنشر کاریکاتورهای اهانت&zwnj;آمیز نسبت به رسول اکرم (صلی&zwnj;الله علیه و آله و سلم) را محکوم می&zwnj;کند و اعلام می&zwnj;دارد که ما در مقابل اسلام هراسی و اسلام&zwnj;ستیزی منفعل عمل نخواهیم کرد و بااراده بیشتری به تعمیق و ترویج معارف قرآنی خواهیم پرداخت. نور پر فروغ قرآن و شکوه و عظمت این مصحف شریف که سرشار از معارف الهی و انسانی است با جان و نفوس مسلمین گره خورده است و هرگز خاموش نخواهد شد.&raquo;
سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی هم به همین بهانه، بیانیه ای صادر کرد و در بخشی از آن نوشت: &laquo;زشتی این کار جاهلانه هنگامی آشکارتر می&zwnj;شود که بدانیم قرآن کریم، تنها کتاب آسمانی است که به بیانی آشکار از پیامبران بزرگ الهی، چون ابراهیم، موسی و عیسی علیهم&zwnj;السلام یادکرده و اهانت به هر یک از ایشان را اهانت به همه پیامبران شمرده است.&raquo;
آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی، رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (علیهم السلام) هم از رخ دادن چنین اتفاقی اظهار تأسف کرد و نوشت: &laquo;اهانت به قرآن کریم، اهانت به تورات و انجیل و همه کتب آسمانی است. اهانت به قرآن عزیز، اهانت به همه انبیا الهی است. اهانت به قرآن، پایمال کردن همه ارزش&zwnj;ها و دستورات همه ادیان آسمانی است.&raquo;
حجت الاسلام خسروپناه، استاد حوزه و دانشگاه هم در پی هتک حرمت قرآن کریم در کشور سوئد پیامی صادر کرد و در بخشی از آن نوشت: &laquo;حادثه دلخراش توهین به قرآن مقدس در سوئد و در منظر پلیس این کشور توسط عده&zwnj;ای از مستبدان فاشیستی، باعث جریحه دار شدن مسلمانان جهان گردید. این عمل غیر اخلاقی و غیرعقلانی، شیوه دیگر فاشیستهای مدرن برای اسلام ستیزی بعد از تشکیل داعش در غرب و جنایت آن در شرق است.&raquo;
آیت الله هادوی تهرانی هم نسبت به این واقعه واکنش نشان داد و در بیانیه ای بیان کرد: &laquo;باید به حال رهبرانی که آیات نادانی آنان در گذشته و حال زندگیشان چشم&zwnj;ها را خیره کرده است، گریست که شادمانه در این بزم جهالت پای می&zwnj;کوبند و خویش را حامیان آزادی می&zwnj;شمارند و صدها نفرین بر سردمداران برخی کشورهای اسلامی که به این محفل شیطانی می&zwnj;پیوندند و در این میانه به دنبال تقویت روابط خود با دشمنان اسلام هستند، غافل از آنکه آب در هاون می&zwnj;کوبند و جایگاه خود در جهنم مستحکم می&zwnj;کنند.&raquo;
&nbsp;این پیام&zwnj;ها و بیانیه&zwnj;ها تنها بخشی از واکنش&zwnj;های علما و مسلمانان داخل ایران نسبت به وقایع اخیر بود اما این واکنش&zwnj;ها وبیانیه ها فقط محدود به ایران نیست و همه کشورها از رخ دادن چنین اتفاقاتی اظهار تأسف کردند و واکنش نشان دادند؛ به عنوان نمونه &laquo;احمد الطیب&raquo; شیخ الازهر مصر در بیانیه&zwnj;ای که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد نوشت: &laquo;کسانی که جرأت کردند و جنایت سوزاندن قرآن کریم را مرتکب شدند باید بدانند که این جنایات از همه لحاظ یک تروریسم وحشیانه و نژاد پرستی نفرت انگیزی است که همه تمدن&zwnj;های بشری از آن به دور هستند، و هیزمی برای آتش تروریسم است که شرق و غرب از آن رنج می&zwnj;برند.&raquo; علی ارباش رئیس امور دینی ترکیه هم با تأکید بر اینکه اهانت به قرآن کریم در اروپا نشان دهنده از بین رفتن عقل است، آن را دلیل آشکاری بر تبدیل شدن اسلام هراسی به دشمنی با اسلام دانست.
سخن را با بخشی از سخنان آیت الله جوادی آملی، مفسر قرآن و از مراجع عظام تقلید پایان می بریم؛ وی در یکی از همایش&zwnj;هایی که با موضوع &laquo;قرآن کریم و مسائل جهان معاصر&raquo; سخنرانی کرده بود گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در آیه ۳۰ سوره فرقان این ندا را دادند &laquo;یا رب ان قومی اتخذوا هذا القران مهجورا&raquo; در حالی که این آیه شریفه به مساله مهجوریتی اشاره دارد که پیامبر از آن سخن می&zwnj;گوید. مهجورا یعنی متروکا و محجور از ریشه حجر به معنای هذیان است. اینکه گفته شد &laquo;ان الرجل لیحجر&raquo; یعنی این مرد هذیان می&zwnj;گوید. آنکه در دانمارک حرف زند و قرآن را مهجور و یا محجور کرده است هذیان می&zwnj;گوید. آنان یک جنگ همه جانبه را بر علیه قرآن و اسلام آغاز کرده اند ما هم باید در دو جبهه بجنگیم هم باید با هجر و متروک شدن قرآن و هم با حجر و هذیان گویی علیه آن بجنگیم چون از دو جبهه دشمن حمله می&zwnj;کند و ما از این ۲ جبهه آسیب می&zwnj;بینیم آمادگی در این دو جبهه ضروری است. هتک پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) مساوی با هتک قرآن است. کسی که قرآن و پیامبر را ۲ حقیقت جدا از هم می بیند احول است. آن ۲ جز یک حقیقت بیش نیستند. همین یک حقیقت است که به صورت قرآن و به صورت انسان یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) جلوه می&zwnj;کند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خلاصه ای از زندگی بزرگ مرد تاریخ حضرت علی علیه السلام</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/خلاصه-ای-از-زندگی-بزرگ-مرد-تاریخ-حضرت-علی-علیه-السلام</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/خلاصه-ای-از-زندگی-بزرگ-مرد-تاریخ-حضرت-علی-علیه-السلام</guid>

<description><![CDATA[
پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانى و كتاب&rlm;هاى آنان ایمان دارم، تو مى&rlm;دانى كه من به ' خلیل الله' ـ حضرت ابراهیم ـ ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل مى&rlm;پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت، و عظمت كعبه، و به احترام این مولود عزیزى كه در شكم دارم، و او پیوسته با من انس گرفته و تكلم مى&rlm;نماید، این ولادت را برایم آسان گردان...


پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانى و كتاب&rlm;هاى آنان ایمان دارم، تو مى&rlm;دانى كه من به ' خلیل الله' ـ حضرت ابراهیم ـ ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل مى&rlm;پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت، و عظمت كعبه، و به احترام این مولود عزیزى كه در شكم دارم، و او پیوسته با من انس گرفته و تكلم مى&rlm;نماید، این ولادت را برایم آسان گردان.


&nbsp;على علیه السلام فرزند كعبه
علامه ابن صباغ مالكى گوید: على علیه السلام در مكه مشرفه در داخل بیت الحرام (كعبه) در روز جمعه، سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سى&rlm;ام عام الفیل به دنیا آمد. و پیش از او هیچكس در كعبه متولد نشد، و این فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است. ( الفصول المهمة، ص 30)
كیفیت ولادت على (ع)
كیفیت ولادت حضرت على همانند اوصاف و شمائلش بى نظیر بوده، و در تاریخ بشریت كسى همانند او دیده نشده است!
'فاطمه بنت اسد' ـ مادر گرامى امام علی &zwnj;ـ&nbsp; در حالى كه مانند سایر مردم، خانه&rlm; كعبه را طواف مى&rlm;نمود درد زایمان وى را فرا گرفت و در میان زائران خانه خدا در حالى كه به شدت متاثر بود مناجاتى با صاحب كعبه كرد و گفت:
پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانى و كتاب&rlm;هاى آنان ایمان دارم، تو مى&rlm;دانى كه من به ' خلیل الله' ـ حضرت ابراهیم ـ ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل مى&rlm;پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت، و عظمت كعبه، و به احترام این مولود عزیزى كه در شكم دارم، و او پیوسته با من انس گرفته و تكلم مى&rlm;نماید، این ولادت را برایم آسان گردان.
دعاى فاطمه مستجاب شد. ناگاه تماشاگران مشاهده كردند كه خانه خدا از سوى جنوب شرقى (باب مستجار) باز شد، و فاطمه وارد كعبه گشت، و دیوار باز شده آن بهم پیوست، و تا سه روز در شریفترین مكان گیتى مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به كمك ماموران الهى و حوریان بهشتى به دنیا آورد. مردم تماشاگر، این قضیه شگفت انگیز را دهان به دهان به گوش مردم مكه رساندند، و جمعیت انبوهى دور كعبه گرد آمده و منتظر نتیجه آن بودند، و حتى متصدیان و كلید داران كعبه هر چه تلاش كردند، نتوانستند در كعبه را باز كنند، و لذا جمعیت فراوانى از رفتن به خانه و كار و كسب خود بازمانده، و با شوق و ولع شدید مى&rlm;خواستند با میهمان كعبه دیدار كنند.
سه روز از این جریان تاریخى گذشت ولى هنوز خبرى از آن به دست نیامد، روز چهارم ناگاه دیوار كعبه از همان مكانى كه قبلاً باز شده بود، دوباره باز شد، و در حالى كه چشمان مردم خیره شده بود 'فاطمه بنت اسد' ـ مادر گرامى امیر المؤمنین ـ&nbsp; با حالتى شادان و خوشحال از كعبه خارج گشت. مردم تماشاگر دیدند فاطمه مولودى را به بغل گرفته كه نور در چهره&rlm;اش متجلى است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:
اى مردم! خداوند از میان زنان مخلوقاتش مرا برگزید، و مرا بر زنان ممتاز گذشته برترى داد،&nbsp; اگر'آسیه' به طور مخفى خدا را پرستش كرد... و اگر'مریم' در هنگام زایمانش از درخت&rlm; خشكیده رطب چید، خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالمیان در گذشته مقدم داشت، زیرا من فرزندم را در خانه &rlm;خدا به دنیا آوردم!! و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم! و از میوه&rlm;هاى بهشتى و طعام مخصوص الهى پذیرایى مى&rlm;گشتم!! و هنگام خروجم از كعبه خطاب رسید: &laquo; اى فاطمه! نام مولود كعبه را 'على' بگذار،و من'على اعلى' هستم، من فرزندت را از قدرتم آفریدم، او در بالاى این كعبه اذان مى&rlm;گوید، و بت&rlm;ها را از آنجا پاك مى&rlm;كند، او پیشواى این امت &rlm;بعد از حبیب من&rlm;&laquo;محمد صلى الله علیه و آله&rlm;&raquo;است، خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته و یارى&rlm;اش نماید، واى بر كسى كه وى را نافرمانى نموده و حقش را تباه سازد...( الخرائج و الجرائح، ج 1 ،ص 171 ـ مدینة المعاجز،&nbsp; ص 5 ـ بحار الانوار،&nbsp; ج 35 ، ص 18، ح 14 و ص 36 ح 37 ـ&nbsp; الغدیر، ج 6 ، ص 22)
&nbsp;لازم به توضیح است كه جریان ولادت امیر المؤمنین در داخل كعبه را، مرحوم علامه امینى از دهها كتاب معتبر اهل سنت نقل نموده كه به بخشى از آنها اشاره مى&rlm;گردد: مروج الذهب، مسعودی، ج 2 ، ص 2ـ تذكرة الخواص الامه، ابن جوزى، ص 7 ـ الفصول المهمة، ص 14 ـ سیره حلبى، ج 1 ص 150 ـ شرح الشفا، ج 1، ص 151 ـ مطالب السؤل، ص 11ـ&nbsp; نزهة المجالس، ج 2 ، ص 204)
&nbsp;
مولود كعبه بعد از ولادت
'فاطمه بنت اسد' چون ازكعبه با فرزند عزیزش خارج گشت، نخست پدرش حضرت ابوطالب از آنان استقبال نموده، و میوه دلش را در آغوش گرفت، مولود كعبه در همان لحظات آغاز زندگى&rlm;اش خطاب به پدر ارجمندش گفت: 'السلام علیك یا ابتاه و رحمة الله و بركاته'، و ابوطالب نیز جواب سلام على را داده و او را مورد نوازش قرار داد.
سپس پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وارد خانه ابوطالب شد، و على را در آغوش كشید، و چون چشمان على به چهره مبارك رسول خدا افتاد، به حركت آمده و تبسم كرد، و با چهره&rlm;اى خندان گفت: 'السلام علیك یا رسول الله و رحمة الله و بركاته'، و آنگاه به دستور رسول اكرم صلى الله علیه و آله شروع به خواندن كتابهاى آسمانى كرد، و از صحف آدم و نوح و ابراهیم آغاز نمود و آیاتى را از زبور و تورات و انجیل قرائت كرد، و در پایان از اول سوره 'مؤمنون' تا آیه دهم را با آهنگ زیبا تلاوت فرمود، و بدین طریق عظمت&rlm;خود را به جهان انسانیت نشان داد، و رسول اكرم صلى الله علیه و آله را خوشحال و خشنود ساخت (بحار الانوار، ج 35 ، ص 22 و 37 ـ منتهى الآمال، ص 142 ـ شجره طوبى، ص 219)
تا جایى كه پیامبر خدا(ص) در مورد على علیه السلام فرمودند: ' لقد ولد لنا اللیلة مولود یفتح الله علینا به ابوابا كثیرة من النعمة و الرحمة' یعنی همانا خداوند متعال براى ما در این ایام فرزندى عطا فرمودند كه در سایه او درهاى زیادى از نعمت و رحمت الهى به روى ما گشوده مى&rlm;گردد.(شرح ابن ابى الحدید ج 4 ص 15)
دوران كودكى على (ع)
امیر المؤمنین على علیه السلام تا سن سه سالگى در خانه خویش و در كنار پدر و مادر خود زندگى مى&rlm;كرد، و بسیار مورد تكریم و احترام آنان بود، زیرا على علیه السلام علاوه از نظر فرزندى كه محبوب والدین خویشتن بوده است، كمالات و غرایب آن حضرت، از قبیل سخن گفتن در شكم مادر، باز شدن دیوار كعبه به احترام وى، سلام به پدر و مادر و تمام انبیاء الهى به ویژه به رسول خدا، تلاوت قرآن و سایر كتاب&rlm;هاى آسمانى در حضور رسول گرامى اسلام هنگام تولد، همه و همه موقعیت امیر المؤمنین علیه السلام را در میان مردم به ویژه خانواده&rlm;اش دو چندان كرده بود، لذا پدر بزرگوارش در میهمانى تولد 'مولود كعبه' همه مردم مكه را به ولیمه او دعوت نمود، و تعداد زیادی شتر و گاو و گوسفند عقیقه كرد...
على علیه السلام از نظر تربیت&rlm; خانوادگى فوق العاده بالا و چشمگیر بود، و نیازى به مراقبت افراد عادى نداشت هر چند پدر او رئیس قبائل مكه و متصدى اموركعبه بود و در میان مردم موقعیت &rlm;بى نظیرى داشت و روى همین ویژگیها بود كه پدر او پس از بعثت رسول خدا قویترین حامى و یاور رسول الله(ص) در برابر دشمنان و بد اندیشان به حساب مى&rlm;آمد...
و مادرش'فاطمه' نیز از زنان پاكدامن و اسوه حقیقت و ایمان به شمار مى&rlm;آمد، و نخستین زنى است از زنان عالم كه پس از'خدیجه كبرى' به رسول خدا ایمان آورد.
آرى امیر المؤمنین هر چند در دوران كودكى بسر مى&rlm;برد، ولى از نظر كمالات انسانى و سجایاى اخلاقى و عصمت و سایر فضائل لازم، هیچگونه كمبودى نداشت، ولى هر چه هست آن حضرت نیاز به كمالات بیشترى داشت، و باید از سر چشمه 'وحى' تربیت و تعلیم او تضمین مى&rlm;گردید، و جز آغوش پیامبر، و آن مربى دلسوز و واسطه بین خدا و خلقش، كسى دیگرى هر چند ابو طالب و فاطمه بنت اسد(دو گوهر گرانبها) هم باشند نمى&rlm;توانند كمالى بر كمالات على علیه السلام بیفزایند.
على تربیت یافته خدا و رسول
به اعتقاد شیعه و پیروان مكتب بحق ولایت، على امیر المؤمنین و یازده فرزند گرامیش به ترتیب جانشین بلا فصل رسول خدا(ص) و خلیفه الهى در عالم خلقت مى&rlm;باشند، و موظفند علاوه بر حفظ دین و سایر وظایف مهم دیگر، رهبرى و تربیت صحیح توده&rlm;هاى مردم را بر عهده گیرند، بنا بر این تربیت&rlm;خود آنان باید از طریق خدا و منبع وحى صورت گیرد، و با آداب الهى و تربیت پیامبر بزرگ اسلام(ص) متخلق و مؤدب گردند. در این زمینه روایت شده كه پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند: من تربیت یافته خدا، و على تربیت یافته من است. (مكارم الاخلاق، ص 17 )
یعنى رسول خدا بطور مستقیم با آداب الهى تربیت مى&rlm;گردد، و امیر المؤمنین على علیه السلام نیز با همان آداب خداوندى، منتهى از طریق پیامبر عزیز اسلام تربیت مى&rlm;شود.
در حدیث دیگری می خوانیم كه امام علی(ع) می فرمایند: همانا رسول خدا با آداب الهى مؤدب گردیده، و او نیز مرا با همان روش تربیت نموده، و من هم وظیفه دارم مؤمنین و پیروان خویش را به همان كیفیت پرورش داده، و ارزش&rlm;هاى واقعى را ترویج نمایم. (تحف العقول، ص 114 ـ بحار الانوار، ج 77، ص 414 )
بدین بیان تربیت و ادب مولاى متقیان از طریق منبع وحى و رسالت پیامبر خدا(ص) صورت گرفته است. از اینرو على(ع) تجسم ادب الهى و رسول او مى&rlm;باشد، و سعى دارد دیگران را نیز با همان ارزش&rlm;ها رهبرى فرماید.
على به خانه پیامبر منتقل مى&rlm;گردد
چون على علیه السلام متولد گردید، و پیامبر خدا خود را به وى رسانید، آن حضرت خطاب به مادر على علیه السلام فرمودند: گهواره على را در كنار رختخواب من قرار دهید، و پیامبر گرامى شخصا بیشتر امور تربیتى على علیه السلام را بر عهده گرفت، هنگام نیاز، آن فرزند كعبه را شستشوى مى&rlm;داد، و در شیر خوردنش كمك مى&rlm;كرد، و براى اینكه آن طفل را بخواباند گهواره&rlm;اش را حركت مى&rlm;داد، و با آهنگ دلنواز براى وى مى&rlm;خواند، و گاهى به سینه&rlm;اش مى&rlm;گرفت و مى&rlm;فرمود! این كودك برادر من است، او را به یاورى و ولایت و پناه و پناهندگى برگزیده&rlm;ام او امید و پشتوانه من است، این فرزند عزیز و نوزاد گرامى جانشین و وصى من و شوهر دخترم و امین وصایایم و خلیفه&rlm;ام بعد از من خواهد بود.
رسول خدا هرگز وى را از خود دور نمى&rlm;گذاشت، و هر كجا مى&rlm;رفت على علیه السلام را با خود مى&rlm;برد، و حتى هنگام رفتن به كوهها و دشت و دره&rlm;ها پیوسته مولود كعبه را همراه داشت. (بحار الانوار، ج 35 ، ص 9 و 10 ـ جلاء العیون، شبر، ج 1 ، ص 243ـ شجره طوبى، ص 219 و 220)
همچنین نقل شده چون خشكسالى و قحطى عجیبى درجزیرة العرب پدیدار گردید، حضرت ابو طالب با داشتن مسئولیت اجتماعى و عائله&rlm;مندى زیادى در مضیقه مالى قرار گرفت. پیامبر خدا(ص) به&nbsp; عموهای خود، حمزه و عباس فرمودند: بیائید هر كدام یكى از فرزندان ابو طالب را به خانه خود منتقل كنیم تا زحمت &rlm;بار زندگى را از دوش وى بكاهیم. آنان نیز پذیرفته و به&rlm; خانه ابو طالب آمدند و در نتیجه حمزه 'جعفرطیار' ، و عباس 'طالب' را برگزیدند، و رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نیز على را برگزیدند و فرمودند: من كسى را برگزیدم كه خداوند او را براى من در مورد شما برگزیده است. (شرح ابن ابى الحدید، ج 1 ، ص 15&zwnj;&zwnj; )
منزلت خاص علی(ع) نزد رسول خدا (ص)
1- ابن عباس می گوید: رسول خدا(ص) درجاى نماز خود نشسته و گروهى از مهاجر و انصار نزد ایشان بودند كه جبرئیل علیه السلام فرود آمد و گفت: اى محمد، حضرت حق تو را سلام مى&rlm;رساند و می فرماید: على را فراخوان و او را مقابل خود بنشان. جبرئیل علیه السلام به آسمان بالا رفت، پیامبر(ص) على را فراخواند و مقابل خود نشاند. جبرئیل بار دیگر فرود آمد و طبقى از خرما همراه داشت، آن را میان آن دو نهاد و گفت: بخورید. هر دو خوردند، سپس طشت و ابریقى حاضر ساخت و گفت: اى رسول خدا ـ كه درود خدا بر تو و خاندانت باد ـ خداوند تو را امر مى&rlm;كند كه آب بر دست على بن ابى طالب بریزى. پیامبر(ص) فرمود: گوش به فرمان و مطیع خدایم و آنچه پروردگارم فرموده انجام مى&rlm;دهم. ابریق را برگرفت و ایستاده آب بر دست على بن ابى طالب علیه السلام مى&rlm;ریخت . على علیه السلام عرضه داشت: اى رسول خدا، من سزاوارترم كه آب بر دست شما ریزم، فرمود: اى على، خداوند مرا بدین كار دستور داده است. آن گاه هر چه آب بر دست على علیه السلام مى&rlm;ریخت قطره&rlm;اى از آن در طشت نمى&rlm;چكید. على علیه السلام عرضه داشت: اى رسول خدا، نمى&rlm;بینم كه چیزى از آب در طشت بریزد؟! فرمود:اى على، فرشتگان در گرفتن آبى كه از دست تومى&rlm;چكد با هم مسابقه مى&rlm;دهند و با آن چهره خود را مى&rlm;شویند و بدان تبرك مى&rlm;جویند! ( بحار الانوار، ج 39، ص 121)
2- نقل شده كه پیامبراكرم(ص) داخل خانه فاطمه علیها السلام شد و فرمود: اى فاطمه، امروز پدرت میهمان توست. فاطمه علیها السلام گفت: پدر جان! حسن و حسین از من خوراكى خواسته&rlm;اند و من چیزى نداشتم كه براى خوردن به آنان دهم. سپس پیامبر(ص) داخل شد و در كنار على و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نشست و فاطمه سرگردان مانده بود و نمى&rlm;دانست چه كند!
پیامبر(ص) لختى به آسمان نگریست كه جبرئیل علیه السلام فرود آمد و گفت: اى محمد، خداى برتر و والا سلامت مى&rlm;رساند و تو را تحیت و گرامیداشتى ویژه مى&rlm;فرستد و گوید: به على و فاطمه و حسن و حسین بگو كه از میوه&rlm;هاى بهشت چه میل دارند؟ پیامبر(ص) یك یك آنان را صدا زد و فرمود: خداوند دانست كه شما گرسنه&rlm;اید، اینك از میوه&rlm;هاى بهشت چه میل دارید؟
آنان به خاطر شرم از پیامبر(ص) لب فرو بستند و پاسخى ندادند. حسین علیه السلام گفت: پدرم اى امیر مؤمنان، مادرم اى سرور زنان بهشت و برادرم اى حسن پاك، آیا اجازه مى&rlm;دهید كه من از میوه&rlm;هاى بهشت برگزینم؟ همه گفتند: اى حسین،بگو كه به انتخاب تو خشنودیم. حسین گفت: اى رسول خدا، به جبرئیل بگو ما خرماى تازه میل داریم. پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا این را مى&rlm;داند. آن گاه فرمود: اى فاطمه، برخیز و به داخل اتاق برو و آنچه آنجا هست بیاور. فاطمه علیها السلام به داخل رفت، طبقى دید از بلور كه حوله&rlm;اى سبز بر روى آن كشیده شده و در آن خرماى تازه در غیر فصل خود قرار دارد. پیامبر(ص)&nbsp; فرمود: اى فاطمه، این از كجاست؟ گفت: از سوى خدا، كه خداوند هر كه را خواهد بى&rlm;حساب روزى&rlm;مى&rlm;دهد.
پیامبر(ص) برخاست و آن را گرفت و نزد همه نهاد. سپس بسم الله گفت و یك دانه خرما برداشت و در دهان حسین نهاد و فرمود: گوارایت باد اى حسین. سپس دانه دیگرى برداشت و در دهان حسن نهاد و فرمود: گوارایت باد اى حسن. آن گاه دانه سوم را برداشت و در دهان فاطمه نهاد و فرمود: گوارایت باد اى فاطمه. و دانه چهارم را برداشت و در دهان على نهاد و فرمود: گوارایت باد اى على.&nbsp; آن گاه دانه دیگرى به على داد و &rlm;می فرمود: گوارایت باد اى على. آن گاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم برخاست و دوباره نشست، سپس همگى از آن خرما خوردند، چون دست كشیدند و سیر شدند ظرف خرما به فرمان خدا به آسمان بالا رفت .
فاطمه علیها السلام عرض كرد: پدر جان، امروز كار شگفتى از شما دیدم! فرمود: اى فاطمه خرماى اول را كه در دهان حسین نهادم و گوارا بادش گفتم بدان جهت بود كه شنیدم میكائیل و اسرافیل مى&rlm;گفتند: گوارایت باد اى حسین، من هم با آنان موافقت كردم. خرماى دوم را كه در دهان حسن نهادم شنیدم جبرئیل و میكائیل گوارا باد گفتند من هم به موافقت آنها گفتم. خرماى سوم را كه در دهان توـ اى فاطمه ـ نهادم شنیدم كه حور العین با سرور و شادى در حالى كه از بهشت به سوى ما سركشیده بودند گوارا باد مى&rlm;گفتند، من نیز به موافقت آنان گفتم. خرماى چهارم را كه در دهان على نهادم ندایى از سوى خداى سبحان شنیدم كه گوارا باد مى&rlm;گفت، من نیز به موافقت او گفتم. سپس چند دانه پى در پى به على دادم و پیوسته صداى خداى سبحان را مى&rlm;شنیدم كه گوارا باد مى&rlm;گفت. به همین دلیل براى تجلیل پروردگار عزت برخاستم، و شنیدم كه مى&rlm;فرمود: اى محمد، به عزت و جلالم سوگند كه اگر از این لحظه تا روز قیامت به على دانه خرما مى&rlm;دادى من&rlm;هم بلاانقطاع به او گوارا باد مى&rlm;گفتم. ( بحار الانوار، ج 43، ص 310)
محبوبترین بندگان
او بنده خداست ولى محبوبترین آنهاست. زیرا او بیشترین و خالصانه&rlm;ترین عبادات را در بین امت داشت. گویند اینكه او را ابو تراب نامیده&rlm;اند بدان خاطر است كه او عبادات و نمازهاى فراوان انجام مى&rlm;داد و پیشانیش همه گاه خاك آلود به علت&rlm; سجده&rlm;هاى طولانى و مكررش بود!
'ام ایمن' مرغى را بریان كرده و براى رسول صلى الله علیه و آله آن را هدیه آورد و عرض كرد اى رسول خدا، من خود این مرغ را تهیه كرده و خود آن را پخته&rlm;ام و براى شما آورده&rlm;ام. پیامبر(ص)&nbsp; آن هدیه را قبول كرد و دعا كرد: خداوندا محبوبترین بندگانت را برسان كه در این غذا با من هم سفره شود. در همان لحظه صدای در زدن آمد. 'انس' با این آرزو كه خدایا این محبوب از انصار باشد در را باز كرد، دید على علیه السلام است. عذر آورد كه پیامبر فعلا سرگرم كار است و كسى را نمى&rlm;پذیرد. بار دیگر دعاى پیامبر صلى الله علیه و آله و صداى در بلند شد و انس در را باز كرد و على بود و همان عذر را ذكر و على را رد كرد.
&nbsp;بار سوم در زدند و رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود اى انس، در را باز كن، تو اول كسى نیستى كه قومت را دوست مى&rlm;دارى. او از انصار نیست. انس مى&rlm;گوید این بار رفتم و على علیه السلام را آوردم و او با پیامبر صلى الله علیه و آله هم سفره و هم غذا شد. (مستدرك صحیحین، ج 3، ص 131)
جلوه&rlm;هاى عبادت على علیه السلام
ما على علیه السلام را ندیدیم و از حالات او در عبادت آگاهى نداریم ولى آنها كه تصادفا او را در برخى از حالات عبادتش دیده&rlm;اند نقل&rlm;هاى حیرت انگیز دارند كه مطالعه آنها در كتب راویان دلها را مى&rlm;لرزاند.
'ابو درداء' نمونه&rlm;اى از حال عبادت او را این گونه شرح مى&rlm;دهد. سحرگاهان او را در حال قرائت قرآن در نخلستان دیدم كه قرآن مى&rlm;خواند و اشك مى&rlm;ریخت. و هم او را در اواخر شب دیدم، واله و مبهوت، از خود بیخود شده، كه اشك مى&rlm;ریخت و جزع&nbsp; و بیتابى مى&rlm;كرد. از شدت بیحالى بر روى زمین افتاد و خاموش شد. به بالاى سرش شتافتم و او را چون چوبى خشك بر زمین دیدم. حركتش دادم، دیدم تكان نمى&rlm;خورد. گفتم همه از خدائیم و بازگشت ما به سوى خداست، به خدا قسم على علیه السلام از دنیا رفت.
گفتم بهتر است آن را به فاطمه علیها السلام خبر دهم، به در خانه&rlm;اش رفتم و در زدم. فاطمه پرسید &laquo;كیستى؟&raquo; گفتم ابو درداء خادم درگاه شمایم. &laquo;چه خبر است در این وقت&rlm;شب؟ &raquo;گفتم بانوى من سرت به سلامت&rlm;باشد،على از دنیا رفته است. پرسید &laquo;او را در چه حالتى یافتى؟&raquo; گفتم در حال عبادت. فرمود: &laquo; على علیه السلام نمرده است. او از خوف&rlm;خدا غش كرده .م(امالى، مجلس 18)
عبادت ناشى از ایمان
على علیه السلام خدا را باور داشت. مى&rlm;دانست&rlm; خدا و حساب و معاد حق است. همه چیز براى او عینى شده بود و خدا را در همه جا و همه چیز مى&rlm;دید. خود فرمود: هیچ پدیده&rlm;اى را ندیدم جز آنكه خداى را قبل از آن، با آن و پس از آن دیده&rlm;ام. 'ما رایت&rlm;شیئا الا و رایت الله قبله و معه و بعده'. (قصار نهج البلاغه)
&nbsp;عبادت او سر آمد بود و در این مساله همین بس كه در نماز در سجده ضربه خورد و فرقش شكافت ولى دست از نماز برنداشت و نماز را تمام كرد. پس از ضربه خوردن او را به خانه مى&rlm;بردند. نظرى به طلوع فجر افكند و فرمود: اى صبح، تو شاهد باش كه تنها در این لحظه و اولین بار است كه على علیه السلام را دراز كشیده مى&rlm;بینى!!. و بدین خاطر است كه امام سجاد علیه السلام مى&rlm;فرماید چه كسى مى&rlm;تواند چون على علیه السلام خدا را عبادت كند: و من یقدر على عبادة جدى على بن ابیطالب.
او اهل عشق و مناجات عاشقانه بود. چشمانش از شوق دیدار خداگریان بود. و زیبائى و خلوص عبادت را پس از پیامبر تنها در زندگى على(ع) مى&rlm;شد مشاهده كرد. رسول خدا صلى الله علیه و آله در شان ایمانش فرمود: اگر همه آسمانها و زمین را در یك كفه ترازو و ایمان على علیه السلام را در كفه&rlm;اى دیگر بگذارند كفه ایمان على بیشتر سنگینى خواهد كرد. (غایة المرام، ص 509)
غرق در عبادت
او در عبادت چنان اوج مى&rlm;گرفت، كه مى&rlm;توان گفت از جهان و آنچه در آن است غافل مى&rlm;شد و براى عده&rlm;اى بسیار از مردم این باور نكردنى است كه در حال نماز تیر از پایش بدر آوردند و او از دردش ننالد و حتى بگوید كه متوجه آن نبودم&rlm;. مگر ممكن است&rlm; یك انسان از نظر اوج روحى و كمالات نفسانى تا این درجه به پیش رود؟
او در حال وضو گرفتن مى&rlm;لرزید و در حال نماز رعشه براندام داشت. در ذكر 'لبیك' رنگ از رخساره&rlm;اش مى&rlm;پرید. از احساس كوچكى خود در پیشگاه خداوند همه گاه احساس شرم مى&rlm;كرد.
او در عبادت و عمل، در مسیر زندگى خداى را چنان شاهد و حاضر مى&rlm;دید كه مى&rlm;فرمود اگر پرده&rlm;ها را بردارند، چیزى بر یقین من اضافه نخواهد شد. 'لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا'. و هم مى&rlm;فرمود: خدائى را كه با چشم دل نبینم او را عبادت نمى&rlm;كنم و تا حال هم عبادت نكرده&rlm;ام. ' لم اعبد ربا لم اره'.
و به همین خاطر على علیه السلام همه جا را محضر خدا مى&rlm;كند و دامنه عبادتش را به همه جا مى&rlm;كشاند، مسجد، كوچه، خیابان، بازار، میدان جنگ، محیط خانه و همه جا براى او معبد است و بدین سان هیچ لحظه&rlm;اى بر على نمى&rlm;گذرد جز آنكه آن لحظه در عبادت سپرى مى&rlm;شود.
رأفت و مهربانی على علیه السلام
على علیه السلام مظهر محبت و عاطفه بود، او رنج میكشید و كار میكرد و سر انجام مزد كار خود را صرف بیچارگان و درماندگان مى&rlm;نمود.
وی براى نیازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگى بود. او پدر یتیمان و فریاد رس بیوه زنان و دستگیر درماندگان و یاور ضعیفان بود. در زمان خلافت&rlm; خود شبها از خانه بیرون میآمد و در تاریكى شب خرما و نان براى مساكین و بیوه زنان مى&rlm;برد و بصورت مرد نا شناس از در خانه آنها آذوقه و پول میداد بدون اینكه كسى بشناسد كه این مرد خیر و نوع پرور كیست؟
على علیه السلام هر كجا یتیمى میدید مانند پدرى مهربان دست نوازش بسر او میكشید و برایش خوراك و پوشاك میداد. آنحضرت روزى در كوچه میرفت زنى را دید كه مشك آب بر دوش گرفته و بخانه مى&rlm;برد و از سنگینى مشك ناراحت&rlm;بود. على علیه السلام مشك را از زن گرفت و به منزل وى رسانید و از طرز معیشت زن جویا شد. آن زن بدون اینكه او را بشناسد گفت &rlm;شوهرم از جانب على به ماموریت جنگى رفت و بشهادت رسید. و من از روى ناچارى براى تهیه معاش خود و بچه&rlm;هایم بخدمتگزارى مردم پرداختم. على علیه السلام از شنیدن این سخن خاطر مباركش دیگر گونه شد و شب را با ناراحتى بسر برد چون صبح شد زنبیلى از آرد و خرما برداشت و بخانه آنزن رفت و گفت من همان كسى هستم كه در آوردن مشك آب بتو كمك كردم. زن آذوقه را گرفت و از او تشكر نمود و گفت: &rlm;خدا میان من و على حكم كند كه فرزندان من یتیم و بى غذا مانده&rlm;اند.
&nbsp;على علیه السلام وارد خانه شد و فرمود من براى خدمت تو و كسب ثواب حاضر هستم. من كودكان ترا نگه میدارم و تو نان بپز. آن زن مشغول پختن نان شد و على علیه السلام هم كودكان یتیم را روى زانوى خود نشانید و در حالیكه اشك از چشمان مباركش فرو میغلطید خرما به دهان آنها میگذاشت و میفرمود: اى بچه&rlm;هاى من،اگر على نتوانسته است&rlm;بكار شما برسد او را حلال كنید كه وى تعمدى نداشته است.
چون تنور روشن شد و حرارت آن به صورت مبارك آنجناب رسید پیش خود گفت: اى على گرمى آتش را بچش و از حرارت آتش دوزخ بیمناك باش، اینست&rlm;سزاى كسى كه از حال یتیمان و بیوه زنان بى خبر باشد!
در اینموقع زن همسایه وارد شد و حضرت را شناخت و به صاحب خانه گفت واى بر تو این على است كه تو او را به كار وا داشته&rlm;اى! آن زن پیش على علیه السلام شتافت و عرض كرد چقدر زن بیشرمی باشم كه چنین گستاخى نموده و امیرالمؤمنین را بكار وا داشته&rlm;ام، از تقصیر من در گذر. على علیه السلام فرمود: تو را در اینكار تقصیرى نیست&rlm; بلكه وظیفه من است كه باید به كار یتیمان و بیوه زنان رسیدگى كنم. (بحار الانوار، جلد 41 ، ص 52).
على علیه السلام در حسن سلوك و رفتار با مردم چنان فروتن و مهربان بود كه حدى بر آن نمی توان تصور نمود. او كریم و نجیب و اصیل و با عاطفه بود و بزرگواریش زبان زد خاص و عام بود و دشمنانش نیز او را بدارا بودن چنین خصال كریمه میستودند.
كلام آخر
شخصیت عظیم و گسترده امیر المؤمنین على علیه السلام وسیعتر و متنوعتر از این است كه یك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن اندیشه را به جولان آورد. براى یك فرد، حد اكثرى كه میسر است این است كه یك یا چند ناحیه معین و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد.
یكى از صفات این شخصیت عظیم، صفت تأثیر او بر روى انسانها به شكل مثبت&rlm; یا منفى است و به عبارت دیگر 'جاذبه و دافعه'&nbsp; نیرومند اوست كه هنوز هم نقش فعال خود را ایفا مى&rlm;نماید و در این كتاب درباره&rlm;اش گفتگو شده است.
شخصیت افراد از نظر عكس العمل سازى در روحها و جانها یكسان نیست. به هر نسبت كه شخصیت حقیرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول مى&rlm;دارد و در دلها هیجان و موج ایجاد مى&rlm;كند، و هر چه عظیمتر و پرنیروتر است &rlm;خاطره انگیزتر و عكس العمل سازتر است، خواه عكس العمل موافق یا مخالف.
شخصیتهاى خاطره انگیز و عكس العمل ساز، زیاد بر سر زبانها مى&rlm;افتند، موضوع مشاجره&rlm;ها و مجادله&rlm;ها قرار مى&rlm;گیرند، سوژه شعر و نقاشى و هنرهاى دیگر واقع مى&rlm;شوند، قهرمان داستانها و نوشته&rlm;ها مى&rlm;گردند. اینها همه، چیزهایى است كه در مورد على علیه السلام به حد اعلى وجود دارد و او در این جهت &rlm;بى&rlm;رقیب و یا بسیار كم رقیب است. گویند محمد بن شهر آشوب مازندرانى ـ كه از اكابر علماى امامیه در قرن هفتم است ـ هنگامى كه كتاب معروف مناقب را تالیف مى&rlm;كرد، هزار كتاب به نام 'مناقب'&nbsp; كه همه درباره على علیه السلام نوشته شده بود در كتابخانه خویش داشت. این یك نمونه مى&rlm;رساند كه شخصیت والاى مولى در طول تاریخ چقدر خاطرها را مشغول مى&rlm;داشته است.
امتیاز اساسى على علیه السلام و سایر مردانى كه از پرتو حق روشن بوده&rlm;اند این است كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن اندیشه&rlm;ها، به دلها و روحها نور و حرارت و عشق و نشاط و ایمان و استحكام مى&rlm;بخشند.
فیلسوفانى مانند سقراط&nbsp; و افلاطون و ارسطو و بوعلى و دكارت نیز قهرمان تسخیر اندیشه&rlm;ها و سرگرم كردن خاطرها هستند. رهبران انقلابهاى اجتماعى مخصوصا در دو قرن اخیر، علاوه بر این،نوعى تعصب در پیروان خود به وجود آوردند. مشایخ عرفان پیروان خویش را احیانا آنچنان وارد مرحله 'تسلیم' مى&rlm;كنند كه اگر پیر مغان اشارت كند سجاده به مى رنگین مى&rlm;نمایند. اما در هیچ كدام از آنها گرمى و حرارت توام با نرمى و لطافت و صفا و رقتى كه در پیروان على، تاریخ نشان مى&rlm;دهد نمى&rlm;بینیم. اگر صوفیه از دراویش، لشكرى جرار و مجاهدانى كار آمد ساختند، با نام على كردند نه به نام خودشان.
حسن و زیبایى معنوى كه محبت و خلوص ایجاد مى&rlm;كند از یك مقوله است، و سیادت و منفعت و مصلحت زندگى كه كالاى رهبران اجتماعى، و یا عقل و فلسفه كه كالاى فیلسوف است، و یا اثبات سلطه و اقتدار كه كالاى عارف است، از مقوله&rlm;هاى دیگر.معروف است كه یكى از شاگردان بوعلى سینا به استاد مى&rlm;گفت اگر تو با این فهم و هوش خارق العاده مدعى نبوت شوى، مردم به تو مى&rlm;گروند، و بوعلى سكوت كرد. تا در سفرى در فصل زمستان كه با هم بودند، سحرگاه بوعلى از خواب بیدار شد و شاگرد را بیدار كرد و گفت: تشنه&rlm;ام، قدرى آب بیاور. شاگرد تعلل كرد و شروع كرد به عذر تراشیدن. هر چه بوعلى اصرار كرد، شاگرد حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترك كند. در همین وقت فریاد مؤذن از بالاى مأذنه بلند شد كه &rlm;&laquo;الله اكبر،اشهد ان لا اله الا الله،اشهد ان محمدا رسول الله&rlm;&raquo; بوعلى فرصت را مناسب دید كه جواب شاگرد را بدهد. گفت: تو كه مدعى بودى اگر من ادعاى پیغمبرى كنم مردم ایمان خواهند آورد، اكنون ببین فرمان حضورى من به تو كه سالها شاگرد من بوده&rlm;اى و از درس من بهره برده&rlm;اى آنقدر نفوذ ندارد كه لحظه&rlm;اى بستر گرم را ترك كنى و آبى به من بدهى، اما این مرد مؤذن پس از چهار صد سال فرمان پیغمبر را اطاعت كرده، از بستر گرم خارج شده و رفته بر روى این بلندى و به وحدانیت&rlm; خدا و رسالت او گواهى مى&rlm;دهد. ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا!
آرى فیلسوفان شاگرد مى&rlm;سازند نه پیرو، رهبران اجتماعى پیروان متعصب مى&rlm;سازند نه انسانهاى مهذب، اقطاب و مشایخ عرفان ارباب تسلیم مى&rlm;سازند نه مؤمن مجاهد فعال.
در على، هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابى و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتى از نوع خاصیت پیامبران. مكتب او، هم مكتب عقل و اندیشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسلیم و انضباط و هم مكتب حسن و زیبایى و جذبه و حركت.
على علیه السلام پیش از آنكه امام عادل براى دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار كند، خود شخصا موجودى متعادل و متوازن بود. كمالات انسانیت را با هم جمع كرده بود. هم اندیشه&rlm;اى عمیق و دور رس داشت و هم عواطفى رقیق و سرشار. كمال جسم و كمال روح را توام داشت. شب، هنگام عبادت از ما سوى مى&rlm;برید و روز در متن اجتماع فعالیت مى&rlm;كرد. روزها چشم انسانها مواسات و از خود گذشتگى&rlm;هاى او را مى&rlm;دید و گوشهایشان پند و اندرزها و گفتارهاى حكیمانه&rlm;اش را مى&rlm;شنید، و شب چشم ستارگان اشكهاى عابدانه&rlm;اش را مى&rlm;دید و گوش آسمان مناجاتهاى عاشقانه&rlm;اش را مى&rlm;شنید. هم مفتى بود و هم حكیم، هم عارف بود و هم رهبر اجتماعى، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضى بود و هم كارگر، هم خطیب بود و هم نویسنده. بالاخره به تمام معنى یك انسان كامل بود با همه زیبایی هایش.
( استاد شهید مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، جلد 16 ، صفحه 215 )
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>گزیده جملات از بیانیه گام دوم انقلاب/ جملات قصار از بیانیه گام دوم انقلاب</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/گزیده-جملات-از-بیانیه-گام-دوم-انقلاب-جملات-قصار-از-بیانیه-گام-دوم-انقلاب</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/گزیده-جملات-از-بیانیه-گام-دوم-انقلاب-جملات-قصار-از-بیانیه-گام-دوم-انقلاب</guid>

<description><![CDATA[

نخستین درخشش انقلاب، ترکیب جمهوریت و اسلامیت بود.
&nbsp;
آرمان بزرگ انقلاب اسلامی، ایحاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(ارواحنا له فداه) است.
&nbsp;
جمهوری اسلامی به اصول خود بشدت پایبند و به مرزبندی های خود با رقیبان و دشمنان بشدت حساس است.
&nbsp;
انقلاب اسلامی میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی بیند.
&nbsp;
انقلاب اسلامی از نظریه نظام انقلابی تا ابد دفاع می کند.
&nbsp;
&nbsp;انقلاب اسلامی دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد.
&nbsp;
انقلاب اسلامی در دوران جهان تقسیم شده بین شرق و غرب مادی، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد.
&nbsp;
شعارهای جهانی انقلاب اسلامی در همه عصر ها با فطرت بشر سرشته است.
&nbsp;
شعارهای انقلاب اسلامی مربوط به یک نسل و یک جامعه نیست تا در دوره ای بدرخشد و در دوره ای دیگر افول کند&zwnj;.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اهمیت پژوهش در سازمان</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/اهمیت-پژوهش-در-سازمان</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/اهمیت-پژوهش-در-سازمان</guid>

<description><![CDATA[
اهمیت پژوهش در سازمان در دنیای امروز، دانایی یکی از محور ها و شاخص های اصلی پیشرفت و تعالی هر جامعه ای به شمار می رود. سنجش سطح دانایی به میزان تولید و مصرف&nbsp;اطلاعات و گسترش دانایی به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی موثق وابسته است. دانسته های ما یا با مطالعه منابع اطلاعاتی موجود و یا بنا به پژوهش هایی که خود انجام می دهیم، به دست می آید. اگر این دانسته ها بر پایه نتایج پژوهش های قبلی باشد، در واقع به مصرف اطلاعات پرداخته ایم و اگر مبتنی بر مشاهدات و تحلیلهای جاری باشد، تالش ما به تولید اطلاعات منجر شده است؛ بنابراین، منبع اصلی تولید&nbsp;اطلاعات و دانش جدید در واقع حاصل فعالیت های پژوهشی است که انجام می گیرد. پژوهش در هر موضوع، به هر گونه و در هر سطحی که انجام شود، تلاشی منسجم و نظام مند در راستای توسعه دانش موجود درباره موضوع هایی است که با آنها سروکار دار یم. پژوهش کوششی است برای یافتن بهترین راهکار های ممکن برای حل مشکلات موجود در عرصه های زندگی. توسعه علمی،صنعتی و فرهنگی هر کشوری بدون پرداختن به امر پژوهش با موفقیت چندانی همراه نخواهد بود. درواقع پژوهش موتور محرک پیشرفت و توسعه محسوب می شود. حتی اگر نشانه هایی از توسعه بدون پرداختن به مبانی پژوهشی رخ دهد آن توسعه مستمر و پایدار نخواهد بود و نمی تواند مسیر مطمئنی را طی کند. بنابراین، پژوهش مبنای توسعه است و تضمینی برای استمرار توسعه به شمار می آید. هم چنین، به کاربستن نتایج پژوهش های انجام شده در هر زمینه ای به بهبود راهکارها و روش های معمول در زمینه های مورد نظر منجر می شود. بر همین مبنا، سازمانهای پیشرو همواره قبل و حتی بعد از هر اقدامی نسبت به انجام برخی پژوهش های نظری و میدانی مبادرت می ورزند. این دست پژوهشها این امکان را در اختیار سازمان ها قرار می دهد تا با دیدی بازتر و آگاهانه تر نسبت به امور پیرامونی تصمیم گیری نمایند.&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جایگاه علم و پژوهش در بیانیه گام دوم انقلاب</title>
<link>https://sarabiz.loxblog.com/جایگاه-علم-و-پژوهش-در-بیانیه-گام-دوم-انقلاب</link>
<guid>https://sarabiz.loxblog.com/جایگاه-علم-و-پژوهش-در-بیانیه-گام-دوم-انقلاب</guid>

<description><![CDATA[
"عنصر تحقیق و پژوهش در همه جا به صورت یک اصل در مجموعه کارها باید مورد توجه قرار گیرد"&nbsp; امام خامنه ای در گام دوم و سرفصل ها و توصیه های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش بینانه به آینده این بیانیه "علم و پژوهش" اولین سرفصل است و این موضوع نشان دهنده اهمیت روز افزون علم و فناوری در کلام رهبری است . در همین بخش می توان به موضوعاتی از جمله جوشاندن چشمه دانش، رستاخیز علمی، احساس مسئولیت بیشتر، مطالبه جهاد در علم، لزوم فتح قله های دانش جهان، رفع عقب افتادگی در علم به عنوان مهمترین کلید واژه ها اشاره کرد . علم و پژوهش از نگاه رهبر معظم انقلاب اگر ژرف یابی و پژوهش نباشد; نتیجه اش یک جا ایستادن، در جا زدن و با دنیای پیرامون خود...

"عنصر تحقیق و پژوهش در همه جا به صورت یک اصل در مجموعه کارها باید مورد توجه قرار گیرد"&nbsp; امام خامنه ای در گام دوم و سرفصل ها و توصیه های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش بینانه به آینده این بیانیه "علم و پژوهش" اولین سرفصل است و این موضوع نشان دهنده اهمیت روز افزون علم و فناوری در کلام رهبری است . در همین بخش می توان به موضوعاتی از جمله جوشاندن چشمه دانش، رستاخیز علمی، احساس مسئولیت بیشتر، مطالبه جهاد در علم، لزوم فتح قله های دانش جهان، رفع عقب افتادگی در علم به عنوان مهمترین کلید واژه ها اشاره کرد . علم و پژوهش از نگاه رهبر معظم انقلاب اگر ژرف یابی و پژوهش نباشد; نتیجه اش یک جا ایستادن، در جا زدن و با دنیای پیرامون خود به تدریج بیگانه تر شدن است. بنا به فرمایش ایشان پول فی نفسه اقتدار نمی آورد. آنی که اقتدار می آورد، دانش است. امرو ز اگر آمریکا پیشرفتگیِ علمیِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئی بکند و در همه ی مسائل عالم دخالت بکند. ثروت هم اگر به دست می آید از ناحیه علم به دست می آید علم را اهمیت بدهید. اینی که من سالهاست روی مسئله ی علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شکستن مرزهای علمیِ موجود تکیه میکنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست. دانش اقتدار می آور است. ایشان همچنین می فرمایند دانش، آشکارترین وسیله ی عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است و میبایست مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه ی دانش در میان خود اصرار بورزیم. ما هنوز از قلّه های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهم ترین رشته ها نیز عبور کنیم. مفاد ) دانش و پژوهش( بیانیه گام دوم در توصیه اول: - دانش، وسیله ی عزّت و قدرت ی ک کشور است . - به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم. - هنوز از قلّه های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه ها دست یابیم. - شکلگیری و ظهور یک انقالب علمی در کشور - با شتاب پیش میرویم ولی ای ن شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب افتادگی جبران شود . - این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید . بیانیه گام دوم و نقش علم و پژوهش دانش، آشکارترین وسیله ی عزّت و قدرت یک کشور یکی از محورهای مهم در بیانیه گام دوم انقالب، &raquo;علم و پژوهش&laquo; است؛ دانش، آشکارترین وسیلهی عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخالقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقبمانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، امّا مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمهی دانش در میان خود اصرار میورزیم. بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملّت ما از متوسّط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافل گیرکننده بود -یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسّط علم در جهان- به پیش رفته است. دستاوردهای دانش و فنّاوری ما در این مدّت که ما را به رتبهی شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایهی شگفتی ناظران جهانی شد و در برخی از رشتههای حسّاس و نوپدید به رتبههای نخستین ارتقاء داد، همه وهمه در حالی اتّفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن ساز، به رکوردهای بزرگ دست یافتهایم و این نعمت بزرگی است که بهخاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت. باید از مرز های کنونی دانش در مهم ترین رشته ها عبور کنیم. امّا آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه ی اهمّیّتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّه های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشته ها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کردهایم. عقب ماندگی شرمآور علمی در دوران پهلویها و قاجارها در هنگامی که مسابقه ی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. ما اکنون حرکت را آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم، ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقبافتادگی جبران شود. اینجانب همواره به دانشگاه ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی دراین باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده ام، ولی اینک مطالبه ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقالب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل: شهدای هسته ای نیز داده است. بهپاخیزید و دشمن بدخواه و کینه توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید. از همه این حرف هایی که گفته شد مهمتر مسئله علم و تحقیق و پژوهش است. پول فی نفسه اقتدار نمیآورد. آنی که اقتدار میآورد، دانش است. امروز اگر آمریکا پیشرفتگیِ علمیِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئی بکند و در همه ی مسائل عالم دخالت بکند. ثروت هم اگر به دست میآید از ناحیه علم به دست میآید علم را اهمیت بدهید. اینی که من سالهاست روی مسئله ی علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شکستن مرزهای علمیِ موجود تکیه میکنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست. دانش اقتدار میآورد. در دیدار با جمعی از نخبگان علمی کشور- 06/08/88 یکی از بالندگی و شکوفایی های جمهوری اسالمی رشد علمی کشور است پژوهش خیلی مهم است. البتّه ما پژوهشگاههایی داریم، خوب هم هست، امّا خود دانشگاهها باید پژوهش محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند و خود دانشگاه بشود پژوهش ]محور[. منافاتی هم ندارد که بیرون هم باشند، پژوهشگاهها و پژوهشکدههای بیرونی وجود داشته باشند، امّا خود دانشگاههاباید پژوهش محور بشوند. رشد علمی کشور است که بدون تالش و همت متخصصین و نخبگان کشور امکان پذیر نبود؛ حال انقلاب گام دوم خود را آغاز کرده است و پژوهش و مباحث علمی در نقطه بسیار مطلوبی قرار گرفته است؛ اما نکته مهمی که وجود دارد این است که این رشد علمی بایستی تداوم داشته باشد که شاهد اتفاقات چشمگیری در زمینه علمی داشته باشیم که این مطالبه مقام معظم رهبری هم به حساب میآید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 04:59:00 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

